علم نوین

تیرانوسور

تیرانوسور


تیرانوسور
دوره سنگواره‌ای: کرتاسه پسین

جمجمه تیرانوسور در پاله دلا دکوور[۱] پاریس
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: سوسماریان
بالاراسته: دایناسورها
راسته: خزنده‌وَرَکیان[۲]
زیرراسته: ددپایان[۳]
بالاخانواده: ستمگرسوسمارشکلان[۴]
خانواده: ستمگرسوسماران[۵]
زیرخانواده: ستمگرسوسماریان[۶]
سرده: تیرانوسور
آزبورن، ۱۹۰۵
گونه‌ها
  • تی.رکس

تیرانوسور، (به انگلیسی: Tyrannosaurusتی‌رکس یا دایناسور ستمگر دایناسوری گوشتخوار از دورهٔ کرتاسه[۷] می‌باشد.

تیرانوسور یک دسته از دایناسورهای ددپا است گونهٔ مشهور تیرانوسور رکس (رکس در لاتین به معنی پادشاه می‌باشد) به صورت عامیانه به تی رکس[۸] مختصر می‌شود، این نام در فرهنگ عمومی دنیا ماندنی شده‌است. آن‌ها در سراسر آمریکا شمالی امروزی زندگی می‌کردند با یک گسترهٔ خیلی وسیع‌تر نسبت به بقیهٔ ستمگرسوسماران.

سنگواره‌هایی از تی رکس در انواع شکل‌های تاریخی سنگ مربوط به سه میلیون سال آخر دورهٔ کرتاسه پیدا شده‌اند. (تقریباً ۶۸ تا ۶۵ میلیون سال قبل) آن‌ها در میان آخرین دایناسورهای پرنده بوده‌اند که پیش از رویداد انقراض سوم کرتاسه[۹] می‌زیستند.

همانند تیرانوسورسانان دیگر، تیرانوسور یک گوشتخوار دو پا با یک جمجمه بزرگ که با دم بزرگش تعادلش را ایجاد می‌کرده‌است. نسبت به پاهای عقب بزرگ و نیرومند، اندام‌های جلوی تیرانوسور کوچک بودند. تی رکس بزرگترین تیرانوسورسان و یکی از بزرگترین درندگان زمین شناخته شده‌است حدود ۱۳ متر طول، ۴ متر ارتفاع و ۶/۸ متریک تن وزن داشته‌است. تیرانوسور دایناسورهای اردک‌منقار (هادروسور)[۱۰] و شاخ‌چهره[۱۱] را شکار می‌کرده اگرچه کارشناسان عقیده دارند او یک لاشه‌خوار بوده‌است.

نمونه‌های مختلف تیرانوسور در مقایسه با انسان

ویژگی ها

تی رکس را تیرانوزوروس رکس هم می شناسند. او قوی ترین گوشتخوار و سلطان دایناسور ها را هم می شناسند.وحشتناک ترین گاز ها را او می گیرد و نقطه ی ضعفش گردنش است. (مانند بقیه ی تیراناسور ها). او دستان بسیار کوچکی دارد؛ ولی سرعت خوب از ویژگی هایش است

توصیف

تیراناسور بزرگترین گوشتخوار تمام ادوار تا کنون بوده است.بزرگترین اندازه کاملش ۱۲.۸ متر طول و ۴ متر ارتفاع تا کپل و وزنش هم در سال‌ها مختلف تخمین‌های مختلفی زده شده است.از حداکثر ۷.۲ تن تا حداقل ۴.۵ تن و تحقیقات تازه وزن را بین ۵.۴ تا ۶.۸ تن تخمین می‌زنند.در هر حال تیراناسور بزرگتر از معروفترین تروپود دوره ژوراسیک یعنی آلوسور بوده است.و مقدار بسیار ناچیزی کوچکتر از گوشتخوارهای دوره کرتاسه مثل اسپینوسور و گیگانوتوسور بوده است.

مقایسه دایناسورهای ددپای غول‌پیکر، تیرانوسور ارغوانی است.

گردن تی رکس مانند تروپودها بشکل طبیعی بصورت S شکل منحنی یافته بود.اما برای تحمل سر سنگین تی‌رکس کوتاه و ماهیچه‌ای بود.اندام‌های جلویی بلند بودند ولی گمان می‌رود که فقط دو انگشت داشتند.اما یک گزارش چاپ نشده تا سه انگشت را در یک اثر باقی مانده از پنجه جانور ذکر می‌کند.اما اندام‌های عقبی(پاها) در مقایسه با تروپودها نسبت به بدن بلندترین اندازه بودند.دو بلند و سنگین بود و گاهی شامل ۴۰ مهره می‌شد ٬ و برای حفظ توازن بدن و سر سنگین استفاده می‌شده است.برای جبران بدن بسیار بزرگ جانور بسیاری از استخوان‌های سراسر اسکلت تیراناسور توخالی بودند.که این باعث کاهش وزن بدون تقلیل رفتن قدرت و نیرو حیوان می‌شد.

تاریخچه زندگی

پیدا شدن چند نمونه جوان از تیراناسور به دانشمندان این اجازه را داد که بتوانند سرعت رشد این موجودات را بفهمند.کوچکترین نمونه یافت شده وزنش ۲۹.۹ کیلوگرم تخمین زده می‌شود ٬ در حالی که در همان زمان تیراناسورهای بزرگ وزنی بالغ بر ۵۴۰۰ کیلوگرم داشته‌اند.بررسی‌های بافت‌شناسی نشان می‌دهد که یک تیراناسور استخوان‌هایش فقط دو سال قبل از مرگش پیر و فرسوده شده بودند.این دایناسور ۲۸ سال عمر داشته است که حداکثر عمر تخمین زده شده برای تیراناسور می‌باشد.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تریسراتوپس

تریسراتوپس


تریسراتوپس
دوره سنگواره‌ای: کرتاسه پسین[۱]

طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: سوسماریان[۲]
بالاراسته: دایناسورها[۳]
راسته: پرنده‌وَرَکیان[۴]
زیرراسته: شاخ‌پایان[۵]
فروراسته: شاخ‌چهره‌سانان[۶]
خانواده: شاخ‌چهرگان[۷]
زیرخانواده: شاخ‌چهرگیان[۸]
سرده: تریسراتوپس
مترادف‌ها
* Sterrholophus Marsh, 1891

تریسراتوپس، (به انگلیسی: Triceratops) یا سه‌شاخ‌چهره، دایناسوری شاخ‌دار و گیاه‌خوار از دورهٔ کرتاسه[۹] می‌باشد.

نام تریسراتوپس از کلمه یونانی -tri/τρι به معنی سه و کلمه یونانی ceras/κέρας به معنای شاخ و کلمه یونانی -ops/ωψ به معنای صورت گرفته شده و به معنای سه شاخ صورت است.

تریسراتوپس یک دسته منقرض شده از دایناسورهای شاخ‌دار علف‌خوار بودند که در طی مرحله آشکوب دوره کرتاسه پسین[۱۰] از دورهٔ کرتاس پسین زندگی می‌کرده‌اند. (حدود ۶۸ تا ۶۵ میلیون سال قبل (mya) در آمریکای شمالی).

تریسراتوپس یکی از آخرین دایناسورها بوده که قبل از رویداد عظیم انقراض دوران سوم کرتاسه[۱۱] تکامل یافتند. وجود یک یقیه بزرگ استخوانی و سه شاخ روی بدن چهارپای بزرگش, و شباهت‌هایش با کرگدن‌های امروزی, باعث شده تریسراتوپس یکی از شناخته‌ترین دایناسورها باشد. احتمالا تریسراتوپس از دو شاخ بلندش بعنوان سلاح در برابر تیرانوسور[۱۲] و عشق‌بازی (مانند گوزن) و چیره شدن بر رقبا استفاده می‌کرده‌است.این دایناسور روی چهارپای محکم و ستون مانندش راه می‌رفته‌است. بخصوص دو پای جلویی‌اش قوی تر بودند چون باید وزن سر بسیار سنگین‌اش را تحمل می‌کردند. تریسراتوپس‌ها بزرگترین دایناسورهای سه شاخ بوده‌اند که احتمالا در دسته‌های بزرگ، مانند فیل‌های امروزی، زندگی می‌کردند.

مقایسه تریسراتوپس در اندازه با یک انسان

تخمین زده می‌شود که تریسراتوپس حدوداً ۷٫۹ تا ۹ متر طول، ۲٫۹ تا ۳ متر ارتفاع و ۶٫۱ تا ۱۲ تن وزن داشتند.

اسکلت تریسراتوپس در نیویورک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ارکئوپتریکس

ارکئوپتریکس


آرکئوپتریکس

یک نمونه از آرکئوپتریکس در موزه دانشگاه آکسفورد.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: کهن‌بال‌سانان[۱]
خانواده: کهن‌بالان[۲]
سرده: آرکائوپتریکس

آرکئوپتریکس، یا نیاپرنده (به انگلیسی: Archaeopteryx) به معنای بالدار قدیمی، دایناسوری گوشتخوار از دورهٔ ژوراسیک[۳] می‌باشد. این دایناسور از نیاکان پرندگان به شمار می‌رود.

آرکئوپتریکس از کلمه یونانی |ἀρχαῖος به معنی باستانی و کلمه یونانی |πτέρυξ به معنای بالدار گرفته شده و به معنای کهن‌بال است. این پرنده گاه با نام آلمانی Urvogel (نیا-پرنده) نیز نامیده می‌شود.

آرکئوپتریکس حدود ۱۵۰ تا ۱۵۵ میلیون سال قبل در دوران گذشته ژوراسیک زندگی می‌کرده در مجمع‌الجزایری در دریای گرمسیری کم‌عمق در جنوب آلمان زمانیکه اروپا خیلی نزدیک به استوا بوده‌است.

اندازه و شکل آرکئوپتریکس مثل زاغی اروپایی[۴] است که می‌توانسته تا ۵/. متر در طول رشد کند. با وجود اینکه آن‌ها اندازهٔ کوچک، بالهای وسیع و توانایی برای پرواز داشتند، آرکئوپتریکس نسبت به پرندگان امروزی اشتراکات بیشتری با دایناسورهای دَدپا [۵] کوچک داشتند بخصوص، ویژگی‌های بعدی را با دینونیکوسور[۶] (درومااوساروس[۷] و ترودونتیدس[۸] به اشتراک می‌گذارند آرواره‌ها با دندان‌های تیز، سه انگشت با چنگال‌ها، یک دم استخوانی بلند، انگشتان پای دوم (چنگال کشنده)، پرها و ویژگی‌های اسکلتی مختلف.

اولین نمونه کامل از آرکئوپتریکس در سال ۱۸۶۱ اعلام شد، پس از فقط ۲ سال چارلز داروین[۹] تحقیقاتش را روی گونه اصلی منتشر کرد و یک بخشی از مدرک کلیدی بحث در مورد تکامل[۱۰] شد. در طی سال‌ها، بیشتر از نه سنگواره از آرکئوپتریکس بدست آمده‌است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

یوگا




پیکرهٔ شیوا(نام یکی از خدایان هند) که در حال تعمق(مدیتیشن) یوگا است.

یوگا ورزشی جسمی و روانی(فکری) می‌باشد که در شبه قارهٔ هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است. ریشه یابی دقیق این ورزش که توسط چه شخصی و دقیقآ چگونه بوجود آمده کمابیش ناممکن است چرا که تاریخ شکل گیری یوگا به سالهای بسیار دور برمی گردد.


پیرامون واژه

واژه Yoga در اصل از واژهٔ «یوج»(Yuj) در زبان سانسکریت که به معنی یکپارچه سازی و یگانگی آمده‌است. واژهٔ «یوج» با واژگان «یک» و «یگانه» در فارسی خویشاوند است. برخی نیز باور دارند که Yoga از واژهٔ پارسی «یوغ» گرفته شده‌است.

شناسه و تعریف

یوگا از طرفی به معنای «کنترل کردن» آمده‌است و در آن صورت یوگا را می‌توان علم کنترل امواج فکر و علم مهار قوای ذهن به منظور تسلطی همه جانبه بر توان بالقوة خود دانست. در این صورت به «روش» این دانش که همانا کنترل قوای تن و فکر است تأکید می‌شود. با توجه به چنین درکی، یوگا، در کتاب شاندیلیوپانیشاد (Shandilyopanishad)، این گونه تعریف شده‌است: «یوگا عبارت از کنترل امواج ذهنی است.» از طرف دیگر می‌توان یوگا را به معنای نظاره کردن و دیدن، در نظر گرفت که در نتیجه یوگا علم نظارة خود و خودشناسی است. بدین ترتیب غایت این دانش آشکار می‌شود. یعنی واقع شدن در طبیعت اصیل خویش و شکافتن تمامی حجابهای نفسانی. بر همین اساس در باگاواد گیتا (Bhagavad gita) اوج یوگا، رویت ذات درونی از طریق ذهن پاک و خالص شده توصیف شده‌است، و سرانجام یوگا را به معنی «وصل و یکی شدن» نیز ترجمه کرده‌اند که در آن صورت غرض از انجام تمرینات یوگا آشکار و هویدا می‌شود. به این معنا، یوگا عبارت است از عملکرد هماهنگ قوای فردی و اتحاد قوای ذهنی (Chitta shakti) با قوای حیاتی تن و حواس (Prana shakti) که منجر به تلخیص انرژی، توسعة آگاهی و در نهایت اتحاد با آگاهی متعال خواهد شد. بنابر این تصور، در رودرایا مالاتانترا (Rudrayamatantra) گفته شده : «یک یوگی، فقط در اتحاد با آگاهی متعال، به تجربة یوگا نایل می‌گردد.» بدین ترتیب هر کدام از معانی واژة یوگا، قسمتی از این معرفت عمیق باطنی را آشکار می‌سازد و اختلاف ذاتی در میان آنها دیده نمی‌شود. یک واژه سانسکریت است .

چیستی

یوگا دارای ابعاد فلسفی و در عین حال کاربردی می‌باشد. به گفته کارشناسان این ورزش، فلسفه یوگا با روح درونی انسان، گیتی و چگونگی ارتباط و پیوستگی این دو سروکار دارد. تمرینات یوگا می‌تواند روح انسان را تقویت کند و آن را به آفریننده جهان هستی نزدیکتر کند، تا بدین صورت انسان از لحاظ روحی، درک بیشتری به خود و خدای خود داشته باشد.

یوگا شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت است. این معرفت شهودی در پی سلوکی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می‌شود. در پی این سلوک، فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن، احساسات و افکار خود پیدا می‌کند. و در نهایت می‌تواند خود را از حیطة تغیرات احساسی و نگرانیهای فکری فراتر برده، در عمق قلب خود قرار یابد، جایی که تلاطمات فکری و محیط خارجی قادر نیست تاثیری بر آن داشته باشد. در مورد واژة «یوگاً اختلافاتی دیده می‌شود، و آن را به معانی :»اتحاد و وصال«، »رؤیت و نظاره«و»کنترل و به زیر یوغ آوردن" به کار برده‌اند. نه تنها در مورد ریشة واژة یوگا اختلافاتی دیده می‌شود، بلکه در تعاریف و توضیحات مشروحی که دربارة یوگا در متون گوناگون آمده نیز تفاوتهایی وجود دارد. این در حالی است که متون کهن و مختلف یوگا، تعاریف متنوع یکدیگر را تأیید کرده‌اند. ولی در واقع هیچ تعریف مشترکی پیرامون این تجربة عمیق ارائه نشده‌است. ظاهراً در اکثر موارد، زاویة دید اساتیدی که یوگا را تعریف کرده‌اند با یکدیگر متفاوت بوده‌است.

یوگا تعریفی از یک گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی نیست، بلکه بیشتر اشاره به مجموعه‌ای از فنون، از ساده تا بسیار پیشرفته، و احوال باطنی مختلف و در واقع یک سیر و سلوک کامل دارد.

روشن بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزکیه نفس و مراقبه‌های ژرف، حالاتی متفاوت از آگاهی را کشف و تجربه کردند. مجموعة این حالات و فنون و تعالیمی که برای درک و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و دریافت شد "یوگاً خوانده می‌شود.

هر کدام از این خردمندان، جنبه‌هایی خاص از این معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده، براساس آن تعریفی ارائة کرده‌اند. البته این تعاریف از هم بیگانه نیستند. آنها تماماً در حول خودشناسی و بالا بردن توان فردی و توسعة آگاهی متمرکز می‌باشند. ولی برخی روش این علم و بعضی غرض از اجرای این فنون و گروهی نیز غایت این تعالیم را توصیف و تشریح کرده‌اند. بنابر این برای درک بهتر از این معرفت گسترده و نه چندان روشن، مطلوبتر آن است که این تعابیر مختلف را در کنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بریم.



پیشینه

به لحاظ تاریخی می‌توان سیر تحولات یوگا را در پنج مرحله بررسی کرد:

  1. عصر ودایی (Vedic Yoga)
  2. دوران پیش از کلاسیک (Preclassical Yoga)
  3. دوران کلاسیک (Classical Yoga)
  4. دوران بعد از کلاسیک (Post Classical Yoga)
  5. دوران مدرن (Modern Yoga)


دوران ودایی (۴۰۰۰ تا ۲۰۰۰ پ.م.)

هر چند در این دوران مستقیماً از واژة یوگا نشانی نمی‌یابیم، ولی پنداره‌های قابل استنادی در متون ودایی یافت می‌شود. منظور از متون ودایی چهار جنگ کهن به نام‌های زیر است:

  1. ریگ‌ودا Rig veda
  2. ساما ودا Sama V.
  3. یاجور ودا Vajur V.
  4. آتاروا ودا Atharva V.

در واقع کهن‌ترین متون مکتوب و ادبیات بشری همین کتاب‌ها هستند. طی تحقیقات باستان شناختی در دو دهة اخیر سرآغاز تمدن در هند از هفت هزار سال پیش از میلاد از ناحیه‌ای نزدیک به دهکدة مهرگر (Mehrgarh) آغاز شده‌است و در هزارة سوم پیش از میلاد منجر به ساخته شدن شهرهای بزرگ و مهمی مثل موهنجو دارو(Mohenjo daro) هاراپا (Harappa) و دلاویرا(Dholavira) شد. این تمدن از شرق گنگ به طرف افغانستان و از ایران به سوی بمبئی توسعه یافت. این تمدن کهن را عموماً به نام تمدن ساراسواتی (Sarasvati) می‌شناسند. طبق نگرشهای ودایی شعور ناب و وجود متعال که خالق هستی از روی عشق و مهر بوده‌است «وداها» را به نوع بشر آموخت تا چگونگی زیستن در همسویی با قوانین «دارماً حفظ شود. به این معنا»وداها«در قلب خود مفهوم»یوگاً را در بر دارند هر چند که تنها از طریق واژگانی چون "تاپاً (Tapah) در این دوران به یوگای اصطلاحی نزدیک می‌شویم.


برای درک بهتر و کامل «وداها» «ریشی‌هاً، ودانگا (Vedanga) را بمنظور فهم و استفاده از وداها ارائه کردند.»آنگاً(Anga) به معنای شاخه و بخش است پس ودانگا یعنی اجزاء و شاخه‌های ودا که شامل موارد زیر می‌شود.

  • Kalpa
  • Shiksha
  • Vyakarana
  • Nirukta
  • Jyotisha
  • Chandas

از طرفی زمینة دیگری از آموزشهای ودایی به نام اوپاودا (Upaveda) نیز به منظور استفادة کاربردی از وداها شکل گرفت که شامل موارد زیر بود.

دوران پیش از کلاسیک (۲۰۰۰ تا ۳۰۰ پ.م.)

متون اوپانیشاد (Upanishad) و نهایتاً باگاواد گیتا (Bhagavad Gita) از دستاوردهای والای این دوران است. در این دوران به صراحت واژة یوگا و ابعاد عملی یوگا قابل بررسی است. مهمترین پیام این دوران شناسایی آتما (Atma) و برهما (Brahma) و طریق همسویی بین آن دو از طریق سلوک و معرفت است. از دیگر دستاوردهای مهم این دوران طبقه بندی سه گانة آگاهی بشری و امکان استقرار و یگانگی در آگاهی(Chatur Avasthanam) یکپارچه‌است.


دوران کلاسیک (۳۰۰ پ.م. تا ۱۰۰۰ میلادی)

در این دوران خلاصه و زبدة تمام آموزه‌های یوگایی تا آن زمان در متنی به نام یوگا سوترا Yoga) Sutra) توسط حکیم و یوگی نامدار هند، پاتانجلی، گردآوری و تدوین شد. به همین دلیل این دوران را به نام دورة پاتانجلی یا دورة یوگای هشت مرحله‌ای نیز می‌شناسند. یکی از مهمترین دستاوردهای این دوران طبقه بندی راه عملی یوگا به هشت مرحله‌است:

۱. یاما (Yama)

۲. نیاما (Nyama)

۳. آسانا (Asana )

۴. پرانایاما (Pranayama)

۵. پراتیاهارا (Pratyahara)

۶. دارانا (Dharana)

۷. دیانا (Dhyana)

۸. سامادی (Samadhi)


دوران بعد از کلاسیک (۱۰۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی)

در این دوران یوگی‌ها سعی در ارتباط بیشتر با مردم دارند و در نتیجه آموزه‌های خود را نیز قابل فهم‌تر ارائه کرده‌اند. از مهم‌ترین متون در این دوران می‌توان به هاتا یوگا پرادی پیکا(Hatha Yoga Pradipika)، گراند سامهیتا(Ghrand Samhita)، شیوا سامهیتا(Shiva Samhita) اشاره کرد. در این عصر تعالیم عملی تر و قابل فهم تر یمثل «هاتا یوگا» گسترش یافت و به موازات آن گروه‌ها و سنتهای گوناگون آموزش این روشها مانند سنت نات (Nath) نیز مورد توجه قرار گرفتند.

در اینجا اشاره به دورة حکومت بریتانیای کبیر بر شبه قاره هند ضروری به نظر می‌رسد. چرا که انگلیسی‌ها بویژه کمپانی هند شرقی مایل به توسعهٔ آموزشهای سنتی معلمین و گوروهای هندی نبود. ولی سرانجام در سال ۱۸۹۳ با سخنرانی سوامی ویوکاناندا (Sw. Vive Kananda) و متعاقب آن ورود سوامی یوگاناندا (Sw. Yogananda) در سال ۱۹۲۰ به آمریکا، یوگا وارد مرحلهٔ امروزین خود شد، یعنی گسترش بیش از حد به کمک وسایل ارتباط جمعی، یافتن مبانی علمی برای تمرینات یوگا، استفادة قاعده‌مند از فنون یوگا براساس نگرشهای علمی و سرانجام عوام زدگی و فراموش کردن پیام و اهداف اصلی دانش یوگا.

فواید و ویژگی‌ها

یوگا فواید و ویژگی‌های گسترده‌ای دارد. توجه کنید که اگر این ورزش به طور مرتب و از سنین پایین (کودکی) شروع و پی گیری شود، فواید آن چند برابر خواهد شد. از فواید یوگا می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  • تقویت در دقت و تمرکز
  • تقویت تفکر و روشن بینی و امیدواری
  • تقویت قدرت تخیل و خلاقیت
  • تقویت اعتماد به نفس و مثبت گرایی
  • تقویت قالبیت هماهنگی ذهنی با فیزیکی بدن (کنترل بهتر بدنی)
  • تقویت اعتقاد (اعتقاد به خالق هستی با برانگیختن قدرت اندیشه و آرامش)

حرکات و حالت‌ها

تمرینات اصلی (وضعیت‌های) یوگا که به آنها آسانا نیز گفته می‌شود، تمرینات کششی بی خطری هستند که به غیر از انعطاف پذیری و تمرکز فکری، خسته گی را از بدن شما دور می‌کنند.

در اینجا شما با چند وضعیت یوگا آشنا می‌شوید:

وضعیت کمان

این تمرین که به آن تمرین تیرانداز هم گفته می‌شود، باعث به حرکت در آمدن تقریبا تمامی مفاصل دست و پا می‌گردد، که این عمل سبب انعطاف پذیری بیشتر این مفاصل می‌شود. تمرین کماندار به بهبود تعادل فیزیکی و هماهنگی حرکات بدنی کمک فراوان می‌کند.

برای انجام این وضعیت، برروی زمین بنشینید و پاهایتان را به صورت کشیده به جلو دراز کنید. سپس دستهایتان را آرام آرام دراز کرده و شصت پاها را بگیرید. در حین اینکار، تنفس آرام را نیز فراموش نکنید. هنگامیکه شست پای چپ خود را گرفته‌اید و آنرا محکم روی زمین نگه داشته‌اید، زانوی راست خود را خم کنید و انگشتان پای راست را به آرامی به سمت گوش راست خود نزدیک کنید. فرض کنید که یک کماندار هستید و پای چپتان یک کمان است، که آنرا ثابت نگه داشتید و با دست راست می‌خواهید شلیک کنید. در همین حالت بمانید (تا زمانی که خسته شدید) و سعی کنید تمرکز و تنفس آرام را حفظ کنید.

سپس آرام آرام به وضیعت اول باز گردید و چند لحظه‌ای استراحت کنید. بعد اینکار را دومرتبه، اما با پای دیگر تکرار کنید.

وضعیت کمان

این وضعیت به شما کمک می‌کند تا عضلات پشت بدن خود را تقویت کنید. همچنین این تمرین باعث می‌شود تا ستون مهره‌های شما انعطاف پذیر شوند. از مزایای دیگر تمرین کمان می‌توان به باز شدن قفسه سینه و کمک به تنفس بهتر اشاره کرد.

برای تمرین این وضعیت، ابتدا برروی زمین (روی شکم) دراز بکشید. پاها را کمی از هم باز کنید و دستهایتان را دو طرف بدن قرار دهید. تنفس آرام را حفظ کنید. زانوها را خم کنید تا کف پاهایتان به پشت نزدیک شوند. بعد دست هایتان را آرام به عقب ببرید و پاهایتان را از مچ بگیرید.

سپس با دستها، پاهایتان را به عقب بکشید و آرام تنفس کنید. در این حین سعی کنید تمرکز کنید و اصلا عجله نکنید. تا جایی که احساس خستگی نکرده‌اید در این وضعیت بمانید. بعد چند لحظه استراحت کنید و دوباره به تمرین این وضعیت ادامه دهید.

ممنوعیت در کشورهای اسلامی

در سال ۲۰۰۸ شورای فتوای مالزی یوگا را برای مسلمانان این کشور ممنوع کرد واعلام کرد که این ورزش جسمانی هندی همراه با آموزه‌هایی از هندوئیسم است که می‌تواند برای اسلام خطرناک باشد ویوگا، تنها شامل تمرین‌های بدنی نبوده و عناصر مذهبی روحانی هندو نیز همراه با ذکر و عبادت از اجزای آن به شمار می‌روند.رئیس این شورا همچنین اعلام کرد که بسیاری از مسلمانان که این ورزش را می‌کنند، نمی‌دانند که هدف نهایی آن، یکی شدن با خدای یک مذهب دیگر است.[۱]ولی احمد بداوی نخست وزیر وقت مالزی پس از صدور چنین فتوایی اعلام کرد که شورای فتوا تنها بخش مذهبی و روحانی یوگا را ممنوع کرده‌است ومسلمانانی که به این فعالیت بدنی مشغول بوده اما به بخش مذهبی و روحانی یوگا عمل نمی‌کنند، می‌توانند همچنان به کار خود ادامه دهند.[۲]پیش از مالزی یوگا در مصر و سنگاپور نیز برای مسلمانان ممنوع شده بود.[۳]

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ژنراتور چیست؟ وچگونه کار می کند؟

ژنراتور چیست؟ وچگونه کار می کند؟


مقدمه

قبل از اینکه ارتباط بین مغناطیس و الکتریسته کشف شود، ژنراتورها از اصول الکتروستاتیک بهره می‌بردند. ماشین ویمشارت از القای الکتروستاتیک یا تأثیر کردن استفاده می‌کرد. ژنراتور واندوگراف از اثر تریبوالکتریک برق مالشی برای جدا سازی بارهای الکتریکی با استفاده از اصطکاک بین عایقها استفاده می‌کرد. ژنراتورهای الکتروستاتیک کارآمد نیستند و تنها برای آزمایشات علمی که نیازمند ولتاژهای بالا است، مناسب هستند.



ژنراتور چیست؟ وچگونه کار می




فارادی

در سال 1831–1832م مایکل فارادی کشف کرد که بین دو سر یک هادی الکتریکی که بصورت عمود بر یک میدان مغناطیسی حرکت می‌کند، اختلاف پتانسیلی ایجاد می‌شود. او اولین ژنراتور الکترومغناطیسی را بر اساس این اثر ساخت که از یک صفحه مسی دوار بین قطبهای یک آهنربای نعل اسبی تشکیل شده بود. این وسیله یک جریان مستقیم کوچک را تولید می کرد.

دینامو

دینامو اولین ژنراتور الکتریکی قادر به تولید برق برای صنعت بود و کماکان مهمترین ژنراتور مورد استفاده در قرن بیست و یکم است. دینامو از اصول الکترومغناطیس برای تبدیل چرخش مکانیکی به یک جریان الکتریکی متناوب ، استفاده می‌کند. اولین دینامو بر اساس اصول فارادی در سال 1832 توسط هیپولیت پیکسی که یک سازنده تجهیزات بود، ساخته شد. این وسیله دارای یک آهنربای دائم بود که توسط یک هندل گردانده می‌شد. آهنربای چرخنده بگونه‌ای قرار داده می‌شد که یک تکه آهن که با سیم پوشانده شده بود، از قطبهای شمال و جنوب آن عبور می‌کرد. پیکسی کشف کرد که آهنربای چرخنده ، هر بار که یک قطبش از سیم پیچ عبور می‌کند، تولید یک پالس جریان در سیم می‌کند. به علاوه قطبهای شمال و جنوب آهنربا جریانها را در جهتهای مختلف القا می‌کنند. پیکسی توانست با اضافه کردن یک کموتاتور جریان متناوب تولیدی به این روش را به جریان مستقیم تبدیل کند.

دیناموی گرام

به هر حال هر دوی این طرحها دارای مشکل یکسانی بودند: آنها پرشهای جریانی القا می‌کردند که از هیچ چیز پیروی نمی‌کرد. یک دانشمند ایتالیایی به نام آنتونیو پاسینوتی این مسأله را با جایگزینی سیم پیچ چرخنده توسط یک سیم پیچ حلقه‌ای که او با سیم پیچی یک حلقه آهنی درست کرده بود، حل کرد. این بدان معنی بود که آهنربا همواره از بخشی سیم پیچ عبور می‌کرد که این مسأله موجب یکنواختی جریان خروجی می‌شد. زنوب گرام چند سال بعد در حین طراحی اولین نیروگاه تجاری در پاریس در دهه 1870م ، این طرح را دوباره ابداع کرد. طراحی وی با نام دینامی گرام معروف است. نسخه‌های مختلف و تغییرات زیادی از آن هنگام تا کنون در این طراحی بوجود آمده است، اما ایده اصلی چرخش یک حلقه بی پایان از سیم ، کماکان قلب تمامی دیناموهای پیشرفته باقی ماند.

مفاهیم

دانستن این مطلب مهم است که ژنراتور تولید جریان الکتریکی می‌کنند و نه بار الکتریکی که در سیمهای سیم پیچی‌اش وجود دارد. این تا حدودی شبیه یک پمپ آب است که ایجاد یک جریان آب می‌کند اما خود آب را ایجاد نمی‌کند. ژنراتورهای الکتریکی دیگری هم وجود دارند، اما بر اساس دیگر پدیده‌های الکتریکی نظیر: پیزو الکتریسته و هیدرو دینامیک مغناطیسی ، ساختار یک دینامو شبیه یک موتور الکتریکی است و تمام انواع عمومی دیناموها می‌توانند مانند موتورها کار کنند. همچنین تمامی انواع عمومی موتورهای الکتریکی می‌توانند مانند یک ژنراتور کار کنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ترانزیستور چگونه کار می کند

ترانزیستور چگونه کار می کند

 

اعمال ولتاژ با پلاریته موافق باعث عبور جریان از یک پیوند PN می شود و چنانچه پلاریته ولتاژتغییر کند جریانی از مدار عبور نخواهد کرد. اگر ساده بخواهیم به موضوع نگاه کنیم عملکرد یک ترانزیستور را می توان تقویت جریان دانست. مدار منطقی کوچکی را در نظر بگیرید که تحت شرایط خاص در خروجی خود جریان بسیار کمی را ایجاد می کند. شما بوسیله یک ترانزیستور می توانید این جریان را تقویت کنید و سپس از این جریان قوی برای قطع و وصل کردن یک رله برقی استفاده کنید. موارد بسیاری هم وجود دارد که شما از یک ترانزیستور برای تقویت ولتاژ استفاده می کنید. بدیهی است که این خصیصه مستقیما" از خصیصه تقویت جریان این وسیله به ارث می رسد کافی است که جریان وردی و خروجی تقویت شده را روی یک مقاومت بیندازیم تا ولتاژ کم ورودی به ولتاژ تقویت شده خروجی تبدیل شود.
جریان ورودی ای که که یک ترانزیستور می تواند آنرا تقویت کند باید حداقل داشته باشد. چنانچه این جریان کمتر از حداقل نامبرده باشد ترانزیستور در خروجی خود هیچ جریانی را نشان نمی دهد. اما به محض آنکه شما جریان ورودی یک ترانزیستور را به بیش از حداقل مذکور ببرید در خروجی جریان تقویت شده خواهید دید. از این خاصیت ترانزیستور معمولا" برای ساخت سوییچ های الکترونیکی استفاده می شود.
ترانزیستور
از لحاظ ساختاری می توان یک ترانزیستور را با دو دیود مدل کرد.
ترانزستورهای اولیه از دو پیوند نیمه هادی تشکیل شده اند و بر حسب آنکه چگونه این پیوند ها به یکدیگر متصل شده باشند می توان آنها را به دو نوع اصلی PNP یا NPN تقسیم کرد. برای درک نحوه عملکرد یک ترانزیستور ابتدا باید بدانیم که یک پیوند (Junction) نیمه هادی چگونه کار می کند.

در شکل اول شما یک پیوند نیمه هادی از نوع PN را مشاهده می کنید. که از اتصال دادن دو قطعه نیمه هادی P و N به یکدیگر درست شده است. نیمه هادی های نوع N دارای الکترونهای آزاد و نیمه هادی نوع P دارای تعداد زیادی حفره (Hole) آزاد می باشند. بطور ساده می توان منظور از حفره آزاد را فضایی دانست که در آن کمبود الکترون وجود دارد.

اگر به این تکه نیمه هادی از خارج ولتاژی بصورت آنچه در شکل نمایش داده می شود اعمال کنیم در مدار جریانی برقرار می شود و چنانچه جهت ولتاژ اعمال شده را تغییر دهیم جریانی از مدار عبور نخواهد کرد (چرا؟).

این پیوند نیمه هادی عملکرد ساده یک دیود را مدل می کند. همانطور که می دانید یکی از کاربردهای دیود یکسوسازی جریان های متناوب می باشد. از آنجایی که در محل اتصال نیمه هادی نوع N به P معمولآ یک خازن تشکیل می شود پاسخ فرکانسی یک پیوند PN کاملآ به کیفیت ساخت و اندازه خازن پیوند بستگی دارد. به همین دلیل اولین دیودهای ساخته شده توانایی کار در فرکانسهای رادیویی - مثلآ برای آشکار سازی - را نداشتند.

معمولآ برای کاهش این خازن ناخاسته، سطح پیوند را کاهش داده و آنرا به حد یک نقطه می رسانند
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

انسان یا !!!!

www.bia2sms.nwn.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

عجایب خلقت و شگفتیهای جهان اسلام

عجایب خلقت و شگفتیهای جهان اسلام


 

ajayeb-eslam.jpg

ajayeb-eslam (1).jpg

ajayeb-eslam (2).jpg

ajayeb-eslam (3).jpg

ajayeb-eslam (4).jpg

ajayeb-eslam (5).jpg

ajayeb-eslam (6).jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

نجوم چیست؟

نجوم چیست؟
کلمه ی نجوم مردم را اغلب به یاد خیره شدن به آسمان شب،این طبیعت فراموش شده وعکس های بسیار زیبایی که توسط تلسکوپها گرفته شده می اندازد،در حالی که نجوم یک علم است و علم نجوم یعنی کار زیاد و مداوم با علم ریاضیات و فیزیک.
تصوری که مردم از یک منجم دارند این است که او را فردی می پندارند که به وسیله ی یک تلسکوپ در یک رصدخانه ی سرد وتاریک مشغول نگاه کردن به آسمان شب است(خوشبختانه اینگونه منجمان سخت کوش پس از گذشت اندکی ، دیگر تحمل نخواهند داشت)،منجمان تنها اندکی از وقتشان را صرف رصد با تلسکوپ می کنند و در رصد خانه ها معمولا دوربین ها و تلسکوپها و سایر تجهیزات توسط کامپیوترها در یک اتاق گرم نسبتا روشن به وسیله ی منجم کنترل می شوند.

کلمه ی نجوم جمع نجم به معنی ستاره است. اما واژه یastronomy یعنی معادل انگلیسی کلمه ی نجوم ازدو واژه ی یونانی astron به معنای ستاره و nomos به معنای قانون گرفته شده است.
نجوم علمی است که به مطالعه ی حرکات ، ساختار،ویژگی های همه ی اجرام سماوی مثل ستارگان،سیارات و کهکشانها و تکامل و سرنوشت آنها می پردازد.ویژگی هایی مثل:جرم،رنگ،دما،ترکیبات و ...
علم نجوم پاسخ به سوالات و کنجکاوی های بشر پیرامون جهانی است که در آن واقع شده است.
دو شاخه ی اصلی نجوم عبارتنداز:
1_ تئوری :که پدیده های رصد شده را با استفاده از محاسبات و شبیه سازی بر اساس فیزیک،شیمی و علوم دیگر توضیح می دهد.
2_ رصدی: به مشاهده آسمان و اجرام سماوی و اثبات فرضیه ها ی تئوری می پردازد.
هر کدام از این شاخه های اصلی در نجوم خود به زیر شاخه هایی تقسیم می شوند:
1)هیئت و نجوم(astronomy) : به طور کلی درباره ی حرکت اجرام سماوی بحث می کند.
2)اختر فیزیک(astrophysics) : درباره ی ساختا ر،خواص فیزیکی،ترکیبات شیمیایی و تحولات درونی ستارگان بحث می کند و به مطالعه ی حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آنها نیز می پردازد.این بخش از نجوم خود شامل دو قسمت است:
الف)اختر فیزیک کاربردی ( applied astrophysics): که عمدتا به طراحی ابزار و وسایل نجومی می پردازد و مطالعه ی کاربردی روش های اختر شناسی مورد نظر است.
ب)اختر فیزیک نظری( Theoretical astrophysics) : که به کمک قوانین فیزیک،پدیده های نجومی را توضیح می دهد و تعیین می نماید.
3) کیهان شناسی (cosmology) : این رشته قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند.به عبارت دیگر جهان هستی را به طور کلی در نظر می گیرد و به مطاله ی آن می پردازد،2موضوع مهم مورد مطاله ی کیهان شناسی،بررسی وضع کهکشانها،نواختران و مساله ی اساسی انبساط جهان است.
4)کیهان زایی (cosmogony ) : درباره ی چگونگی پیدایش و منشا کیهان بحث می کند.مسائل مربوط به پیدایش،تحول و تکوین عالم،در قلمرو مطالعات کیهان زایی است.   


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سخن ارزشمند

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.

 

هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.

 

قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.

 

قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.

 

تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...

 

روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت:‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟

خدا گفت: آری هست.

 

قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.

 خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

زندگی نامه بزرگان: خیام

 خیام

غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبرتألیف کرد.
خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.
در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.
بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.
خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.
استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.
تاریخ نگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.
اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ub 313 و پایان دنیا

 

حرکت نیبیرو و تاثیرات آن بر کره زمین در بین سالهای 2011- 2014

 برای درک بهتر تاثیرات حرکت UB 313  (نیبیرو) و نحوه چرخش آن به دور خورشید ، کارشناسان فضایی مدلی را تهیه کرده اند که تصاویر آنها با توضیحات مربوطه در زیر نشان داده شده است :

در تصاویر زیر بر اساس نظریه دانشمندان  بطور فرضی حرکت  نیبیرو  را  در بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده اند. بر اساس این تصاویر در 15 ماه می سال 2011  نیبیرو در جنوبی ترین نقطه نسبت به زمین قرار دارد و فاصله اش با خورشید 6.4 واحد نجومی است و  به راحتی با چشم غیر مسلح در نیمکره جنوبی زمین  قابل رویت است در این مرحله نیبیرو  در روز بصورت ستاره ای کم نور و تاریک در کنار خورشید و در شب بصورت ستاره ای قرمز و درخشان دیده می شود .

برای دیدن تصاویر با حجم بزرگتر اینجا را کلیک کنید

نیبیرو در تاریخ 21 دسامبر 2012 در نزدیکترین فاصله با خورشید یعنی 3.0  مقیاس نجومی قرار می گیرد  . در این حالت بیشترین کشش و جاذبه بین UB 313  و خورشید ایجاد می شود و UB 313  به اندازه و حجم ماه و درخشنده و سرخ رنگ در آسمان دیده می شود . در این وضعیت که شدیدترین اثرات UB 313  بر روی زمین است ، احتمال سقوط و برخورد شهابسنگ های بزرگ با زمین وجود دارد و چنانچه شهاب سنگی در اقیانوس سقوط کند موجب تسونامی می گردد . همچنین زلزله های شدید همراه باتسونامی و  آتشفشانهای عظیم را به همراه خواهد داشت. و علت آن تاثیر جاذبه UB 313  (نیبیرو)  بر هسته آهنی زمین و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین است که فشار شدیدی بر روی پوسته زمین وارد آورده و منجر به زلزله های شدید و خروج مواد مذاب از آتشفشانها خواهد شد. در این تاریخ که بسیاری آن را پایان جهان می خوانند UB 313  (نیبیرو)  در یک سطح با خورشید و زمین و تقریبا سایر سیارت منظومه شمسی قرار می گیرد و احتمال دارد موجب توقف حرکت زمین برای مدتی چند ساعته گردد و تا حین دور شدن از زمین چرخش معکوس زمین را به دنبال داشته باشد . هنگامی که UB 313  (نیبیرو)  در مدار خود از زمین دور می شود زمین به حرکت عادی خود باز می گردد .

یافته های زمین شناسی نشان می دهد در طی حیات زمین بارها و بارها قطبهای مغناطیسی زمین تغییر کرده اند اما علت آن تا کنونناشناخته بوده است . اخیرا دانشمندان ادعا کرده اند که زلزله و آتشفشانهای شدید می تواند باعت تغییر جزئی قطبهای مغناطیسی زمین و طولانی تر شدن روزها گردد و بعد از زلزله شدید در شیلی  در اوایل سال 2010 دانشمندان این نظریه را ابراز داشتند که در اثر انحراف جزئی محور زمین روزها در حد چند میکرو ثانیه طولانی تر شده است البته تاکید شده است که  این طولانی شدن روزها، تاثیری در زندگی روزمره انسان نخواهد داشت.



در 14 فوریه سال 2013 نیبیرو بتدریج از صفحه  "پری هلیون"  فاصله می گیرد. این صفحه ، صفحه ای فرضی است که خوشید و سایر سیارات داخلی حلقه کویپر یعنی عطارد، ونوس، زمین ، مریخ  در آن جای دارند و در مدارهای خود می چرخند لازم به ذکر است مدارهای سیارات خارج حلقه کویپر یعنی مشتری و زحل و اورانوس و نپتون و پلوتو با زاویه های متفاوتی از این صفحه قرار دارد که در تصاویر مربوطه می توان ان را مشاهده نمود . در تصویر زیر موقعیت نیبیرو در 14 فوریه سال 2013 ترسیم شده و پیش بینی می شود در این دوره یعنی از 12 دسامبر 2012 تا 14 فوریه 2013 شدید ترین حوادث در  کره زمین اتفاق بیفتد. در حود 14 فوریه 2013 نیبیرو با صفحه پری هلیون کمی فاصله می گیرد و در این زمان شدید ترین واکنشهای الکتریکی بین نیبیرو و خورشید اتفاق خواهد افتاد. در این زمان حوادث طبیعی در روی زمین به اوج خود می رسد و  سخت ترین روزها زمانی است که کره زمین در بین خورشید و نیبیرو در یک خط مستقیم قرار می گیرد. برای این زمان احتمالات وقایع زیر پیش بینی شده است . فوران آتشفشانهای عظیم ( توبا اندونزی ، یلوستون آمریکا و یا فعالیت شدید سایر آتشفشانها) و زمستانهای هسته ای ( سرمای شدید در اثر خاکسترهای آتشفشانی ) و شروع عصر یخبندان و تغییر قطبهای مغناطیسی زمین در محور آن.



در تصویر زیر در 14 جولای 2013  نیبیرو در فاصله 3.3  مقیاس نجومی از خورشید قرار دارد ولی با اینحال هنوز هم به صورت خورشید دوم قابل رویت است و در این هنگام دنباله عظیم آن دیده خواهد خواهد شد در این تاریخ از شدت حوادث طبیعی زمین کاسته خواهد شد زیرا UB 313  (نیبیرو)  با خورشید فاصله خواهد گرفت و واکنشهای بین آن و خورشید کمتر خواهد شد اما به هر حال UB 313  (نیبیرو)  یک کوتوله قهوه ای است که دارای مداری غیر ثابت می باشد و ممکن است تحت تاثیر جاذبه خورشید دوباره به سمت آن کشیده شود .


در نهایت در تصویر زیر نشان داده می شود که در جولای 2014 نیبیرو در فاصه 5.6 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته و بتدریج از زمین دور می شود . در این هنگام نیبیرو از هسته منظورمه شمسی فاصله می گیرد و زمین وارد مرحله بعدی حیات خود می شود .تعداد اندکی ازبازماندگان مردم روی زمین دوباره به ساختن تمدنها و حیات ادامه می دهند و زندگی جدیدی را از نو آغاز می کنند. نستراداموس در این مرحله پیش بینی کرده که پس از این انسان به سیاره دیگری نقل مکان کرده و نهایتا زمین در سال 3786 تا 3797 نابود خواهد شد. در این مرحله از حیات انسان ، بیش از  200 سیاره خارج از منظومه شمسی کشف می گردد و تلسکوپها در جستجوی زمینی دیگر برای سکونت خواهد بود.

 

بر اساس فرضیات موجود زمانی که UB 313  (نیبیرو)  به نزدیکترین فاصله با زمین می رسد و زمین بین خورشید و UB 313  قرار می گیرد شدید ترین تغییرات آب و هوایی زمین رخ خواهد داد و در این هنگام زلزله های شدید و آتشفشان بر اثر خاصیت آهن و آهنربایی بین هسته زمین و هسته UB 313  روی می دهد و موجب پرتاب مواد مذاب بالای هسته جامد به سطح زمین می گردد و قطبهای مغناطیسی زمین جابجا شده و برای مدتی زمین از حرکت باز می ایستد و سپس در جهت عکس خود به چرخش در می آید و با دور شدن UB 313  (نیبیرو)  مجددا حرکت زمین عادی خواهد شد.

تفسیر و تعبیر ایستادن خورشید در روایات همان توقف زمین از گردش است که تحت جاذبه UB 313  (نیبیرو)  انجام می شود و موجب طولانی شدن چند ساعته روز می شود و از دید زمینیان خورشید در محل خود در آسمان متوقف می شود.

در لینک زیر می توانید دو کلیپ در باره چگونگی عبور UB 313  (نیبیرو)  از نزدیکی زمین و تاثیر آن بر قطبهای مغناطیسی زمین را مشاهده کنید :

http://www.copernicus2.org/

 

در این لینک هم مراحل مختلف عبور UB 313  بین سالهای 2007 تا 2014 نشان داده شده

http://www.youtube.com/watch?v=aNZ8mu08RBk

 http://doomsdaytube.com


صدای UB 313  (نیبیرو) ، طارق :

دانشمندان ناسا متوجه شدند که UB 313  اصواتی عجیب از خود تولید می کند و با استفاده از رادیوتلسکوپ های پیشرفته صدای تولید شده از UB 313  را ضبط نمایند و عجیب تر آنکه صدای این جرم آسمانی از فاصله دور شبیه صدای تپش قلب و از فاصله ای نزدیک همانند صدای کوبیدن دو جسم هم می باشد یا به عبارت بهتر مثل صدای کوبیدن در. دکتر زغلول نجار در یکی از برنامه های خود ضمن تفسیر سوره طارق به این صدای عجیب UB 313  اشاره کرده و گفت که تفسیر طارق که در قرآن مجید از آن یاد شده و نیز به  آن نجم ثاقب هم گفته شده همین ستاره UB 313  است و این کشف علمی نشان دیگری از معجزه قرآن مجید است که چگونه یک ستاره نوترونی را با لفظ " طارق" یعنی "کوبنده " به معنای کوبیدن دو شیء بر هم از ستارگان و سیارات دیگر مثل خورشید جدا کرده و به آن لقب طارق و نجم ثاقب  یعنی نفوذ و رخنه کننده داده است. دکتر زغلول نجار ثاقب را در این آیه ، نفوذ و رسوخ صدای این سیاره و رسیدن آن به ما از فاصله دور تفسیر نموده است. سوالی که به نظر می رسد آیا نزدیک شدن UB 313  (نیبیرو)   یا " طارق "به زمین با این صدای عجیب می تواند همان تعبیر "صیحه" در روایات باشد که در نیمه ماه مبارک رمضان سال ظهور با نزدیک شدن آن به زمین موجب هلاک شدن عده زیادی می شود و آیا " طارق"  همان UB 313  (نیبیرو)  است که در هزاران سال قبل با صیحه آن بسیاری از اقوام نابود شدند؟

برای شنیدن صدای UB 313  (نیبیرو)  اینجا را کلیک کنید:

 http://www.youtube.com/watch?v=0KSc0XnF1AY&feature=related


يا می توانید از طریق این لینک به صداهای مشابه طارق گوش دهید در این صفحه صداهای مختلف از چند ستاره نوترونی شنیده می شود که دو تای آنها به نامهای زیر منطبق با صدای طارق است.

PSR B0833-45, The Vela Pulsar

PSR B0329+54


نکته دیگر در باره نیبیرو این است که این جرم آسمانی با تلسکوپهای معمولی قابل مشاهده نبوده و تنها در سال 2005 با تلسکوپ مادون قرمز تصویر برداری شده و تا قبل از آن دانشمندان اطلاع نداشته اند که چنین جرمی که بر مدار پلوتو اثر گذاشته و موجب بی نظمی هایی در منظومه شمسی گردیده چه بوده و تصورشان بر این بوده که سیاهچاله ای عظیم از یک کهکشان که به منظومه شمسی نزدیک می شود موجب شده تا پلوتو را به سمت خود بکشاند و برای همین در ابتدا آن را سیاره ایکس نامیده بودند .

 

نقشه جهان پس از عبور UB 313  (نیبیرو)  و دور شدن از زمین:

طبق نظریه دانشمندان با تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جو زمین و آب شدن یخهای قطبی در اثر عبور نیبیرو ، مناطق زیادی از قاره های کنونی زیر آب رفته و  بسیاری از خشکی های زمین تا چند سال آینده ناپدید خواهند شد و نقشه زمین پس از سال 2014 به شکلی دیگر و متفاوت از نقشه کنونی آن خواهد بود . دانشمندان با شبیه سازی وقایع آینده نقشه های زیر را برای آینده قاره های زمین پیش بینی می نمایند:

در نقشه زیر ، قاره آمریکای شمالی و کانادا در آینده نشان داده شده در این نقشه قسمتهای شرقی آمریکا و بسیاری از ایالتهای شرقی و مرکزی و غربی آن غرق خواهند شد و در قسمت شمال قاره نیز مناطق زیادی به زیر آب خواهند رفت.



نقشه آمریکای شمالی پس از 2014

 

در نقشه زیر نیز قاره های مختلف جهان پس از عبور UB 313  نشان داده شده است. در این نقشه بخشهای زیادی از اروپا و آسیای جنوب شرقی محو خواهند شد .


نقشه جهان پس از سال 2014

 

نقشه ايران و خارميانه و اروپای غربی بعد از سال 2014

در روایات و پیشگوییها و فیلمهای هالیوودی غرب و از دید پیشگویان ، جهان در سال  2012 پایان خواهد یافت و حیات انسان جهان ادامه نخواهد یافت ، اما بر اساس نظریات علمی نیبیرو برخوردی با زمین نخواهد داشت ولی شهاب سنگهای زیادی با نزدیک شدن این سیاره تحت جاذبه آن به سوی زمین کشیده خواهند شد و موجب مرگ عده ای و خرابیهای زیادی خواهد شد ، این نوع نگرش مایوسانه و نا امیدانه به حوادث آخر الزمان از زاویه دید غرب موجب شده تا بسیاری از آنان با دید منفی به این حوادث نگریسته و بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم نمایند در حالیکه در روایات اسلامی حوادث آخر الزمان پایان حیات نبوده بلکه شروعی دوره دیگری برای حیات انسان بر روی کره زمین می باشد که این دوره بازماندگان حوادث سالهای قبل ، عصر طلایی زندگی بر روی زمین با  حکومت آخرین منجی را تجربه خواهند کرد و وارد مرحله قیامت صغری خواهند شد و در این دوره تا قیامت کبری زندگی جدیدی را در سایه آرامش و عدالت و پیشرفتهای علمی و اجتماعی خواهند گذراند.

به امید آنکه ما نیز جزو این گروه خوش اقبال باشیم .

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تصاویر اریگامی

                      تصاویر اریگامی


تصاویر اریگامی

 

تصاویر اریگامی

تصاویر اریگامی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

هندسه فضایی


مقدمه

هندسه فضایی به بررسی موقعیت اجسام ، اجرام و نقاط متحرک یا ساکن در فضا می‌پردازد، فضا مختصاتی سه بعدی دارد شامل طول ، عرض ، ارتفاع که این ابعاد را با x ، y و z در صفحه مختصات فضایی نمایش می‌دهیم. مهمترین مبحث در هندسه فضایی مبحث بردارها می‌باشند. بنابراین در هندسه فضایی به مؤلفه‌های برداری ، بردارهای یکه ، صفحات ، فاصله‌ها و ... خواهیم پرداخت.

مؤلفه‌های برداری و بردارهای یکه i ، k , j

بعضی از کمیات فیزیکی مانند طول و جرم اندازه پذیر هستند و توسط اندازه‌شان کاملا معین می‌شوند، این کمیات و کمیات نظیر آنها را کمیات اسکالر می‌گوئیم. اما کمیات دیگری وجود دارند که علاوه بر اندازه باید جهت آنها نیز مشخص باشد تا معین شوند این کمیات را کمیات برداری گوئیم. یک بردار را معمولا با پاره خطی جهتدار نمایش می‌دهند که جهتش نمایش جهت بردار بوده و طولش بر حسب یک واحد اختیار شده نمایش اندازه‌اش می‌باشد. دو بردار را زمانی مساوی می‌نامیم که از لحاظ جهت و اندازه یکسان باشند.

بهترین جبر بردارها مبتنی بر نمایش آنها بر حسب مؤلفه‌های موازی محورهای مختصات دکارتی است. این کار با استفاده از واحد طول یکسان بر سه محور x ، z , y صورت می گیرد و در این راه از بردارهای با طول یک در امتداد محورها به عنوان بردارهای یکه استفاده می‌شود که i را بردار یکه محور j ، x را بردار یکه محور y ها و k را بردار یکه محور z ها می‌گوئیم.
مهمترین ویژگی بردارها در فضا مانند حالتی است که در صفحه قرار دارند طول و جهت آنها است. طول بردارها با دو بار استفاده از قضیه فیثاغورس به دست می‌آید. اما به صورت ساده‌تر جهت بردار ناصفر بردار واحدی است که از تقسیم مؤلفه‌های آن بر طولش به دست می‌آید.

بردار بین دو نقطه در فضا

بیشتر اوقات لازم است که بردار بین نقاط را بدست آوریم. هندسه فضایی این مشکل را برای ما حل می‌کند، به این ترتیب که اگر دو نقطه را برحسب مختصات فضایی که دارند بیان کنیم بردار بین این دو نقطه توسط رابطه زیر حاصل خواهد شد:



فاصله در فضا

برای یافتن فاصله بین دو نقطه به مختصات گفته شده در مطلب بالا از مجموع توان دوم هر یک از مؤلفه‌های فوق رادیکال با فرجه دوم می‌گیریم بنابراین داریم:



حاصل عبارت فوق یک کمیت اسکالر می‌باشد.
وسط یک پاره خط در فضا
برای پیدا کردن وسط یک پاره خط که دو نقطه را به هم وصل می‌کند متوسط و یا به عبارتی میانگین مختصات را بدست می‌آوریم.

کره و استوانه

علاوه بر مطالب فوق هندسه فضایی به مطالعه کره و استوانه نیز می‌پردازد. معادله متعارف کره به شعاع a و مرکز به صورت زیر است:



در مورد استوانه و مطالعه درباره استوانه ناچار به تعمیم هندسه تحلیلی به فضا هستیم. به طور کلی استوانه سطحی است که از حرکت خط مستقیم در امتداد یک منحنی تولید می‌شود به طوری که همواره موازی خط می‌باشد. به طور کلی ، هر منحنی مانند
در صفحه استوانه‌ای در فضا تعریف می‌کند که معادله آن به صورت فوق می‌باشد و از نقاط خطوطی مار بر منحنی تشکیل شده است که با محور z موازی‌اند. خطوط را گاهی عناصر استوانه می‌نامند. بحث فوق را می‌توان برای استوانه‌هایی که عناصرشان موازی سایر محورهای مختصات‌اند تکرار کرد. به طور خلاصه: یک معادله در مختصات دکارتی ، که از آن یکی از مختصات متغیر حذف شده، نمایش استوانه ای است که عناصرش موازی محور مربوط به متغیر مفقود است. سهمی گونها یکی دیگر از اشکال مختصات فضایی هستند. بسیاری از آنتنها به شکل قطعاتی از سهمی گونهای دوارند، رادیو تلسکوپها یکی دیگر از انواع سهمی گونهای مورد استفاده بشر هستند که در ساخت آنها از هندسه فضایی مدد گرفته شده است.

منشور

منشور قائم شکلی فضایی است که از دو یا چند ضلعی مساوی و موازی تشکیل شده که رئوس این چندضلعیها طوری به هم وصل شده اند که وجوه جانبی این شکل فضایی مستطیل می‌باشد.

مکعب مستطیل

مکعب مستطیل منشوری است که قاعده‌های آن مستطیل می‌باشد اگر ابعاد قاعده مکعب مستطیل b , a و ارتفاع آن c باشد خواهیم داشت:


a+b)2c) = مساحت جانبی مکعب مستطیل

(ab+ac+bc)2=2ab+(2bc+2ac)= مساحت کل مکعب مستطیل

Abc= حجم مکعب مستطیل

هرم

هرم شکلی است فضایی که قاعده آن یک یا چند ضلعی است و وجوه جانبی آن مثلث است. این مثلثها یک رأس مشترک به نام S دارند. هرمی که قاعده آن مربع باشد هرم مربع القاعده و هرمی که قاعده آن مثلث باشد هرم مثلث القاعده نامیده می‌شود. پاره خطی که از رأس هرم بر صفحه قاعده آن عمود می‌شود ارتفاع نامیده می‌شود. اگر قاعده یک هرم یک چند ضلعی منتظم باشد پای ارتفاع آن بر مرکز قاعده منطبق باشد، هرم را هرم منتظم می‌نامیم. ارتفاع هر وجه جانبی هرم منتظم را سهم هرم می‌نامند.


2/سهم×محیط قاعده= مساحت جانبی هرم منتظم

ارتفاع×مساحت قاعده ×3/1 = حجم هرم

مخروط

اگر یک مثلث قائم الزاویه را حول یکی از اضلاع زاویه قائمه دوران دهیم شکلی فضایی پدید می‌آید که مخروط نامیده می‌شود. در این صورت ضلعی که مثلث را حول آن دوران داده‌ایم ارتفاع مخروط و ضلع دیگر زاویه قائمه شعاع قاعده مخروط و وتر مثلث مولد مخروط می‌باشد.


2 / مولد مخروط×محیط قاعده مخروط = مساحت جانبی مخروط

ارتفاع×مساحت قاعده×3/1 = حجم مخروط

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سخن ارزشمند

به یادتان می آورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمی محبت اوست.

پس محبت کنید چه با دشمن و چه با دوست

چرا که محبت با دوست او را بزرگ کند و محبت به دشمن اورا دوست.

                                                                                     کوروش کبیر


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سخن ارزشمند

 دیروز پولی که اعتبارش از انسان بود

                                           حالا پولی شده که اعتبار انسان است.


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سخن ارزشمند

اگر خدا تو را در لبه ی پرتگاهی هل داد نترس و بپر .....

                        چرا که یا خودش تو را می گیرد ، یا پرواز یادت می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سخن ارزشمند

من آینده را دوست دارم زیرا باید باقی عمر را در آن بگذرانم.  پیامر (ص)


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

بزرگترین دایناسور ها

شناسایی بزرگترین دایناسورهای شناخته شده کار ساده ای نیست. از این حیوانات غول پیکر فسیل های بزرگی بجای مانده است. لیکن یافتن اسکلت کامل یک دایناسور امر نادری است. دایناسورهای کوچک معمولا بطور آنی در گل مدفون شده و به فسیل تبدیل شده اند. ولی دایناسورهای بزرگ را بیشتر از روی استخوانهای اصلی مانند استخوان گردن می شناسند. 

١. بزرگترین سروپود: آرژنتینوزوروس 

 چنانچه از اسمش پیداست بقایای این علفخوار بزرگ در کشور آرژانتین امروزی یافت شده است. طول حیوان بالغ از سر تا دم حدود  ٣٦ متر و وزن آن بیش از ١٠٠ تن بوده است. تنها یک استخوان مهره این حیوان حدود ١٢٠ سانتی متر طول داشته است! 

 این دایناسور در دوره میانی کرتاسه (حدود ١٠٠ تا ٩٠ میلیون سال قبل) می زیسته است. فسیل های این حیوان در کنار دایناسور گوشتخوار غول پیکری به نام ژیگانوتوزوروس کشف شده که نشانمی دهد احتمالا ژیگانوتوزوروس ها بصورت گله ای به این دایناسورهای غول پیکر حمله می کرده اند، کاری که برای گوشتخواران کوچکتر می توانسته کاملا کشنده باشد. 

 

Argentinosaurus 

 

Argentinosuraus Fossile  

 

 فسیل استخوان مهره آرژنتینوزوروس 

فسیل استخوان مهره آرژنتینوزوروس

٢. بزرگترین گوشتخوار: ژیگانوتوزوروس 

 

بزرگترین صیادی که بر روی خشکی ها زیسته است در باطلاق های قاره آمریکای جنوبی زندگی می کرده و مهیب ترین حیوان دوران کرتاسه بوده است. این دایناسور اندکی از تی رکس افسانه ای بزرگتر بوده بطوری که حدود ١٢ متر طول و ٨ تن وزن داشته است. 

 

چنگالهای سه انگشتی بزرگ و دندان های عظیم از مشخصات این حیوان بوده است. این حیوان سی میلیون سال پیش از تی رکس بر روی زمین پدیدار گشته بنابراین این دو دایناسور هم عصر نبوده اند. 

 

Giganotosaurus
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

جوراب نانو سیلور


جوراب نانو سیلور

جوراب نانو سیلور دارای قابلتهای آنتی باکتریال است.

قابلیت های جوراب نانو سیلور:
* از بین برنده‌ی باکتری‌های ایجاد کننده‌ی بو
* نگهدار‌ی پا به صورت نسبتاً خشک و با طراوت بدون ایجاد حساسیت
* حافظ طراوت بهداشتی محصول و برقراری تعادل حرارتی بین پا و محیط پیرامون در جریان فعالیتهای ورزشی
* ضد میکروب و باکتری
* غیر سمی
* جلوگیری از ایجاد الکتریسیته ساکن
* بهبود قارچ بین انگشتی پا

کاربرد در محیط های:

•ورزشی
•بیمارستانی
•مسافرتی
•نظامی
•تحصیلی
•کاری و شغلی
•همگانی (نمازخانه‌ها، مساجد)
 
قیمت :
وزن : 100 گرم
رنگ : مشکی، صورمه ای، شیری، رنگ های تیره
ماندگاری نانو سیلور : چندین بار شستشو
ساخت : ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تلویزیون سه بعدی

تلویزیون سه بعدی چگونه کار می کند؟ نگاهی مختصر به تاریخچه پیشرفت تلویزیون, توضیحات در مورد عینک های سه بعدی


تلویزیون هم مثل تمام فن آوری هایی که امروزه از آن ها استفاده می کنیم حاصل تکامل ایده ها و ابداعات ساده استبرای سال ها فن آوری ساخت تلویزیون برروی تلویزیون های crt سیاه سفید ورنگی متوقف بود ولی اکنون سرعت پیشرفت فن آوری های تولید تلویزیون به قدری سریع است که در یک سال قیمت پیشرفته ترین و بزرگ ترین تلویزیون های lcd خانگی چند صد دلار کاهش می یابد و تقریبا هر فصل محصولات جدیدی به بازار عرضه می شوند.

 در طی دو دهه اخیر شاهد ساخت تلویزیون های پلاسما و lcd بودیم. با وارد شدن فن آوری hd به تلویزیون ها و مجهز شدن پنل های lcd و پلاسما به سیستم های پخش hd تجربه کار با تلویزیون جهش بسیار بزرگی پیدا کرد. آخرین قدمی که در زمینه تلویزیون برداشته شده ، تلفیق فن آوری ضبط و پخش سه بعدی با پنل های lcd، تصویر پیش زمینه led و تصاویر hd است که از ابتدای سال 2010 به طور گسترده در بازارهای جهان عرضه شد.

البته اولین ایده های تولید فیلم سه بعدی با ساخت فیلم "نیروی عشق" در سال 1922 شروع شد. سپس در دهه 50 میلادی و پرطرفدار شدن تلویزیون های، کارگردان ها برای کشاندن مخاطبان از جلو تلویزیون به سالن های سینما تصمیم گرفتند از تجربه چند بعدی تماشای فیلم استفاده کنند. یکی از تلاش های آن ها نصب صندلی هایی بود که با حرکات شخص اول فیلم، مخصوصا در فیلم های اکشن و ترسناک، می لرزند. از دیگر ایده های آن زمان برای متفاوت کردن تجربه تماشای فیلم سینمایی، قرار دادن اجسامی مانند اسکلت های متحرک در سالن سینمای در سالن پخش فیلم های ترسناک بود.

اکنون تولید فیلم های سه بعدی مانند آواتار که موفق ترین فیلم سه بعدی تاریخ سینما شناخته می شود، سرعت بسیاری گرفته است به طوری که چند ماه بعد از عرضه آواتار، سینماها با فیلم های سه بعدی دیگری مانند clash of the titans پر شدند و تماشاگران نیز به فیلم های سه بعدی تمایل بیشتری دارند. اکنون در آمریکا بسیاری از مسابقات ورزشی و برنامه های تلویزیون به صورت سه بعدی- hd پخش می شوند و تلویزیون های سه بعدی در بازار نیز با استفبال خوبی از سوی مشتریان روبرو شده اند.

بیایید کمی هم با فن آوری تصاویر سه بعدی آشنا شویم. سه بعدی دیدن آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا وقتی به اجسام واقعی نگاه می کنیم آن ها را سه بعدی می بینیم ولی تصویر همین اجسام در صفحه تلویزیون دو بعدی است؟ به جای پاسخ دادن به این سوال بیایید به چگونگی فرآیند دیدن نگاهی بیاندازیم. تنها تحریک محیطی که باعث ایجاد تصاویر در مغز ما می شود، نور است. آن هم نور ساده با طول موج های مختلف.

چطور مغز کار می کند؟ وقتی جسمی در دور دست قرار دارد، شعاع های نور بازتابی که از آن به دو چشم ما می رسد با یکدیگر موازی هستند. ولی وقتی همان جسم نزدیک می شود، این شعاع ها دیگر موازی نیستند. این خطوط از اجسامی که در نزدیکی چشم ما هستند به طور همگرا گسیل می شوند و چشم ما برای دیدن آن ها باید کمی تغییر حالت بدهد. برای اینکه این مطلب را بهتر متوجه شوید، جسمی را از فاصله دور تا نزدیک بینی خود حرکت دهید. حتما متوجه تغییر فیزیکی قسمتی از چشم خود می شوید. این تغییر توسط مغز کنترل می شود و میزان تغییرات نیز توسط مغز ثبت می شود. همین اطلاعات به مغز کمک می کند تا فاصله اجسام تا چشم را تخمین بزند. برای مثال مغز با توجه به اینکه چشم برای دیدن یک جسم تقعر بسیار کمی پیدا کرده ، متوجه می شود که این جسم احتمالا در فاصله ای نزدیک قرار دارد.

ایده کلیدی ضبط و پخش تصاویر هم دقیقا در همین عملکرد مغز و چشم است. در تلویزیون های سه بعدی سعی می شود تصاویری ارائه شود که برای هر چشم در محل متفاوتی قرار داشته باشد تا مغز آن ها را به صورت غیر مسطح و عمق دار تشخیص دهد. البته مشکلی هم در اینجا وجود دارد چراکه تمرکز کردن هر چشم برروی این تصاویر متفاوت به این معنی است که میزان تقعر و نقطه فوکوس هر چشم با یکدیگر نمی خواند و همین امر باعث ایجاد سردرد و احساس سرگیجه می شود. برای ایجاد این تفاوت بین تصاویری که هر چشم می بیند معمولا از عینک های مخصوص استفاده می شود.

در کل دو نوع عینک در صنعت تصاویر سه بعدی رایج هستند: عینک های passive و active. عینک های passive این عینک ها همان عینک هایی هستند که به محض دیدنشان به یاد تصاویر سه بعدی می افتید. عینک های ساده با دو لنز غیر یک رنگ. این عینک ها که بیشتر به نام ژرفنما (anaglyph) معروف هستند از دو رنگ مختلف برای ایجاد اختلاف بین تصاویری استفاده می کنند که هر چشم می بیند. اکثر عینک های passive از دو رنگ آبی و قرمز استفاده می کنند.

تلویزیون هایی که برای کار با این عینک ها طراحی شده اند دارای تصاویر نامفهومی هستند که دارای سایه های قرمز و آبی هستند. در این عینک ها لنز قرمز تمام نورهای قرمز را که از طرف تلویزیون گسیل می شوند، جذب می کند، به این ترتیب تصاویری که از این لنز دیده می شوند دارای رنگ قرمز نیستند. لنز قرمز رنگ هم همین کار را انجام می دهد. چشمی که پشت لنز قرمز است تنها تصاویر آبی را می بیند و چشم دیگر که پشت لنز آبی است تصاویر قرمز را می بیند. در این حالت هر چشم قادر است تنها یک مجموعه تصویر را ببیند به همین دلیل هم مغز به اشتباه می افتد و فکر می کند که هر دو چشم تصاویر یکسانی را می بینند. در این حالت محل فوکوس برای هر دو چشم ثابت است ولی تقعری که هر چشم به خود می گیرد متفاوت است، همین امر باعث به وجود آمدن توهم عمیق بودن تصاویر می شود.

امروزه فن آوری دیگری به عینک های passive اضافه شده که از لنز های پلاریزه استفاده می کند. اگر به صفحه نمایشی که از این فن آوری استفاده می کند نگاه کنید، تصاویر نامفهوم و چند رنگی را می بینید. عینک های passive این فن آوری بعضی شعاع های نوری که در جهات خاصی گسیل می شوند را فیلتر می کند و تنها نورهای پلاریزه از لنز این عینک ها عبور می کند. به همین دلیل هم هر چشم تصاویر خاصی را می بیند. عینک های passive پلاریزه به این دلیل که رنگ تصاویر را تحت تأثیر قرار نمی دهند از طرفداران بیشتری برخوردارند. البته استفاده از این فن آوری بیشتر در سینما رایج است چرا که اگر بخواهید این فن آوری را در منزل به کار ببرید، برای هر بار استفاده از این عینک باید یک فیلتر پلاریزه روی صفحه تلویزیون قرار دهید.

عینک های acitve در سال های اخیر متخصصان روش های دیگری علاوه بر عینک های passive برای دیدن تصاویر سه بعدی طراحی کرده اند. در این روش نیاز به استفاده از عینک های مخصوص هست ولی لنز این دوربین ها دارای رنگ یا فیلتر خاصی نیست. مکانیزم کار این عینک ها برپایه ایجاد تاٰخیر در زمان دیدن تصاویر توسط هر چشم است. این عینک ها از صفحات کوچک lcd برای ایجاد تصاویر سه بعدی استفاده می کنند. هر قسمت از عینک دارای حسگرهای فروسرخ است که به صورت بی سیم با تلویزیون ارتباط برقرار می کند. زمانی که تصویری برروی صفحه نمایش ایجاد می شود، هر لنز این عینک تصویر مشابهی را ایجاد می کنند با این تفاوت که در نمایش تصاویر برای هر چشم تاٰخیر وجود دارد. در حقیقت هر کدام از لنزها بین حالت شفاف و غیر شفاف تغییر حالت می دهند. زمانی که تصویر لنز راست برروی صفحه نمایش داده می شود، لنز چپ تاریک می شود و برعکس. این تغییر با سرعتی بالا رخ می دهد که چشم انسان قدرت تشخیص آن را ندارد.

این فن آوری ها سال هاست که توسط دانشمندان طراحی شده اند ولی تنها چند سالی است که علم روز قدرت پیاده سازی آن ها برروی تلویزیون های lcd و پلاسما را دارد. تلویزیون های سه بعدی (3d ready televisions) نمی توان از هر تلویزیونی انتظار تولید تصاویر سه بعدی را داشت. اکثر کاربران ترجیح می دهند تلویزیون های سه بعدی خریداری کنند که از قبل سیستم پخش سه بعدی برروی آن ها نصب شده باشد. این تلویزیون ها به دو صورت موجود هستند. یک سری تنها قابلیت پخش تصاویری را دارند که به صورت سه بعدی ضبط و پخش می شوند، این در حالی است که سری دیگری از تلویزیون ها می توانند هر تصویری را به صورت سه بعدی نمایش دهند. این روز ها بیشتر تلویزیون های سه بعدی ترکیبی از نمایشگرهای lcd-led با کیفیت hd هستند و بیشتر فیلم های سه بعدی نیز با توجه به حجیم بودن، برروی دیسک های بلو - ری عرضه می گردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

عجايب هفتگانه جهان


اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.

اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد. هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد (تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد).به همين علت ، معمولا بدن موميايي شده فرعون را در تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي – خوراک – پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند. هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که که در نزديکي جيزه است. اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.

باغهاي معلق بابل
گفنه مي شود که اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد. وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل بيت المقدس کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد، اين باغهاي معاق را براي ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د. اين باغ 5 طبقه داشت و هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود . در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند .(البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود. )

مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد.( شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد) اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود. جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند . بلنداي اين مجسمه به ۱۳ متر مي رسيد.

 اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.

معبد ديانا
اين معبد در سال ۵۵۰ قبل از ميلا د مسيح در ناحيه افه سوس در ترکيه کنوني ساخته شد. ساخت اين معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساخت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکميل، از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمد ند. طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت که هر کدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند؛ ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت اين بنا را به آتش کشيد؛ اما بعد مدتي آنرا تعمير کردند و تالار جديدي براي آن ساختند .

سرانجام اين معبد به فرمان نرون به کلي ويران شد.

مجسمه آپولو
گفته مي شود که مجسمه آپولوکه يکي از خدايان يونان قديم بوده است درنزد يکي آسياي صغير و در مدخل خليج رودس برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود. نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهکارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي که پاهاي خودرا باز کرده ، بسيار جالب بوده است.

 اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يک زلزله شديد سرنگون شد و تا سالياني دراز به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند. پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه هاي آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميکه ماسولوس پادشاه کاريس در ترکيه کنوني درگذ شت ، آرامگاه باشکوهي از مرمر خالص براي اودر شهر هاليکارناس بنا کرد ند. اين ساختمان چهار گوش ، داراي محيطي به ميزان ۱۴۰ و ارتفاعي بيش از 40 متر بود؛ سقفي هرمي داشت و بر روي تعدادي ستون استوار شده بود . بر بالاي آن مجسمه کالسکه پيروزي با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند ديده مي شد.

اين اثر  بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينکه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي ازآن کشف گرديد که هم اکنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.

فانوس درياي اسکندريه
شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود که در بندر اسکندريه مصر برپا شده بود اين بنا ۲۰۰سال پيش از ميلاد مسيح توسط يکي از فراعنه وبراي تقديم به يکي از خدايان ساخته شده بود. اين ساختمان که بر بالاي آن ، کوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي کشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است. اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه کرد تا آنکه سر انجام بر اثر زلزله اي کاملا از بين رفت.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ویلیام شکسپیر

ویلیام شکسپیر در استانه چهارصد سالگی هنوز هم جوان است و خواندنی

نابغه بودن یا نابغه نبودن ; مساله این است.

 ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ متولد شد.

او در سال ۱۵۸۲ در سن ۱۸ سالگی با آن هاتاوی (Anne Hathaway) دختر ۲۶ ساله یک کشاورز ازدواج کرد. آنها در سال ۱۵۸۳ (میلادی) صاحب اولین فرزند دختر خود سوزانا و در سال ۱۵۸۵ (میلادی) صاحب دوقلوهای خود که یک پسر و یک دختر بود، شدند. ویلیام شکسپیر متولد ۲۳ آوریل ۱۵۶۴ شاعر و نمایشنامه نویس بزرگ انگلیسی است. زندگینامهٔ درستی از وی در دسترس نیست چرا که او یک نجیب زاده و از خانواده‌ای اصیل نبوده‌است. چیزی که در مورد وی مشخص است، این است که سالها با یک گروه تئاتر کار می‌کرده و خرج زندگی را هم از این راه در می‌آورده‌است. به واسطهٔ ثروتی که از نمایشنامه نویسی به دست آورده بود، در سی و دو سالگی نشان اصالت و نجیب زادگی را به وی و خانواده اش تقدیم کردند. در اوان چهل سالگی ویلیام شکسپیر شاهکارهای خوداز جمله اتللو، شاه لیر، مکبث را خلق کرد. در چهل و پنج سالگی مجموعهٔ غزلیات خود را که شامل ۱۵۴ غزل با موضوعاتی از قبیل عشق، عواطف انسانی و تضادهای بشری می‌شود را به چاپ رساند. ویلیام شکسپیر مانند بسیاری از هنرمندان دیگر در زمان خودش آن طور که باید شناخته نشد. و اکنون پس از گذشت بیش از ۴۰۰ سال از مرگش، روز به روز جایگاه وی نه تنها در ادبیات انگلیس، بلکه در ادبیات جهان، بیش از پیش مشخص می‌شود.

ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ درگذشت.

 

قدیمی ترین متن فارسی درباره شکسپیر

 

ابوالقاسم خان ناصر الملک از بزرگان ایل قاجار مدتی نایب السلطنه احمد شاه کوچک بود و توی مشروطه هم حسابی دست داشت.اهمیت ناصرالملک الان و یک قرن بعد از زندگیش در ترجمه ای است که او به صورت تفننی از داستان غم انگیز" اتللو" انجام داده. ترجمه ابولقاسم خان هنوز هم خواندنی است و از نمونه های شیرین عصر قاجار . در زیر بخشی از مقدمه ناصرالملک که به زندگی شکسپیر اختصاص دارد را می بینید:

" ویلیم شاکسپیر که یکی از سخنوران بزرگ و شعرای معروف انگلستان است در صنعت نگاشتن افسانه  تصرفات تازه کرده و پایه سخن را به جایی بلند رسانیده است.پس از قرن ها که پیروی پیشینیان دائره را محدود کرده بود, مبتکر بحثی جدید گردیده و منظره وسیع به عالم طبایع و اخلاق گشوده , گویی نظر دقیق او به هر گوشه و بیغوله دل انسانی را برده که نکته ای از اسرار مکنون بر او پوشیده نیستیا صور حقیقت در آیینه ضمیرش منعکس گردیده و در بیانات او جلوه گر آمده.لطافت طبعش از الفاظ شیرین صورت انگیز و ترکیبات خوش الحال و دلپذیر نظم او هویداست.گاهی به چند کلمه رنگین نقشی می نگارد که گویی روح در آن دمیده شده است.در کلام اندک , معنی بسیار گنجانیدن از خصایص اوست ..."

 

شکسپیر همیشه عاشق

·        در کنار ملکه , برج بگین بن و اتوبوس های قرمز لندن , شکسپیر هم یکی از نمادهای انگلستان است.

·        در کل آثار شکسپیر 884647 کلمه بکار رفته است و شکسپیر برای خلق آثارش از 29064 کلمه مختلف استفاده کرده است.فرهنگ لغت آثار شکسپیر هفده هزار کلمه دارد که این مقدار چهار برابر کلماتی است که یک زبان آموز حرفه ای می داند.قدرت شکسپیر در استفاده از کلمات بی نظیر بود.او از هفت هزار کلمه فقط یک مرتبه استفاده کرده است.

·        شکسپیر 1700 کلمه جدید ابداع کرده و به فرهنگ وازگان زبان انگلیسی افزود.

·        اولین اثر منتشر شده شکسپیر به نام اولین کتاب در سال 1623 به قیمت بیست شلینگ فروش رفت; یعنی قیمتی برابر 100 قرص نان در ان سال.همان کتاب در سال 2005 به قیمت 5 میلیون دلار فروخته شد.

·        شکسپیر تنها نویسنده ای است که تمام آثارش به فیلم تبدیل شده است.

·        در بین اجراهای تئاتر , مکبث محبوب ترین است و بیشترین اجرا مربوط به این نمایش است که تقریبا هر چهار ساعت یکبار در جایی از جهان به روی صحنه می رود

·        شکسپیر هیچوقت تحصیلات درست و حسابی نداشت و به همین دلیل از او انتقاد زیادی می شد.هزینه تحصیل در دانشگاه در سال 1600 در انگلستان سالی بیست پوند بود.یک گارگر معمولی سالی هشت پوند درآمد داشت و شکسپیر در آن سالها از تجارت و نمایشنامه نویسی سالی دویست تا هفتصد پوند درآمد داشت اما حاضر نشد به دانشگاه برود.


 

مهمترین آثار شکسپیر

  • اتللو (Othello)
  • مکبث (Macbeth)
  •  هملت (Hamlet)
  • زولیوس سزار (Julius Caesar)
  • رومئو . زولیت (Romeo and Juliet)
  • تاجر ونیزی(Merchant of Venice)
  • شاه لیر (King Lear)
  • رویای شب نیمهٔ تابستان (A Midsummer Night's Dream)
  • هنری ششم (Henry VI)
  • دو نجیب‌زادهٔ ورونایی (Two Gentlemen of Verona)
  • ریچارد سوم (Richard III)
  • تیتوس آندرونیکوس (Titus Andronicus)
  • شاه جان (King John)
  • ریچارد دوم (Richard II)
  • هنری چهارم (Henry IV)
  • اشتباهات خنده دار (Comedy of Errors)
  • هیاهوی بسیار برای هیچ (Much Ado about Nothing)
  • هنری پنجم (Henry V)
  • تروئیلوس و کریسدا (Troilus and Cressida)
  • آنتونیوس و کلئوپاترا (Antony and Cleopatra)
  • تیمون آتنی (Timon of Athens)
  • پریکلس (Pericles)
  • کوریولانوس (Coriolanus)
  • قصهٔ زمستانی (A Winter's Tale)
  • هنری هشتم (Henry VIII)

اشعار غنایی شکسپیر نیز از شاهکارهای شعر و ادبیات انگلیسی است. از آن جمله می‌توان به منظومه‌های زیر اشاره کرد:

  • ونوس آدونیس(Venus and Adonis)
  • زائر پرشور (The Passionate Pilgrim)

جملاتی زیبا از شکسپیر

  • «آدم تبهکار می‌رود ولی شرش بعد از او می‌ماند.»
  • «آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است.»
  • «آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده‌است، اما آن‌که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می‌برد که او را غنی نمی‌کند اما در واقع مرا حقیر می‌سازد.»
  • «آیا می‌دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش‌اندامی و سخن‌گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ‌منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟»
  • «از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است.»
  • «اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت.»
  • «اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می‌داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می‌کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند.»
  • «امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند.»
  • «اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند.»
  • «ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی.»
  • «بدی‌های ما در دنیا به یادگار می‌ماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور می‌رود.»
  • «بذله‌گویی برازنده‌ترین لباسی است که در یک مجلس می‌توان پوشید.»
  • «برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند.»
  • «برای لذت بردن کافیست اندکی احمق باشی.»
  • «به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری.»
  • «تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد.»
  • «تملق خوراک ابلهان است.»
  • «جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید.»
  • «جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد.»
  • «جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته‌است.»
  • «چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می‌شکافد و به اطراف نور می‌دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست.»
  • «خانم‌ها هیچ چیز نمی‌خواهند جز یک شوهر خوب، و همین‌که گیرشان آمد، همه چیز می‌خواهند.»
  • «در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد.»
  • «در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.»
  • «دشمنان بسیاری دارید که نمی‌دانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس می‌کنند.»
  • «دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.»
  • «دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر می‌کند و از بدبختی می‌کاهد.»
  • «دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازی‌گران آن به نوبت می‌آیند و می‌روند . نقش خود را به دیگری می‌سپارند.»
  • «دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است.»
  • «دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست.»
  • «زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند.»
  • «زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده‌است، فضیلت ما وقتی می‌تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایت‌های ما وقتی نومید می‌شود که مورد ستایش فضیلت‌های ما قرار نگیرد.»
  • «سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند.»
  • «شادمانی در خانه‌ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد.»
  • «شخص عاقل و هشیار به هرجا قدم بگذارد، سعادت و فراغت بال همراه اوست زیرا در جهان بجز خوبی وزیبایی  چیزی نمی‌بیند.»
  • «عشق غالبأ یک‌نوع عذاب است، اما محروم بودن از آن مرگ است!»
  • «عقل و هوش خود را با خوشی و نشاط دمساز کن تا هزاران آسیب از میان برود و عمرت دراز شود.»
  • «علامت و نشان حقیقی اصالت و علو شأن، نوازش و ترحم آمیخته با شادمانی و گشاده‌رویی است.»
  • «کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد، خلل‌پذیر نیست.»
  • «کسانی که دنیا را از دست می‌دهند آن را با فکر و وسواس می‌خرند.»
  • «کشنده تر از نیش مار ، بچه حق‌ناشناس است.»
  • «کینه پنهان نمی‌ماند.»
  • «گذشت زمان هرچه از موهای مردم می‌کاهد، به خرد آن‌ها میفزاید.»
  • «گربه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شده‌ایم.»
  • «مردی که دردرون خویش موسیقی ندارد و نداهای خوش و دلنشین او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، برای خیانت، توطئه و غارتگری مناسب می‌باشد و هیچ کس نباید به او اعتماد کند.»
  • «مسکنت در کوی هنرمندان و رنجبران راه ندارد و شادمانی در خانواده‌ای است که مهربانی در آن جا حکومت می‌کند.»
  • «مصائب خود را مانند لباستان با کمال بی‌اعتنایی تحمل کنید.»
  • «من از خوشبختی‌های این جهان بهره‌مند گردیده‌ام زیرا در زندگی عاشق شده‌ام.»
  • «من همیشه میل دارم از اشخاص نجیب پیروی کرده و از آنان چیز بیاموزم.»
  • «موفقیت هائی که نصیب بشر شده عمومأ در سایه تحمل و بردباری بوده‌است.»
  • «می‌دانیم که چیستیم اما نمی‌دانیم که چه می‌شویم.»
  • «وجود ما به منزلهٔ باغی است که ارادهٔ ما باغبان آن است.»
  • «وقتی ناراحتی بزرگی پیش آید، رنج و غم‌های دیرین از یاد می‌رود.»
  • «هر اندازه گناهی بزرگ کهنه شود و به حال اختفا باقی بماند سرانجام هنگام مرگ یا بروز خطر، چون فرصت کشف آن فرارسد، به صورت موحشی زهر خود را برجان آدمی می‌ریزد.»
  • «هر چه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور می‌شوی هر چه را که بدست می‌آوردی دوست داشته باشی.»
  • «هرکس فقیر و قانع باشد ثروتمند است.»
  • «همیشه حرف حق را بدون بیم بیان کن و شیطان را خجل ساز.»
  • «همیشه کار کنید و بکوشید تا جامه افتخار و عظمت را بپوشید، همیشه در نظر داشته باشید که افتخارات تازه‌ای به دست آورید زیرا افتخارات گذشته همچون شمشیری است که زنگ زده و از رونق افتاده باشد.»
  • «هیچ چیز ، بد یا خوب نیست، فقط نیروی اندیشه بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را می‌آفریند.»
  • «یقینأ رفتار حکیمانه یا وضع جاهلانه همچون بیماری از شخصی به شخص دیگر سرایت می‌کند، پس لازم است که انسان‌ها مواظب انتخاب معاشران خود باشند.»
  • «اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید  گربه کنی لذت دیدن ستاره‌ها را از دست خواهی داد.»
  • «داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است»
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

مرتاض ......!!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سیارک ها

کمربند سیارکی

کمربند سیارکی

 

بعد از آن که هرشل اورانوس را کشف کرد اختر شناسان در جستجوی کشف سیاره های بیشتر برآمدند. کشف سیاره شهرت زیادی به همراه داشت و این بر تلاش اختر شناسان می افزود. از این گذشته به نظر می رسید که طبق قانون تیتوس- بود  سیاره ناپیدایی میان مدار مریخ و مشتری وجود دارد. این قانون یکی از ویژگیهای عجیب مدار سیاره ها را بیان می کند.بدنبال تلاشهای زیاد بعد از چندین سال تعداد زیادی سیارک کشف شد.بیشتر سیارکهای منظومه شمسی در فاصله 2 تا4 واحدنجومی (یا 300 میلیون تا 600 میلیون کیلومتر)ودر منطقه ای به نام کمربند اصلی سیارکی دور خورشید و بین مدار سیاره مریخ ومشتری می چرخند یعنی فاصله آنها تا خورشید بیشتر از فاصله مریخ وکمتر از فاصله مشتری است. در مورد شکل گیری سیارکها عقیده بر این است که آنها در همین منطقه شکل گرفته ودر واقع تکه های یک پیش سیاره درهمین منطقه بوده اند که گرانش سیاره مشتری مانع از سیاره شدن آن ودر نتیجه بوجود آمدن این تکه ها شده است.این وضعیت حدود 100 میلیون سال بعد از شکل گیری خورشید ومنظومه شمسی رخ داده است.

       دانشمندان حدس می زنند که بین 30000 تا 40000 سیارک در کمربند سیارکی وجود داشته باشد که بیش از یک کیلومتر قطر دارند.از میان سیارکها حدود سه هزار سیارک فهرست شده اند. تعداد خیلی بیشتری سیارک های
کوچکتر هم وجود دارد.کمربند سیارکی بیش از 200 سیارک دارد که بیشتر از 60 مایل یا 100 کیلومتر قطر دارند. میلیون ها سیارک کوچک تر هم وجود دارد. ستاره شناسان چندین سیارک بزرگ تر پیدا کرده اند که سیارک های کوچک تری دور آنها می گردند.

       سیارک ها در مدارهای بیضی شکل دور خورشید می گردند. حالا اگر جاذبه سیاره غول آسای مشتری و یا برخورد اتفاقی با مریخ یا سیارک دیگری رخ دهد، آنها به بیرون از کمربند سیارکی هل داده می شوند و به سوی فضای اطراف مدار سیارات پرتاب می شوند. برای مثال ماه های مریخ، فوبوس و دیموس، ممکن است از سیارک هایی باشند که در مدار مریخ گیر افتاده اند....درسایت زیر می توان نامگذاری تعدادی از عوارض سطحی سیارکها را مشاهده نمود.

http://planetarynames.wr.usgs.gov/jsp/SystemSearch2.jsp?System=Asteroid%20Belt


سیارکهای موجود در کمربند

 


سیارک سرس

برخورد سیارکی با زمین


در اولین شب آغاز قرن نوزدهم میلادی یک اخترشناس ایتالیایی به نام جوز پای پیاستی ، جسم جدیدی میان مریخ و مشتری کشف کرد. او که در حال تهیه فهرستی از ستارگان بود، متوجه این جسم غیرعادی شد. مشاهده‌های بعدی نشان داد که مدار آن میان مریخ و مشتری است و به خوبی با اعداد بده مطابقت دارد. او این جسم را سرس نام نهاد.

قطر سرس فقط 400 کیلومتر بود و نمی‌توانست یک سیاره واقعی به شمار آید. از اینرو کاوشها ادامه یافت، اما به عوض یافتن یک سیاره واقعی ، انبوهی از سیاره‌های کوچک یا سیارکها کشف شد که بین مدار مریخ و مشتری در گردش بودند. تاکنون چندین هزار سیارک ردیابی شده و هر روز نیز تعداد جدیدی یافته می‌شود.

سیارک هرمس

 

سیارکتقریبا تمامی سیاره‌های کوچک یا سیارکها ، میان مریخ و مشتری هستند، ولی تعداد اندکی از آنها تا نزدیکی‌های خورشید نیز می‌آیند. در سال 1937 میلادی (1316 شمسی) سیارک هرمس از فاصله 750000 کیلومتری زمین گذشت که تقریبا دو برابر فاصله زمین تا ماه است. اگر برخورد مستقیمی میان یک سیارک و زمین رخ دهد، ویرانی غیر قابل تصوری پیش می‌آید. احتمالا بزرگترین گودالهای روی ماه ، به سبب برخورد با سیارکها بوجود آمده‌اند.

 

 

  فیزیک سیارکها

 

سیارک ( خرده سیاره )


بیشتر سیارکها توده‌هایی بی‌نظم از صخره هستند که اندازه آنها به چند کیلومتر می‌رسد. سطح آنها برآمدگی و گودالهای صخره‌ای دارد، ولی فاقد خاک و غبار است. بعضی از سیارکها به سیاهی دوده و بعضی به رنگ سرخ هستند. برخی سیارکها ممکن است در سرعتهای بالا با سایرین برخورد کرده و به قطعات کوچکتر شکسته شده باشند. تعداد کمی ممکن است به اندازه کافی از نزدیکی یک پیش سیاره عبور کرده باشند تا در یک مدار به عنوان یک قمر قرار گیرند. سایرین ممکن است فواصل دور را تجربه کرده باشند. مدار آنها ممکن است به اندازه کافی تغییر کرده باشد تا آنها را از منظومه شمسی به خارج پرتاب کند.

در نزدیکی سیارات مشتری‌گون ، ریزسیارات اغلب به‌صورت مواد یخی خواهند بود. اینها ممکن است هسته ستاره‌های دنباله‌دار را تشکیل داده باشند. این اجرام آسمانی یخ زده ممکن است سپس به توسط نیروی گرانش به درون ابر اورت (Oort cloud) هدایت شده باشند. ما بر طبق تسلسل تراکم انتظار داریم که اجرام سماوی شکل گرفته در نزدیکی سیارات مشتری‌گون یک ترکیب یخی داشته باشند.


حیات در کمربند سیارکها
ممکن است در آینده دور ، بشر با برپایی ایستگاه‌های فضایی عظیم در روی سیارکهای بزرگ ، کمربند سیارکها را به محل سکونت تبدیل کند. ایستگاه‌های فضایی باید کاملا خودکفا باشند و هزاران انسان بتوانند در هر یک از آنها زندگی کنند. موتورهای موشکی ، سیارکهای مهاجرنشین را به بخشهای گرمتر منظومه شمسی هدایت خواهند کرد. این مستعمرات می‌توانند مواد معدنی نایاب را به مردمان زمین عرضه کنند و نیز انرژی خورشید را به صورت امواج رادیویی به طرف ما گسیل سازند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

زمین تنها خانه ای است که داریم !

زمین تنها خانه ای است که داریم !


 نماینده سازمان فضایی اروپا (ESA) در ناسا و از دانشمندان مسئول دوربین و طیف‌نگار فرسرخ نیکموس (NICMOS) در تلسکوپ فضایی هابل، درباره خود، جهان هستی و وضعیت کنونی تلسکوپ فضایی هابل سخن گفته است.

پروفسور بهرام مبشر یکی از شناخته‌شده‌ترین کیهان‌شناسان ایرانی در سطح جهان است. وی استاد سابق کالج سلطنتى لندن، عضو عالى مؤسسه علوم تلسکوپ فضایی، نماینده سازمان فضایى اروپا (ESA) در ناسا، مسئول آشکارساز فروسرخ نیکموس (NICMOS) تلسکوپ فضایى هابل و عضو گروهی است که موفق به تصویر کشیدن موقعیت تغییر کهکشان‌هاى کوچک شده است.

چه سئوال، رویا یا انگیزه‌ای در کودکی شما را به جایگاه کنونی که دارید هدایت کرد و از آن زمان تا کنون، پاسخ کدام سئوال را نیافته‌اید؟
من به اندازه‌ای خوش شناس بودم که یکی از اعضای خانواده‌ای باشم که برای دانش ارزش زیادی قائل بودند. من تشویق شدم که علم بیاموزم و نسبت به پرسش‌های بنیادینی که بیانگر موقعیت بشر در جهان هستی بود، علاقمند بودم. فیزیک و فلسفه از مباحث مورد علاقه من بود و تا سال‌های آغازین دانشگاه نیز این علاقه را به همراه داشتم. همیشه در مراحل مختلف از زندگی، اولویت‌های انسان تغییر می‌کنند و خواهند کرد، مهم این است که هدفی وجود داشته باشد و در مسیر دستیابی به آن تلاشی صورت بگیرد. درصورتی که نتوانستید به آنچه می‌خواهید دست پیدا کنید مسیری متفاوت را انتخاب کنید، همانطور که همیشه به دانشجویانم می‌گویم من از شکست شما ناراحت نخواهم شد از اینکه برای موفقیت تلاشی نکنید آزرده خواهم شد.

اما تعداد سئوالاتی که هم‌اکنون ذهن من را فرا گرفته‌اند و هیچ پاسخی هم برای آن‌ها ندارم، بسیار بیشتر از سئوالاتی است که در دوران کودکی‌ام داشته‌ام. در واقع زمانی که دوره دبیرستان و دانشگاه را سپری می‌کردم، بر این باور بودم که بسیار می‌دانم؛ اما اکنون می‌دانم که هیچ نمی‌دانم. تفاوت در نوع سئوالاتی است که اکنون نسبت به دوران کودکی‌ام، کمی ژرف‌تر و خاص تر شده‌اند.

با توجه با دانش کنونی که دارید، چه سئوالی درباره جهان هستی بیشتر از همه ذهن شما را درگیر خود کرده است؟ 
طبیعت انرژی تاریک یکی از سئوالاتی است که طی سال‌های اخیر ذهن مرا به شدت اشغال کرده است، هم‌چنین ویژگی‌های اولین نسل کهکشان‌هایی که در جهان شکل گرفته‌اند و چگونگی بهینه‌سازی اطلاعات علمی به دست آمده از تلسکوپ فضایی هابل در سال‌های آینده از دیگر مشغولیات کنونی ذهن من به شمار می‌روند.
سال گذشته فیزیکدانان دانشگاه استنفورد محاسبه جالبی کردند که نتیجه آن برابر تعداد جهان‌هایی بود که احتمال حضور آن‌ها به صورت نامرئی از چشم بشر وجود دارد. چطور می‌توانید چنین فرضیه دور از ذهن و غیر قابل باوری را ساده تر شرح دهید؟
من چندان به مواردی که امکان آزمایش یا تجربه آن‌ها وجود نداشته باشد توجهی نمی‌کنم. شاید جهان‌های دیگری فراتر از جهان ما وجود داشته باشد. با این حال برای درک این جهان‌ها باید قادر باشیم که با سرعتی بالاتر از سرعت نور حرکت کنیم یا عمری طولانی تر از سن جهان هستی داشته باشیم که این هر دو غیرممکن خواهند بود. به بیانی دیگر مهم نیست چه تلاشی انجام دهیم، زیرا هرگز قادر به برقراری ارتباط با این جهان‌ها نخواهیم بود.
تلسکوپ‌های جدید و پیچیده‌ای برای کشف پدیده‌های فضایی جدید در سال گذشته به فضا ارسال شده‌اند. از جمله هرشل و WISE و تلسکوپ جیمز وب نیز در نوبت پرتاب قرار دارد. اما تلسکوپ هابل همچنان یکی از معتبرترین و مورد توجه ترین تلسکوپ‌های فضایی جهان باقی مانده است. نظر شما درباره این محبوبیت چیست؟
تلسکوپ هابل اولین تلسکوپ نور مرئی است که در فضا قرار گرفته و محبوبیت آن به میزان زیادی به تصاویر زیبا و جزئیات دقیقی است که به ثبت می‌رساند. با استفاده از هابل بسیاری از محدودیت‌ها که به واسطه تلسکوپ‌های زمینی به وجود می‌آیند، از بین می‌رود. از جمله تصاویر آن تحت تاثیر اتمسفر زمین قرار نداشته و بسیار شفاف هستند و در عین حال هابل قادر به جذب طیف نوری است که انسان از روی زمین قادر به مشاهده آن نخواهد بود و به همین دلیل با کمک این طیف اطلاعات جدیدی از جهان به ثبت می‌رساند. همچنین هابل قادر به نفوذ به گذشته فضا و زمان است و به قلمرویی از جهان هستی دسترسی دارد که دسترسی به آن‌ها به واسطه تلسکوپ‌های زمینی هرگز مقدور نخواهد بود. همه این توانایی‌ها به دریچه‌ای جدید به نام هابل برای بشر تبدیل شده‌اند تا بتواند کائنات را دیده و درک کند. هابل می‌تواند مبدائی از زمان را در دورترین گذشته‌ها برای بشر نمایان سازد.
اکنون هابل در چه وضعیتی قرار دارد؟
پس از اتمام ماموریت ترمیم و تعمیر در سال گذشته، تجهیزات و ابزار جدیدی بر روی تلسکوپ هابل نصب شد و تجهیزات قدیمی و از کار افتاده نیز تعمیر شدند. امروز هابل از پنج ابزار فعال برخوردار است و از هر زمان دیگری در دوره حیاتش قدرتمندتر است. دوربین‌های نوری و فروسرخ این تلسکوپ امکان دیدن اعماق فضا و تصویر برداری فضایی به منظور مطالعه ترکیب کهکشان‌ها و ستاره‌های را به وجود آورده است.
همان‌طور که می‌دانید، اخترشناسان در گروه‌ها و پروژه‌های مختلف در تلاشند با استفاده از پیشرفته‌ترین ابزار و شیوه‌ها سیاره‌ای مشابه زمین را در خارج از منظومه خورشیدی بیابد. شما دلیل پیدایش این موج ناگهانی برای یافتن سیاره‌های زمین‌مانند را در چه می‌بینید؟ در صورت یافته شدن سیاره‌ای دقیقا مشابه زمین، ادامه حیات بشر بر روی آن امکان‌پذیر خواهد بود؟
فناوری بشر اکنون به سطحی رسیده است که می‌تواند به راحتی سیاره‌های زمین‌مانند را بیابد، فعالیتی که نیازمند تلسکوپ‌های فضایی که توانایی نمایان ساختن مدار سیاره‌ها را در اطراف ستاره‌هایشان داشته باشند، خواهد بود. به تازگی تلسکوپ کپلر توسط ناسا پرتاب شده است که وظیفه آن جستجو و یافتن سیاره‌های زمین‌مانند است و به همین دلیل تعداد سیاره‌های زمین‌مانند به صورت ناگهانی افزایش پیدا کرده است. اخترشناسان تا کنون در حدود 200 نمونه از این سیاره‌ها را کشف کرده‌اند که از جرم و شعاعی مشابه زمین برخوردارند. تلاش‌های بیشتری برای کشف امکان زندگی بر روی این سیاره‌ها مورد نیاز است. باید تحقیقات طیف نمایی و جستجو برای یافتن عناصر پشتیبانی کننده حیات در این سیاره‌ها صورت گیرد که بسیار سخت و پیچیده هستند. در عین حال به نظر من سفر انسان به چنین سیاره‌هایی غیر ممکن است.
از پروژه‌های جدید سازمان ناسا و آژانس فضایی اروپا چه اطلاعاتی می‌توانید بدهید؟
به تازگی دو تلسکوپ جدید هرشل با هدف مطالعه کهکشان‌های غبارآلود برای یافتن اجرامی که در پس از غبارها از دید بشر پنهان مانده‌اند و پلانک با هدف اندازه‌گیری تابش ریزموج زمینه کیهانی به فضا پرتاب شده‌اند. این دو پروژه نتیجه 20 سال تلاش دانشمندان و مهندسان بوده‌اند. همچنین ناسا و آژانس فضایی اروپا در حال تکمیل تلسکوپ فضایی جیمز وب هستند که از آیینه‌ای 6.5 متری و قدرتی 9 بار بیشتر از هابل برخوردار است. انتظار می‌رود جیمز وب تا سه سال آینده راهی فضا شود.
آغاز به کار برخورد دهده بزرگ هادرون یکی از جنجالی ترین خبرهای سال 2009 و قبل از آن بوده است، آیا شما به موفقیت این آزمایشگاه بزرگ در یافتن ذرات بنیادینی مانند بوزون هیگز خوشبین هستید؟ یافته شدن چنین ذراتی تا چه اندازه در درک انسان از پیدایش جهان تاثیرگذار خواهد بود؟
کاملا. من بسیار خوشبینم که این دستگاه روزی کشفی جدید و بزرگ را ارائه خواهد کرد. یافتن ذرات هیگز می‌تواند آخرین شاهد گم شده مدل استاندارد فیزیک ذره‌ای که بر اساس آن تمامی نیروها در طبیعت در یک فوق نیرو گرد هم آمده بودند را در اختیار دانشمندان قرار دهد. پدیده‌ای که بسیار حیاتی بوده و به اثبات نظریه استاندارد منجر خواهد شد.
چند سال پیش صحبت‌هایی از امکان همکاری شما با دانشگاه‌های ایرانی به منظور تربیت دانشجوی رشته نجوم مطرح شد. این صحبت‌ها در نهایت به کجا رسید و آیا اکنون دانشگاهیان در ایران با شما همکاری دارند؟
این صحبت‌ها به گونه‌ای به همکاری منجر شده‌اند. امروز تعدادی از دانشجویان در موسسه تحقیقات فیزیک نظری و ریاضی در ایران به مطالعه کیهان‌شناسی و اخترشناسی می‌پردازند. عملکرد این دانشجویان بسیار عالی است و نوع پروژه‌هایی که بر روی آنها کار می‌شود به همان اندازه قدرتمند است که پروژه‌های دیگر در گوشه‌های دیگر جهان هستند. دوستان من در این موسسه با به وجود آوردن چنین فرصتی برای دانشجویان کار بسیار بزرگی انجام می‌دهند. رصدخانه ملی نیز روندی سریع و رو به جلو دارد که این بسیار دلگرم‌کننده است. من هر زمان که بتوانم برای دیدار با دانشجویان و بررسی فعالیت‌ها و پروژه‌های آنها به ایران سفر می‌کنم. همچنین تعدادی از این دانشجویان را برای همکاری و گرفتن مدرک دکتری در دانشگاه کالیفرنیا انتخاب کرده‌ام و امیدوارم تمامی این فعالیت‌ها در آینده نسل جدید اخترشناسان ایرانی را پرورش دهد.
آیا تا به حال در حین مطالعات و فعالیت‌های خود پیش آمده است که یکی از پدیده‌های فضایی، کهکشان‌ها، ستاره‌ها یا دیگر اجرام کیهانی بیشتر از بقیه مورد توجه شما قرار گیرند؟
یک دانشمند نمی‌تواند کهکشان یا ستاره مورد علاقه‌ای داشته باشد، زیرا نمی‌توان یکی از پدیده‌های طبیعی را نسبت به دیگری برتری داد. جهان و هر آنچه در آن قرار دارد از جمله انسان‌های ساکن زمین پدیده‌های مورد علاقه من به شمار می‌روند.
با توجه به روندی که انسان‌ها در تخریب سیاره زمین در پیش گرفته‌اند و خطرهای گاه و بیگاه طبیعی که سیاره ما را تهدید می‌کنند چه پیش بینی از آینده زمین دارید؟
به طور کلی می‌گویم که زمین تنها خانه‌ای است که ما داریم و امیدوارم بتوانیم آن را حفظ کنیم. ما مالک زمین نیستیم و به صورت موقت در آن زندگی می‌کنیم. امیدوارم بتوانیم مانند اجدادمان آن را برای فرزندانمان حفظ کرده و به آنها تحویل دهیم.
به نظر شما در حال حاضر بشر در چه بخشی از تاریخ جهان هستی ایستاده است و سرعت پیشرفت انسان را در مسیر این تاریخ چگونه می‌بینید؟
بشریت در زمانی زندگی می‌کند که در آن قادر به پاسخ دادن به سئوالاتی است که قدرتمندترین ذهن‌ها را طی قرن‌های گذشته به خود مشغول کرده بود. امروز با کمک تلسکوپ‌های بزرگ و رصدهای فضایی می‌توان به بنیادی ترین سئوالات درباره حیات بشر پاسخ داد. به نظر من ما در یکی از هیجان‌انگیزترین دوران‌ها از تاریخ تمدن زندگی می‌کنیم و با استفاده از علم و دانش خود می‌توانیم بهترین‌ها را انجام دهیم.

منبع: خبرگزاری مهر

ببخشید که وقت نکردم پست قبلی رو ترجمه کنم . بعدا پستش می کنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ماهی ها

مقدمه

موجودات زیادی شبیه به ماهی هستند و ماهی نامیده می‌شوند اما در برخی موارد این نامگذاری اشتباه است. مثلا آمفیوکسوس و لامپری را ماهی می‌دانند اما این جانوران با ماهیان ولاقعی منقرض شده و کنونی جهان اختلاف فاحشی دارند. ماهی در واقع موجودی است که حداقل دارای آرواره و فک بوده، اسکلت غضروفی یا استخوانی داشته و دارای باله‌های شنا زوج و فرد است و با
آبششها تقریبا در تمام ماهیها ، محل اصلی تبادل گازها هستند. آنها از کمانهای استخوانی یا غضروفی سفت تشکیل ش" href='mavara-index.php?page=%D8%A2%D8%A8%D8%B4آبشش تنفس می‌کند. ماهیان دارای تنوع زیادی می‌باشند.

ماهیان شامل دو رده ماهیهای غضروفی و ماهیهای استخوانی هستند.




تصویر



!ماهیان غضروفی
در سرتاسر دریاها کوسه ماهیان و سفره‌ ماهیان که از 30 سانتیمتر تا 17 متر اندازه بدنشان متغیر است زیست می‌کنند. این ماهیان یا گوشتخوارند یا لاشه‌خوارند. بدن ماهیان غضروفی سنگین‌تر از آب است. جسم مهره از لایه‌های غضروف پیرامون نوتوکورد یا درون آن تشکیل می‌شود و باله دمی دارای دو شاخه نابرابر هتروسرکال است. اکثر ماهیان دارای پولک هستند بعضی ماهیها فاقد پولک هستند.

این ماهیان دارای جمجمه غضروفی هستند هفت کمان یا قوس غضروفی در این ماهیان موجود است. اولین قوس تغییر شکل یافته و آرواره فوقانی یا پلاتوکوردرات و آرواره پایین مکمل را تشکیل می‌دهد. علاوه بر ستون مهره‌ها که غضروفی است کمربند سینه‌ای و کمربند لگنی وجود دارد. سیستم عضلانی در ماهیان غضروفی ساده بوده و عضلات محوری توسط یک لایه جدا کننده به عضلات پشتی و شکمی تقسیم می‌شود.

در اغلب ماهیان غضروفی تعدادی دندانهای تیز و برنده وجود دارد. روده ماهیان غضروفی معمولا به دو بخش تقسیم می‌شود. در بخش کوچکتر دیواره یا دریچه‌ای مارپیچی جهت افزایش سطح جذب غذا وجود دارد و در بخش انتهایی روده ، غده‌ای به نام غده روده‌ای به روده متصل می‌گردد. نقش این غده دفع نمک در ماهیان غضروفی است.
!!قلب ماهیان غضروفی
قلب دارای چهار بخش است اما فقط دو قسمت به نام دهلیز و بطن مشابه دو دهلیز و دو بطن موجود در مهره‌داران عالی است. چندین سیاهرگ عمده در میان ماهیان غضروفی موجود است از جمله سیاهرگ کاردینال.





تصویر




ساختمان آبشش



!!تنفس ماهیان غضروفی
وسیله تنفس آبشش است. هر آبشش به دو بخش تقسیم می‌شود به هر یک از بخشها ، همی‌برانش و به هر آبشش هولوبرانش گفته می‌شود. ماهیان غضروفی از 5 تا 7 جفت آبشش دارند. یک جفت سوراخ را که در تنفس نقش ندارد و در قسمت قدامی چشم اسپیراکل است نیز ضمیمه دستگاه گوارش است. در برخی کوسه ماهیان بخش کوچک از آبشش به نام شبه آبشش درون اسپیراکل قرار می‌گیرد.

تولید مثل ماهیان غضروفی

اکثر گونه‌های ماهیان غضروفی زنده‌زا هستند اما برخی از کوسه ماهیان و سپر ماهیان تخم گذار هستند گونه‌های زنده‌زا بزرگتر بوده و در آبهای عمیق زیست می‌کنند. باله شکمی نرها دارای اندامی به نام کلاسپر است که به هنگام جفتگیری به اندرون کلوآک ماهی ماده و از آنجا به درون اویداکت رانده می‌شود.

ماهیان استخوانی

این بزرگترین رده مهره‌داران دارای دو زیر رده است. در ماهیهای باله گوشتی اولیه باله‌های سینه‌ای و شکمی محتوی استخوانهای درونی هستند که شباهت زیادی به استخوانهای اندامهای حرکتی مهره‌داران خاکزی دارند. همچنین کیسه‌های هوایی حلقی به جای شش عمل می‌کنند. امروزه فقط 4 گروه از این ماهیها باقی مانده است که عبارتند از سلاکانتها و سه گروه از ریه‌دارها. در عوض در زیر رده باله شعاعیها ، باله‌های زوجی را اشعه سوزن مانند نگهداری می‌کنند و کیسه هوایی نیز معمولا به مثانه شنا مبدل شده است.



تصویر

قسمتهای مختلف ماهیان استخوانی

  • باله دمی: باله دمی ماهیان را عمدتا به دو گروه اصلی هتروسرکال و هوموسرکال تقسیم می‌کنند. نقش باله‌های فرد و زوج در ماهیان تشخیص وضعیت و موقعیت ماهی درون آب است.

  • پولکها: پولکهای متنوعی در ماهیان وجود دارد. پولک گانوئیدی که حاوی گانوئین است در ماهیان خاویاری دیده می‌شود. پولک مدور در اغلب ماهیهای استخوانی مانند کپور و ماهی سفید یافت می‌شود. پولک شانه‌ای در اغلب سوف ماهیان دیده می‌شود. پولکهای مدور یا شانه‌ای ممکن است در برخی ماهیها باهم دیده شود. هر دو نوع پولک جز پولکهای درخشان است و منشا پولک پوست ماهی است.

  • خط جانبی: به صورت خطی واضح و مشخص در بسیاری از ماهیان دیده می‌شود خط مستقیم یا منحنی. در بعضی این خط تمام طول بدن را نمی‌پوشاند چه ماهیانی که دارای خط جانبی مشخص و چه نامشخص ، خط جانبی دارای سلولهای حسی به نام نوروماست است. که این سلولها در تشخیص وضعیت و سنجش تلاطم و حکت ماهی کمک می‌کند.

  • گوش ماهیان: در ماهیان فقط گوش داخلی وجود دارد. از ویژگیهای گوش ماهیان وجود سنگریزه‌هایی به تعداد 3 تا 4 عدد است که اتولیت نامیده می‌شود. به این سنگریزه‌ها ، سنگریزه شنوایی هم می‌گویند که در سیستماتیک و تعیین سن ماهیان اهمیت دارند و سلولهای حسی گوش داخلی که در شنوایی و تعادل نقش دارند ماکولا نام دارند. در ماهیانی که قدرت شنوایی خوبی دارند ارتباطی بین گوش داخلی و کیسه هوایی ایجاد شده است.

ساختمان چشم ماهیان استخوانی

  • صلبیه با چند صفحه غضروفی یا استخوانی سفت و سخت می‌شود.
  • قرنیه مسطح
  • سلولهای مخروطی که در تشخیص رنگ بکار می‌رود.
  • ماهیچه مسئول حرکت دادن عدسی
  • مشیمیه (تغذیه کننده چشم)
  • در ماهیانی که در اعماق زیاد زیست می‌کنند عدسی بسیار بزرگ و شبکیه کوچک است و شکل عدسی کروی است.

کیسه شنا

کیسه شنا یا کیسه هوایی فقط در ماهیان استخوانی وجود دارد. به آن کیسه گازدار هم می‌گویند. در قسمت فوقانی حفره بدن بالاتر از مرکز توده ماهی قرار می‌گیرد و به ماهی این امکان را می‌دهد که بدون صرف انرژی وضعیت و موقعیت طبیعی خود را درون آب حفظ کند. یکی از ماهیان (یک نوع گربه ماهی) به طریق جالبی توانسته است نداشتن کیسه شنا را جبران کرده و موقعیت خود را درون آب حفظ کند و انرژی کمی بکار گیرد.



تصویر

ماهیان هوازی

ماهیان بسیاری وجود دارند که از هوا تنفس می‌کنند این ماهیان حدود 23 جنس از ماهیان استخوانی را دربرمی‌گیرند و دارای آبششهایی هستند که سطح کوچک و محدودی دارند. این ماهیان به جز ماهیان دودمی هستند. بسیاری از ماهیان که ساکن آبهای راکد هستند در هوای گرم و زمانی که اکسیژن محلول در آب کاهش می‌یابد به سطح آمده و هوا را می‌بلعند. پس هوا بوسیله حلق که عمل پمپاژ را انجام می‌دهد از طریق کانال هوایی به کیسه هوایی تغییر شکل یافته انتقال می‌یابد. در ماهیان هوازی که دوره‌های خشکسالی را معمولا درون گودالهایی می‌گذرانند تنفس هوازی وجود دارد اما به هر حال جهت دفع گاز کربنیک به آبشش وابسته‌اند.

تولید مثل ماهیان

  • اکثر آنها دارای دو جنس نر و ماده هستند. برخی خود باور و برخی هرمافرودیت هستند.

  • برخی ماهیان لقاح داخلی دارند که تعدادشان محدود است.

  • جفتگیری یا پیدا کردن جفت از طریق مختلف مانند تغییرات رنگ بدن ، تولید صدا و تولید مواد محرک فرمون.

  • پس از رها شدن تخمها ، تخمها یا شناورند یا به درون آب فرو می‌روند.

  • ماهی زنده‌زا مانند گاپی (Gupy) حدود 50 عدد نوزاد تولید می‌کند.

  • رها سازی تخمک از تخمدان یا از طریق پاره شدن دیواره و رها شدن تخمک درون شکم مانند قزل آلا و یا تخمک از مجرای تخمک‌بر به بیرون رانده می‌شود.

  • برخی از ماهیان درون دهان و یا بعضی درون روده و یا درون کیسه‌های شکمی تکوین تخم را انجام می‌دهند.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

سرطان

ژنتیک و سرطان

تازه کردن چاپ
علوم طبیعت > زیست شناسی > ژنتیک
علوم طبیعت > علوم پزشکی (طب) > پزشکی > بیماریها
(cached)






سرطان (Cancer) رشد خطرناک بافت بدن بوسیله تقسیم سریع سلولهای بدن است. سرطان اساسا یک بیماری ژنتیکی است.

اطلاعات اولیه

سلولهای سرطانی به دو صورت وجود دارند: اول نوعی که به آن حالت پیشرونده گویند و آن عبارت از استعداد سرایت و تخریب بافتهای مجاور است، بطور مثال سلولهای سرطانی شکم ممکن است فقط تا مثانه پیشرفت نمایند. حالت دوم ، سلولهای سرطانی که باعث ایجاد حالت ثانویه در قسمتهای مختلف بدن می‌شوند. سلولهای سرطانی از یاخته‌های رشد یافته قبلی بوجود آمده و بوسیله جریان خون به سایر اعضا و جوارح برده می‌شوند و در آنجا مجددا شروع به تقسیم نموده و ایجاد توده‌های غده‌ای شکل می‌نمایند. سرطان نزد کودکان و اشخاص بالای 40 سال ، بیشتر از سایر گروههای سنی دیده می‌شود.

سرطان یکی از شایع‌ترین و شدیدترین بیماریهای مشاهده شده در طب بالینی است. آمار نشان می‌دهد که سرطان به نوعی بیش از 3/1 جمعیت را گرفتار می‌کند، مسئول بیش از 20 درصد تمام موارد مرگ و میر است و در کشورهای پیشرفته مسئول بیش از 10 درصد کل هزینه مراقبتهای پزشکی می‌باشد. سرطان در صورت عدم درمان ، همواره کشنده است. تشخیص و درمان زودرس اهمیت حیاتی دارد و شناسایی افراد در معرض افزایش خطر سرطان پیش از ابتلا به آن ، یکی از اهداف مهم تحقیقات سرطان است.




img/daneshnameh_up/d/d5/cancer.5.jpg
سمبل سرطان

زیست شناسی سرطان

سرطان یک بیماری منفرد نیست، بلکه نامی است که برای توصیف اشکال بیماری‌زایی نئوپلازی بکار می‌رود. نئوپلازی نوعی روند بیماری است که با تزاید کنترل نشده سلولی منجر شونده به یک توده یا تومور ، مشخص می‌شود. به هر حال برای اینکه تومور (نئوپلاسم) را سرطان محسوب کنیم، باید بدخیم هم باشد، یعنی رشد آن دیگر کنترل شده نبوده و تومور قادر به تهاجم به بافتهای مجاور یا گسترش به نواحی دورتر یا هر دو می‌باشد.

اشکال سرطان

  • سارکومها (Sarcomas) ، که در آنها تومور از یک بافت مزانشیمی مانند استخوان ، ماهیچه یا بافت همبند بوجود آمده است.

  • کارسینومها (Carcinomas) ، که از بافت پوششی مانند سلولهای مفروش کننده روده‌ها ، نایژه‌ها و یا مجاری غدد پستانی ایجاد می‌شود.

  • بدخیمیهای خونی و لنفاوی مانند لوکمیها و لنفوم‌ها که در سرتاسر مغز استخوان ، دستگاه لنفاوی و خون محیطی گسترش می‌یابند. در داخل هر یک از گروههای اصلی ، تومورها را برحسب مکان ، نوع بافتی ، تظاهر بافت شناختی و درجه بدخیمی طبقه بندی می‌کنند.

    نئوپلازی که نوعی تجمع غیر طبیعی سلولهاست، به علت عدم تعادل بین تزاید و فرسایش سلولی ایجاد می‌شود. سلولها با گذر از چرخه سلولی و انجام میتوز افزایش می‌یابند، در حالی که فرسایش به علت مرگ برنامه ریزی شده سلولی ، از طریق نوعی روند طبیعی قطعه قطعه شدن DNA و خود کشی سلولی که به آن آپوپتوز اطلاق می‌‌شود، سلولها را از یک بافت خارج می‌کند.

اساس ژنتیکی سرطان

  • صرف نظر از اینکه آیا سرطان به صورت تک گیر در یک فرد ، یا بطور مکرر در بسیاری از افراد در داخل خانواده‌ها به صورت یک صفت ارثی رخ می‌دهد، سرطان نوعی بیماری ژنتیکی است.

  • انواع مختلف ژنها را در آغاز روند سرطان ، دخیل دانسته‌اند، اینها شامل ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینها در مسیرهای پیام‌دهی برای تزاید سلولی ، اجزای اسکلت سلولی دخیل در حفظ مهار تماسی ، تنظیم کننده‌های چرخه میتوزی ، اجزای ماشین مرگ سلولی برنامه ریزی شده و پروتئینهای مسئول تشخیص و ترمیم جهشها می‌باشند.

  • انواع مختلف جهشها مسئول ایجاد سرطان هستند، اینها شامل جهشهایی مانند موارد زیر می‌باشند: جهشهای کسب فعالیت و فعال کننده یک آلل از یک پروتوانکوژن ، از دست دادن دو آلل یا جهش منفی غالب یک آلل از یک ژن سرکوب‌گر تومور ، جابجایی کروموزومی که باعث بروز نادرست ژنهای رمز گردانی کننده پروتئینهایی که خواص عملکردی جدیدی بدست آورده‌اند، می‌شوند.

  • پس از شروع ، سرطان ، از طریق جمع‌آوری صدمه ژنتیکی اضافی به واسطه جهش یا برش و چسباندن اپی ژنتیک ژنهایی که ماشین سلولی رمز گردانی کننده DNA صدمه دیده را ترمیم و حالت طبیعی ژنتیک سلولی را حفظ می‌کنند، تکامل می‌یابد.



img/daneshnameh_up/9/91/cancer.1..jpg

سرطان در خانواده‌ها

بسیاری از اشکال سرطان ، میزان بروز بالاتری در بستگان بیماران نسبت به جمعیت عمومی دارند. بارزترین این اشکال خانوادگی سرطان حدود 50 اختلال مندلی است که در آنها خطر سرطان بسیار زیاد است، مانند سرطان معده ، سرطان پوست و سرطان خون. در برخی سرطانها ، جهشهایی در یک ژن منفرد می‌تواند عامل دخیل غالب در ایجاد بیماری باشد. در برخی خانواده‌ها ، حتی در غیاب نوعی طرح توارث مندلی آشکار سرطان ، خطر این بیماری بیشتر از حد متوسط است. به عنوان مثال افزایش بروز سرطان در محدوده 2 تا 3 برابر در بستگان درجه اول بیماران مشاهده شده است و این امر چنین مطرح می‌کند که بسیاری از سرطانها ، صفات پیچیده ناشی از عوامل ژنتیکی و نیز محیطی می‌باشند.

انکوژنها

انکوژن ، نوعی ژن جهش یافته است که عملکرد یا بروز تغییر یافته آن موجب تحریک غیر طبیعی تقسیم و تزاید سلولی می‌شود. جهش فعال کننده می‌تواند در خود انکوژن ، در عناصر تنظیم کننده آن یا حتی در تعداد نسخه‌های ژنومی آن باشد و به عملکرد تنظیم نشده یا بروز مفرط فرآورده انکوژنی بینجامد. انکوژنها اثری غالب در سطح سلولی دارند، یعنی وقتی یک آلل جهش یافته منفرد فعال شود یا بروز مفرط پیدا کند، برای تغییر دادن فنوتیپ سلول از طبیعی به بدخیم ، کافی است.

ژنهای سرکوب‌گر تومور

در حالی که پروتئین‌های رمز گردانی شده توسط انکوژنها ، سرطان را عموما از طریق جهشهای کسب عملکرد یا بروز افزایش یافته یا نامناسب یک آلل از ژن پیش می‌برند، ژنهای بسیار دیگری وجود دارند که جهش در آنها از طریق مکانیزم متفاوتی ، یعنی از دست رفتن عملکرد هر دو آلل ژن ، در ایجاد بدخیمی نقش دارد. به این ژنها ، ژنهای سرکوب‌گر تومور گفته می‌شود. از آنجا که این ژنها و فرآورده‌های آنها طبیعت حفاظت کنندگی در برابر سرطان دارند، امید بر آن است که درک آنها سرانجام به بهتر شدن شیوه‌های درمان ضد سرطان منجر شود.



img/daneshnameh_up/c/cb/cancer.2.jpg

تغییرات سیتوژنتیکی سرطان

تغییرات سیتوژنتیکی مانند تغییر در تعداد کروموزومها یا ساختمان کروموزوم‌ها) شاه علامتهای سرطان هستند، به ویژه در مراحل دیررس‌تر و بدخیم‌تر یا مهاجم‌تر تکامل تومور. این تغییرات ژنتیکی ، مطرح کننده آن هستند که از عناصر مهم پیشرفت سرطان ، نقایصی در ژنهای دخیل در حفظ انسجام و پایداری کروموزمی و تخمین جور شدن صحیح میتوزی است.

از کانونهای تمرکز تحقیقات سرطان ، روی تعریف سیتوژنتیکی و مولکولی این اختلالات است که بسیاری از آنها را مرتبط با پروتوانکوژنها یا ژنهای سرکوب‌گر تومور می‌دانند و احتمالا تقویت بروز پروتوانکوژنها را مقدور می‌سازند یا نمایانگر از دست رفتن آللهای ژن سرکوب‌گر تومور می‌باشند.

پرتوها

پرتوهای یونیزه کننده ، خطر سرطان را افزایش می‌دهند. داده‌های مربوط به افراد زنده مانده از بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و سایر جمعیتهای برخورد داشته با پرتوها ، دوره نهان طولانی را نشان می‌دهند که در مورد لوکمی در محدوده 5 سال است، اما برای برخی تومورها تا 40 سال می‌رسد. این خطر وابسته به سن است و بیشترین میزان آن برای کودکان زیر 10 سال و افراد مسن می‌باشد.

پرتوتابی برای افراد دچار نقایص ذاتی ترمیم DNA به مراتب صدمه زننده‌تر از جمعیت عمومی است. هر فردی در معرض درجاتی از پرتوهای یونیزه کننده ناشی از پرتوتابی زمینه‌ای ، برخورد طبی و انرژی هسته‌ای می‌باشد. متاسفانه نقاط ابهام زیادی در مورد وسعت آثار پرتوها ، خصوصا پرتوتابی در سطح کم ، بر خطر سرطانها وجود دارد.

سرطان‌زاهای شیمیایی

امروزه نگرانی در مورد بسیاری از سرطان‌زاهای شیمیایی خصوصا توتون ، اجزای رژیم غذایی ، سرطان‌زاهای صنعتی و فضولات سمی وجود دارد. اثبات خطر برخورد اغلب دشوار است، اما سطح نگرانی در حدی می‌باشد که تمام پزشکان باید دانش کاری از این موضوع داشته باشند و بتوانند بین واقعیات اثبات شده و موضوعات مورد شک و بحث افتراق قائل شوند.

یک موضو ع مهم که در آن عوامل محیطی و ژنتیکی می‌توانند تعامل کنند تا آثار سرطان‌زای مواد شیمیایی را تقویت یا مسدود کنند، در ژنهای رمز گردانی کننده آنزیم‌هایی است که داروهای برونزاد و مواد شیمیایی را متابولیزه می‌کنند. گروهی از آنزیم‌های متابولیزه کننده داروها که توسط خانواده ژنهای سیتوکروم P450 رمز گردانی می‌شوند، مسئول سم زدایی مواد شیمیایی خارجی هستند. یکی از این آنزیم‌ها ، آنزیم آریل هیدروکربن هیدروکسیلاز (AHH) ، پروتئینی قابل القا است که در متابولیزم هیدروکربنهای چند حلقه‌ای مانند آنهایی که در دود سیگار یافت می‌شوند، دخالت دارد.

AHH ، هیدروکربن را به شکل اپوکسیدی تبدیل می‌کند که راحت‌تر از بدن دفع می‌شود، اما سرطان‌زا نیز می‌باشد. میزان متابولیزم هیدروکربن بطور ژنتیکی کنترل می‌شود و در جمعیت سالم ، تنوع چند شکل نشان می‌دهد. افراد حامل آللی با قابلیت القای زیاد ، خصوصا افراد سیگاری ، ظاهرا در معرض خطر افزایش یافته سرطان ریه می‌باشند.



img/daneshnameh_up/0/03/cancer.3.jpg

آینده بحث

سرطان نوعی اختلال ژنتیکی است که در آن ، کنترل تزاید سلولی از دست رفته است. مکانیزم پایه در تمام سرطانها ، جهش در رده زاینده یا بطور به مراتب ناشایع‌تر ، در سلولهای پیکری می‌باشد. در مورد روندهای ژنتیکی ایجاد سرطان و عوامل محیطی که DNA را تغییر می‌دهند و لذا به بدخیمی منجر می‌شوند، مطالب ناشناخته زیادی وجود دارد.

محتمل است که بینش جدید به نقش بنیادی تغییرات DNA در ایجاد سرطان ، در آینده نزدیک ، به ایجاد روشهای بهتر و اختصاصی‌تر تشخیص زود هنگام ، پیشگیری و درمان بیماریهای بدخیم منجر شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

اناتومی قلب


تصاویری که در این بخش مشاهده می کنید،آناتومی کامل قلب انسان  را نشان می دهند که یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش درونی قلب انسان طراحی و اجزای ان نامگذاری شده اند.البته تشریح این تصاویر نیاز به تخصص در زمینه قلب و عروق خواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

ابر رسانایی


ابررسانایی

super conductors

ابر رسانا

رسانایی خاصیتی از مواد است که باعث انتقال انرژی الکتریکی در آنها می شود. این خاصیت در مواد مختلف، یکسان نیست. طلا و نقره رسانا های خیلی خوبی هستند در حالی که شیشه یا پلاستیک اصلاً رسانا نیستند. مانعی در برابر رسانش الکتریکی است که مقاومت نامیده می شود. تغییرات جزیی ترمودینامیکی و الکترو مغناطیسی، روی آن تاثیر می گذارد رسانایی خاصیتی از مواد است که باعث انتقال انرژی الکتریکی در آنها می شود. این خاصیت در مواد مختلف، یکسان نیست. طلا و نقره رسانا های خیلی خوبی هستند در حالی که شیشه یا پلاستیک اصلاً رسانا نیستند. مانعی در برابر رسانش الکتریکی است که مقاومت نامیده می شود. تغییرات جزیی ترمودینامیکی و الکترو مغناطیسی، روی آن تاثیر می گذارد. بشر همواره می خواسته که راه های تولید انرژی را ارزان تر کند و یکی از بهترین گزینه ها برای کم کردن هزینه کشف موادی است که مقاومت کمتری دارند. اما در بعضی از مواد وقتی که به یک دمای خاص برسیم، تغییری در حالت ماده به وجود می آید که به آن ابررسانایی می گویند. در این حالت مقاومت الکتریکی از بین می رود به طوری که جریانی که در یک حلقه ابررسانا تولید می شود تا صد هزار سال بدون تغییر باقی می ماند!
کشف ابررساناها نرنست فیزیکدان آلمانی نشان داده بود که با کم شدن دما، مقاومت فلز باید به تدریج کاهش یابد تا سرانجام در صفر مطلق به کلی ناپدید شود. یکی از خالص ترین فلزات در آن زمان جیوه بود. به همین دلیل کامرلینگ اونس فیزیکدان هلندی به سراغ اندازه گیری مقاومت جیوه رفت. نتایجی که وی به دست آورد تا دمای ۴ کلوین طبیعی بود اما پایین تر از این دما ناگهان مقاومت الکتریکی به حدی می رسید که با دستگاه هایی که تا آن روز وجود داشت، قابل اندازه گیری نبود. در سلسله مقالاتی که اونس تا سال ۱۹۱۳ در مورد این پدیده منتشر کرد، نام ابررسانایی را بر روی آن گذاشت. این خاصیت توسط خود اونس در سرب و قلع نیز مشاهده شد. البته به نظر می رسد که اونس این کلمه را برای صرفه جویی در لغات به کاربرده در مقاله هایش به کار برد و در ابتدا درک عمیقی از آنچه که کشف کرده بود، نداشت.«کارهه کامرلینگ اونس» اصیل زاده هلندی در سال ۱۹۱۳ به خاطر کشف خاصیت ابررسانایی به دریافت بزرگترین جایزه علمی دنیا، نوبل فیزیک مفتخر شد.
اندازه گیری مقاومت ابررسانا اونس برای اندازه گیری مقاومت ابررسانا آزمایشی را به این صورت طرح کرد که ابتدا جریانی را در دو سر یک پیچه برقرار کرد و سپس آن را داخل یک ظرف هلیم مایع فرو برد تا به حالت ابررسانایی درآید. سپس دو سر پیچه را به هم وصل کرد تا اتصال کوتاه شود. سپس با قرار دادن یک قطب نما، هرگونه افت در میعان مغناطیسی تولید شده توسط جریان در پیچه را اندازه گرفت. چنین آزمایشی، چندین سال بعد در MIT (موسسه فناوری ماساچوست) در ابعاد بسیار بزرگ انجام شد و پس از مدت دو سال هیچ گونه افت جریانی مشاهده نشد. اما سرانجام اعتصاب صنفی کارگران بخش حمل و نقل در ایالت ماساچوست باعث شد که هلیم مایع به موقع به آزمایشگاه نرسد و آزمایش متوقف شود.
اثر میدان مغناطیسی کشف خاصیت ابررسانایی در نخستین مراحل، دانشمندان را مصمم به ساخت منبع لایزالی برای تولید انرژی کرد؛ یعنی ساخت سیم پیچ هایی عظیم از ابررسانا برای صرفه جویی در مصرف برق. اما این بار هم اونس بود که نشان داد زیاد شدن میدان مغناطیسی باعث از بین رفتن خاصیت ابررسانایی می شود.در واقع هم دما و هم میدان مغناطیسی و هم شدت جریان الکتریکی عبوری در ایجاد خاصیت ابررسانایی در فلزات موثر است. اگر میدان مغناطیسی در محیط ایجاد شود، دمای ابررسانی پایین تر می رود.
ماهیت ابررسانایی از زمان کشف خاصیت ابررسانایی تا بیش از نیم قرن پس از آن هر دهه به طور متوسط ۷ یا ۸ نظریه برای توضیح ابررسانایی ارایه می شد. اما همه این نظرات در یک نکته با هم مشترک بودند و آن عدم انطباق با واقعیت بود. کار به جایی رسید که فلیکس بلوخ، فیزیکدان حالت جامد فرضیه جدیدی را به طنز منتشر کرد که تا مدت مدیدی تنها نظر صحیح در مورد ابررسانایی بود: «می توان ثابت کرد هر نظریه ای که برای توضیح ابررسانایی داده شود، غلط است!» در تمام این مدت افرادی نظیر مایسنر، برادران لاندن، گورتر، کازیمیر، ابریکوسوف، لاندایو و گینزبرگ کشفیات نظری و تجربی مهمی در مورد ابررسانایی انجام داده بودند که بعضی از آنها هم به خاطر کشفیات شان موفق به اخذ جایزه نوبل فیزیک شدند. اما سرانجام در ۱۹۵۷ سه فیزیکدان آمریکایی باردین، کوپر و شریفر در مقاله ای که ۱۵ سال بعد (۱۹۷۲) جایزه نوبل فیزیک را برایشان به ارمغان آورد، موفق به توضیح ابررسانایی شدند. این تیوری که به اختصار BCS (ابتدای نام سه نویسنده) نامیده می شود، در مجله فیزیکال ریویو لترز به چاپ رسید. ایده این نظریه را سال قبل کوپر در مقاله‌ای که در آن تشکیل یک زوج از الکترون ها را داده بود، فراهم کرده بود.در حقیقت تشکیل یک زوج از الکترون باعث می شود که این زوج در هنگام حرکت در طول یک رسانا اثرات اصطکاکی ناشی از مقاومت را حس نکنند. البته این تنها یک توصیف بسیار ساده شده از آنچه که واقعاً رخ می دهد است. پدیده های مهمی در این بین رخ می دهند که باردین، کوپر و شریفر در مقاله شان توضیح دادند. لازم به ذکر است که جان باردین تنها فیزیکدانی است که دو بار موفق به کسب جایزه نوبل فیزیک شده است: در ۱۹۵۶ به خاطر کشف نیم‌رساناها و در ۱۹۷۲ به خاطر توضیح ابررسانایی.
ابر رسانا های دمای بالا اما ماجرا با توضیح ابررسانایی خاتمه نیافت. در دهه ۱۹۸۰ در آزمایشگاه IBM در زوریخ فیزیکدان سوییسی، الکس مولر به همراه دستیار جوانش جورج بدنورز در حال ساخت نوعی سرامیک بودند که اشتباه این جوان در گرم نکردن یک اجاق باعث کشفی شد که هم پای کشف آتش از بزرگترین دستاورد های بشر در تهیه انرژی است. این سرامیک در دمای بسیار بالاتری از صفر مطلق در حدود ۷۰ تا ۸۰ کلوین خاصیت ابررسانایی از خود بروز می دهد. البته امروزه ابررساناهای سرامیکی ساخته شده اند که تا بیش از ۲۰۰ کلوین (منفی ۶۰ درجه سانتیگراد) از خود خاصیت ابررسانایی نشان می دهند. امروزه گروه های مختلفی از سرتاسر جهان به دنبال این هستند که بالاخره ماده ای را کشف کنند که بتواند در دمای معمولی (۳۰۰ کلوین) هم از خود خاصیت ابررسانایی نشان دهد. همان طور که از ظاهر امر برمی آید، خاصیت ابررسانایی در سرامیک ها و فلزات، سرشتی متفاوت دارند. سرامیک ها، نارسانا هستند و سپس به ابررسانا تبدیل می شوند. در حالی که فلزات رسانا هستند و ناگهان مقاومت در آنها صفر می شود. دمای گذار به ابررسانایی هم در فلزات بسیار پایین تر از سرامیک ها است. به این ترتیب نظریه BCS دیگر قادر به توضیح ماهیت ابررسانایی در سرامیک ها یا ابررسانا های دمای بالا (High TC) نیستند. دانشمندان تاکنون نظریه ای رضایت بخش برای توضیح این پدیده نیافته اند و این مسیله یکی از مهم ترین مسایل حل نشده تاریخ فیزیک است.
تکنولوژی ابررساناها در ارتباط با ابررسانا های جدید در دمای بالا تاکنون هیچ کاربرد تجاری در گستره دمایی که فعلاً کشف شده (زیر ۲۰۰ کلوین) به طور کامل به منصه ظهور نرسیده است. حتی در آزمایش های فضایی که در دمایی پایین تر از دمای گذار به ابررسانایی در این مواد انجام می شود، پژوهشگران ترجیح می دهند از همان ابررسانا های قبلی و در محیط هلیم مایع استفاده کنند تا به تمام جنبه های مسیله مسلط باشند. فوری ترین کاربرد برای ابررسانا های دمای بالا ساخت تراشه های فوق سریع است که انقلابی عظیم را در فناوری اطلاعات ایجاد خواهد کرد که با اختراع ترانزیستور ها قابل قیاس است. یکی از کاربرد های ابررسانا ها با توجه به حساسیت آنها به میدان مغناطیسی اکتشافات معدنی، زمین شناختی و حتی ردیابی زیردریایی ها است. ساخت قطار هایی که با استفاده از خاصیت ابررسانایی میدان مغناطیسی تولید می کنند که آنها را بالاتر از سطح زمین و بدون هیچ گونه اصطکاک با ریل که موجب تلف کردن مقدار زیادی از انرژی می شود، قطار را به حرکت درمی آورد، یکی از شناخته شده و معروف ترین کاربرد های ابررسانایی است. این قطار ها قادرند مسافت بیش از ۵۰۰ کیلومتر را در کمتر از یک ساعت بپیمایند. به کار بردن ابررسانا ها در خطوط انتقال نیرو حتی با احتساب کلیه هزینه های سرد نگه داشتن ابررسانا رقمی معادل ۷۰ تا ۸۰ درصد صرفه جویی در مصرف برق را نشان می دهد که بسیار عظیم است.به کار بردن ابررسانا ها در وسایل تحقیقاتی (مثل شتاب دهنده ها) و وسایل پزشکی (مثل دستگاه MRI) از کاربرد های عادی ابررسانا ها شده است. به کار بردن ابررسانا های سرامیکی مزیت دیگری هم دارند و آن این که برای سرد کردن آنها (با توجه به دمای بالاتر نسبت به ابررسانا های فلزی) به جای هلیم مایع می توان از نیتروژن مایع استفاده کرد که بسیار ارزان تر و فراوان تر است. یکی از مهم ترین مسایل فنی، تبدیل ابررسانای سرامیکی به هلیم است که باید حل شود و تا آن زمان چاره ای جز صبر نداریم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

چگونگی دستیابی به دماهای بسیار پایین و نحوه اندازه گیری آن



اندازه گیری دما روش آسانی برای مشخص کردن انرژی سیستم است. دما را می توان با واحدهای مختلفی اندازه گرفت. معمولاًبرای اندازه گیری دما در زندگی روزمره از واحدهای سلسیوس و فارنهایت استفاده می کنیم. صفر مقیاس دما باید متناظر با سرعت صفرذرات گاز و در نتیجه انرژی صفر این ذرات باشد، اما دو واحد دمای نامبرده فاقد این خاصیت طبیعی هستند. 
 
  
 
 
پیش از صحبت در مورد پایین ترین دمایی که به آن دست یافته و اندازه گرفته ایم، لازم است معنای علمی دما را تشریح کنیم. دما میزانی از محتوای انرژی ماده است. هنگامی که هوا گرم است، مولکول ها سریع حرکت کرده و انرژی جنبشی بالایی دارند. هر چه مولکول ها سردتر باشند، سرعت آنها نیز کمتر است و در نتیجه انرژی کمتری دارند. اندازه گیری دما روش آسانی برای مشخص کردن انرژی سیستم است. دما را می توان با واحدهای مختلفی اندازه گرفت. معمولاً برای اندازه گیری دما در زندگی روزمره از واحدهای سلسیوس و فار نهایت استفاده می کنیم. صفر مقیاس دما باید متناظر با سرعت صفر ذرات گاز و در نتیجه انرژی صفر این ذرات باشد، اما دو واحد دمای نامبرده فاقد این خاصیت طبیعی هستند. بنابراین مقیاس دمای طبیعی، دمای مطلق است که برحسب دمای کلوین اندازه گیری می شود. صفر کلوین پایین ترین دمای ممکن است. در صفر مطلق تمام حرکت ها متوقف می شود. بدیهی است دستیابی به دمای پایین تر از صفر مطلق امکان پذیر نیست، زیرا سرعتی کمتر از صفر و انرژی کمتر از هیچ، وجود ندارد. (البته به خاطر داشته باشید که در اینجا منظور از انرژی، فقط انرژی هایی است که می توان از ذرات گرفت و شامل مقدار انرژی باقی مانده یا انرژی نقطه صفر مکانیک کوانتومی که در مورد بعضی از ذرات از آنها صحبت می شود، نیست.)

 

 

صفر مطلق متناظر با ۲۷۳ _ درجه سلسیوس و ۴۶۰ _ درجه فار نهایت است. برای سرد کردن یک جسم لازم است انرژی موجود در جسم را استخراج کرده و آن را به جایی دیگر منتقل کنیم. برای مثال در یخچال های خانگی، مبدل گرمایی موجود در پشت یخچال گرم می شود، زیرا انرژی استخراج شده از اجسام موجود در درون یخچال به این قسمت منتقل می شود. (علاوه بر گرمایی که از اجسام موجود در درون یخچال به این قسمت منتقل می شود، مقداری گرما نیز به دلیل کار کردن خود یخچال تولید می شود.)

 

 

در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ روش های جدیدی برای سرد کردن اتم های گازی ابداع شد: سرد کردن لیزری و سرد کردن تبخیری. با تلفیق این دو روش، دسترسی به دماهای پایین تر از یک نانو کلوین (یک میلیاردم درجه کلوین) ممکن شده است. پایین ترین دمایی که تاکنون به آن دست یافته اند، دمای ۴?۰ پیکوکلوین است و تقریباً شش برابر کمتر از رکورد قبلی دما است. گروه ما توانسته است به این رکورد دما دست یابد که گزارشی از آن در شماره ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۳ مجله ساینس به چاپ رسیده است. در سال های اخیر نیز دو جایزه نوبل برای توسعه این روش ها اهدا شد (سال های ۱۹۹۷ و ۲۰۰۱) در سردسازی لیزری، اتم ها نور لیزر را پراکنده می کنند. هر فوتون لیرز که با ماده برخورد می کند، جذب آن شده و مجدداً در جهت دیگری منتشر می شود. به طور متوسط، رنگ فوتون پراکنده شده نسبت به نور لیزر اولیه کمی به سمت آبی جابه جا می شود و این یعنی فوتون پراکنده شده انرژی بیشتری نسبت به فوتون جذب شده دارد.

 


از آنجایی که انرژی کل پایسته است، اختلاف در انرژی فوتون از حرکت های اتمی اخذ شده است و این یعنی حرکت اتم ها کند شده است. تغییر در طول موج این تابش ها به دلیل اثر داپلر (که این جابه جایی متناسب با سرعت های اتمی است) یا به دلیل جابه جایی استارک (که به واسطه میدان الکتریکی پرتوهای لیزر است) روی می دهد و بدین ترتیب می توان تفسیری از چگونگی کاهش انرژی اتم ها ارائه داد.

 

 

تفسیر دیگر، بر چگونگی انتقال اندازه حرکت (momentum) به اتم ها تأکید دارد. اگر اتم ها در معرض چندین پرتو لیزر با مقدار قطبیت و بسامد مشخص قرار گیرند، عمدتاً فوتون هایی را جذب می کنند که از طرف نیم کره جلویی می رسد. در این حالت زاویه ای اندازه حرکت زاویه ای فوتون و سرعت اتم ها با یکدیگر می سازند بیشتر از ۹۰ درجه است. اندازه حرکت فوتون مولفه ای دارد که مخالف جهت حرکت اتم است و در نتیجه اندازه حرکت فوتون جذب شده از سرعت اتم می کاهد. در مرحله بعدی نشر فوتون باز زاویه های مختلف روی می دهد و در نتیجه از متوسط چرخه های متعدد جذب و نشر فوتون، تغییری در اندازه حرکت به دلیل نشر فوتون روی نمی دهد. مرحله اساسی ایجاد شرایطی است. که اتم ها فوتون ها را عمدتاً از جهت جلو دریافت کنند، که این کار با استفاده از جابه جایی داپلر امکان پذیر است. وقتی که زاویه بین اندازه حرکت فوتون و سرعت اتمی بیش از ۹۰ درجه باشد، اتم و نور در خلاف جهت یکدیگر در حال حرکتند و جابه جایی داپلر منجر به افزایش بسامد می شود.

 

 

وقتی که نور لیزر برای تشدید اتمی در حالت قرمز تنظیم شده باشد، جابه جایی داپلر موجب افزایش تشدید و جذب اتمی می شود. برای نورهایی که از جهت عقب می آیند و زاویه بین اندازه حرکت فوتون و سرعت اتمی کمتر از ۹۰ درجه است، جابه جایی معکوس روی می دهد و نور را از تشدید اتمی دورتر کرده و در نتیجه جذب کمتری روی می دهد. وقتی که ابراتمی متراکم تر و سردتر شد، فرآیندهای سردسازی که در بالا تشریح شد، بر فرآیندهایی که موجب گرم شدن می شود، غلبه می کند. از فرآیندهایی که موجب گرم شدن می شود می توان به آزادسازی انرژی در اثر برخورد اتم ها و عقب نشینی اتفاقی در اثر پراکندگی اشاره کرد، هر چند که مقدار متوسط این حرکت ها صفر است اما باز هم موجب حرکت های ارتعاشی خفیفی در اتم ها می شود و در نتیجه دسترسی به پایین ترین دما را محدود می سازد. با این همه، اکنون اتم ها آنقدر سرد هستند که بتوان آنها را توسط میدان مغناطیسی محدود کرد. در این حالت اتم هایی انتخاب می شود که الکترون فرد و در نتیجه گشتاور مغناطیسی دارند.

 

 

در نتیجه این اتم ها همانند یک میله مغناطیسی کوچک عمل می کنند. میدان مغناطیسی خارج بر آنها نیرو وارد می کند، این نیرو با گرایش مقابله کرده و آنها را در فضا شناور نگه داشته و باعث می شود که در کنار یکدیگر بمانند، به عبارت دیگر اتم ها در یک قفس مغناطیسی که دیوارهای نامریی از جنس میدان های مغناطیسی دارد، گرفتار شده اند. برای سردسازی بیشتر از فرآیند سردسازی تبخیری استفاده می شود. این فرآیند با حذف اتم های پرانرژی از سیستم صورت می گیرد. همین فرآیند باعث سرد شدن فنجان قهوه می شود، وقتی که اکثر مولکول های پرانرژی به شکل بخار از فنجان خارج می شوند، متوسط انرژی و متعاقب آن دمای مولکول های باقی مانده کاهش می یابد.

 

 

در یک تله مغناطیسی، اغلب اتم های پرانرژی از سد کشش نیروی مغناطیسی گریخته و به فاصله های دورتری بروند، در نتیجه این اتم ها می توانند به مناطق با میدان مغناطیسی بالاتری نسبت به اتم های سردتر منتقل شوند.

 

 

در این میدان های مغناطیسی قوی، اتم ها با امواج رادیویی یا میکرو ویو تشدید حاصل می کنند، که باعث تغییر گشتاور مغناطیسی شده و در نتیجه اتم ها پرواز کرده و از تله مغناطیسی می گریزند. یک انیمیشن عالی از فرآیند سرد شدن را می توانید با مراجعه به نشانی زیر بیابید.اما چگونه می توان دمای بسیار پایین اتم ها را اندازه گرفت؟ یک روش ساده این است که به میزان گسترش ابر نگاه کنیم. هر چه ابر بزرگتر باشد، اتم ها پرانرژی تر هستند، زیرا توانسته اند به میزان بیشتری از میدان نیروی مغناطیسی فاصله بگیرند.این حالت شبیه جو زمین است، که حدود ۱۰ کیلومتر ضخامت دارد. این عبارت به این معنی است که اتم ها می توانند در دمای اتاق تا فاصله ۱۰ کیلومتری سطح زمین رفته و از میدان نیروی گرانشی سیاره ما فاصله بگیرند. اگر دمای سیاره ما ده مرتبه کمتر بود (یعنی حدود ۳۰ کلوین یا ۲۴۰ _ درجه سانتی گراد) آن وقت، ضخامت جو زمین فقط یک کیلومتر بود. در دمای ۳۰ میکرو کلوین جو متراکم شده و ضخامت آن فقط یک میلی متر می شد و در دمای ۳۰ نانوکلوین ارتفاع جو به یک میکرون یعنی به حدود یکصدم ضخامت تار موی انسان می رسید. (البته هوا گاز ایده آل نیست و در هنگام سرد شدن مایع می شود). در آزمایش های ما، اتم ها هم در معرض نیروی مغناطیسی و هم در معرض نیروی گرانشی قرار دارند. در مرکز این نیروی گرانشی کاملاً با نیروی مغناطیسی خنثی می شود.اندازه ابر الکترونی با استفاده از نور لیرز مشخص می شود، اتم ها نور لیزر را کاملاً جذب می کنند و در نتیجه یک سایه تشکیل می شود. با استفاده از چندین لنز، تصویر این سایه روی یک حسگر الکترونیک مشابه همان حسگرهایی که در دور بین های دیجیتال وجود دارد، منتقل می شود. از آنجایی که شدت میدان مغناطیسی با دقت مشخص شده است، اندازه ابر معیاری مطلق از انرژی و در نتیجه دمای اتم هاست. (به عبارت دقیق تر چگالی توزیع اتم ها نشان دهنده توزیع انرژی پتانسیل است) روش دیگر برای تعیین دما، اندازه گیری انرژی جنبشی اتم هاست.

 

 

برای انجام این کار تله مغناطیسی را با قطع جریانی که از سیم پیچ مغناطیسی می گذرد، به طور ناگهانی قطع می کنند. در غیاب نیروی مغناطیسی، اتم ها به آسانی منتشر شده و ابر به طور بالیستیک منبسط می شود. با گذشت زمان اندازه ابر گسترش می یابد که میزان این گسترش به طور مستقیم نشان دهنده سرعت اتم ها و در نتیجه دمای آنهاست (به عبارت دقیق تر، تصویر جذبی از یک ابر در حال انبساط توزیع انرژی جنبشی در ابر را نشان می هد.) برای یک زمان مشخص از انبساط بالیستیک، اندازه سایه، بیانگر میزان دما است. (دما متناسب با مربع اندازه ابر است) دستیابی به دماهای پایین تر و پایین تر به وسیله انقباض سایه نشان داده می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

فیزیک شتابدهنده ها

دستیابی به انرژی بالا یکی از آرزوهای فیزیکدانان ، شیمیدانان ، دانشمندان طب و ... و حتی با وجود امکان دست رسی به انرژی بالا هنوز هم تلاشها برای فراهم آوردن انرژیها بالاتر ادامه دارد زیرا انرژی بالا در شناخت و بررسی جهان ریز (مثل سیستمهای اتمی) و جهان بزرگ (مثل کهکشانها) و در کشف پدیده‌ های موجود در این جهان ها با ایجاد تسهیلات فراوان موثر واقع می شود.   دستیابی به انرژی بالا یکی از آرزوهای فیزیکدانان ، شیمیدانان ، دانشمندان طب و ... و حتی با وجود امکان دست رسی به انرژی بالا هنوز هم تلاشها برای فراهم آوردن انرژیها بالاتر ادامه دارد زیرا انرژی بالا در شناخت و بررسی جهان ریز (مثل سیستمهای اتمی) و جهان بزرگ (مثل کهکشانها) و در کشف پدیده های موجود در این جهانها با ایجاد تسهیلات فراوان موثر واقع می شود. 
 
    
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

زندگينامه دانشمند : مندليف

زندگينامه  دانشمند : مندليف

ديميتري اوانوويچ مندليف زير و رو كننده علم شيمي و فرزند يكي از مديران مدرسه محلي در 7 فوريه 1834 در شهر توبولسك واقع در روسيه متولد شد وي در سال 1869 دكتر علوم و استاد شيمي دانشگاه شد و در همين سال ازدواج كرد در اين هنگام فقط 63 عنصر از نظر شيمي دانها شناخته شده بود مندليف در اين فكر بود كه خواص فيزيكي و شيميايي عناصر تابعي از جرم اتمي آنهاست. بدون قانون تناوبي نه پيش بيني خواص عناصر ناشناخته ميسر بود و نه به فقدان يا غيبت برخي از عناصر مي شد پي برد.

كشف عناصر منوط به مشاهده و بررسي بود بنابراين تنها ياري بخت، مداومت و يا پيش داوري منجر به كشف عناصر جديد مي شد قانون تناوبي راه جديدي در اين زمينه گشود منظور مندليف از اين جمله ها آن بود كه در سير تاريخي شيميايي، زمان حدس زدن وجود عناصر و پيشگويي خواص مهمشان فرا رسيده است. جدول تناوبي پايه اي براي اين كار شد حتي ساخت اين جدول نشان مي داد كه در چه جاهايي مكان خالي باقي مي ماند كه بايد بعداٌ اشغال شود. با آگاهي از خواص عناصر موجود در جوار اين مكانهاي خالي مي شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمين زد و چند مشخصه مقداري آنها را(جرمهاي اتمي، چگالي، )نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها را) به كمك نتيجه گيري هاي منطقي و چند محاسبه رياضي ساده، تعيين كرد.

اين مطالب نياز به تبحر كافي در شيمي داشت مندليف از اين تبحر برخوردار بود كه با تركيب آن با تلاش علمي و اعتقاد به قانون تناوبي توانست پيشگوهاي درخشاني در باره وجود و خواص چندين عنصر جديد را ارائه دهد بنابراين مطابق با اين فكر جدولي درست كرد و 63 عنصر شناخته شده را به ترتيب جرم اتميشان در جدول قرار داد تعداد عناصر در سطرهاي جدول يكي نبود مثلاٌ سطر پنجم 32 عنصر داشت در حالي كه سطر ششم فقط شامل 6 عنصر بود ولي عناصري كه خواص آنها شبيه هم بود در اين جدول نزديك هم قرار داشتند و بدين علت مقداري از خانه هاي خالي متعلق به عناصري است كه تاكنون شاخته نشده وي اين نتيجه را در سال 1869 به جامعه شيمي روسيه تقديم كرد جدول مندليف كه پيش بيني وجود 92 عنصر را مي نمود جز لوتر مايز كه يك سال بعد از مندليف جدولي مشابه با جدول مندليف انتشار داده بود طرفداري نداشت پيش بيني هاي عجيب مندليف زمان درازي به صورت مثلهاي موجود در همه كتابهاي شيمي در آمده بود و كمتر كتاب شيمي وجود دارد كه در آن از اكاآلومينيوم و اكابود و اكاسيليسيم ياد نشده باشد كه بعدها پس از كشف به نامهاي گاليوم، سكانديوم و ژرمانيوم ناميده شدند در يمان سه عنصري كه مندليف پيش بيني كرده بود اكاسيليسيوم بعد از سايرين كشف شد(1887) و كشف آن بيش از كشف دو عنصر ديگر مرهون ياري بخت و تصادف مساعد بود.

در واقع كشف گاليوم توسط بوابودران (1875) مستقيماٌ توسط روشهاي طيف سنجي اش بود و جداكردن سكانديوم توسط نيلسون و كلو(1879) مربوط به بررسي دقيق خاكهاي نادر بود كه در آن زمان اوج گرفته بود اندك اندك همه پيشگوييهاي مندليف تحقق يافتند آخرين تائيد در مورد وزن محصوص سكانديوم فلزي بود در سال 1937 فيشر شيميدان آلماني موق به تهيه سكانديوم با درجه خلوص 98% شد وزن مخصوص آن 3 گرم بر سانتي متر مكعب بود اين دقيقاٌ مان رقمي است كه مندليف پيش بيني كرده بود در پاييز سال 1879 انگلس كتاب جامعي به دست آورد كه نويسندگانش روسكو و شورلمر بودند در آن كتاب براي نخستين بار به پيشگويي آلومينيوم توسط مندليف وكشفش تحت تاثير نام گاليوم اشاره شده بود در مقاله اي كه بعدها انگلس در كتابي هم نقل كرده است، اشاره به مطلب آن كتاب شيمي شده است و نتيجه گرفته است كه: ندليف يا به كار بردن ناخودآگاه قانون تبديل كميت به كيفيت هگل، واقيعت علمي را تحقق بخشيد كه از نظر تهور فقط قابل قياس با كار لوريه در محاسبه مدار سياره ناشناخته نپتون بوده است.

علاوه بر اين با اكتشاف آرگون در سال 1894 و هليوم و اينكه رامزي نظريه جدول مندليف وجود نئون و كريپتون و گزنون را پيش بيني نمود جدول مندليف شهرت عجيب و فوق العاده اي كسب نمود. در يان سالها بود كه تمامي آكادمي هاي كشورهاي جهان(غير از مملكت خويش) او را به عضويت دعوت نمودند زيرا مندليف دو دوم فوريه 1907 در 73 سالگي در گذشت به طوري كه مي دانيم از هنگامي كه جدول مندليف بوجود آمد خانه هاي خالي آن يكي پس از ديگري با كشف عناصر پر مي شد و آخرين خانه خالي جدول در سال 1938 با كشف(آكتينوم)در پاريس پر شد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

چنگیزخان

چنگیزخان



چنگیز خان

چنگیز خان مغول (۱۱۵۵، ۱۱۶۲، یا ۱۱۶۷ تا ۱۸ اوت ۱۲۲۷ میلادی) با نام اصلی تموچین، خان مغول و سردار جنگی بود که قبایل مغول را متحد ساخت و با فتح قسمت زیادی از آسیا شامل چین، روسیه، ایران و خاورمیانه، و همچنین اروپای شرقی، امپراتوری مغول را پایه‌گذاری کرد. او پدربزرگ قوبلای‌خان اولین امپراتور از سلسله یوان در چین و همچنین هلاکو خان -نخستین ایلخان ایران- بود.[۱]


کودکی تا جوانی

چنگیز با نام تموچین در سالهایی بین ۱۱۶۲ تا ۱۱۶۷ میلادی به دنیا آمد. نخستین پسر یسوگی، رئیس قبیله کیاد، از خاندان برجی‌گین. در زمان یسوجی و آغاز احوال چنگیز اقوام مغول و تاتار یکی مطیع دیگری نبودند و هر یک از خود دارای رئیس قبیله جداگانه‌ای بودند و پیوسته میان ایشان جنگ و خصومت بود. تموچین در سیزده سالگی پدرش را از دست داده بود، افزون بر اینکه اقوام زیر اطاعت پدرش از وی روی گرداندند، اقوام دیگر نیز با وی و خانواده اش به خصومت برخاستند. تموچین در نوجوانی رنجهای فراوانی را متحمل گشت حتی چندین مرتبه گرفتار و محبوس نیز گشت. تموچین از همان نوجوانی روحی نا آرام و ماجراجو داشت، چون میدید که خویش و بیگانه از وی بیزارند درصدد یافتن پشتیبان برآمد تا کسی را بیابد که بتواند موقتا در زیر سایه وی پناه ببرد، سرانجام به سراغ یکی از دوستان پدرش بنام [اونگ‌خان]رفت. اونگ‌خان نیز تموچین را بیاد دوستی با پدرش بخوبی پذیرفت و در میان قبیله خود برایش جای داد و در وی به چشم عزت و احترام نگریست و چنان نوازش کرد که بیشتر از آن متصور نبود.

به قدرت رسیدن

چنگیز به واسطه‌ای آشنایی که با اونگ‌خان رهبر یکی از اقوام مغول داشت رو به او نهاد. اونگ‌خان بنابر دوستی که با پدر تموچین داشت از وی به خوبی پذیرایی کرد و نهایت احترام را به وی روا داشت. تموچین با اونگ‌خان دل یکی نموده و با دشمنانش جنگها کرد از جمله با برادر اونگ خان که در مقام مخالفت بود جنگید و او را شکست داد. چون قبایل و اقوام تایجوت و سالجوت و قنقرات و جلایر و تاتار تسلط تموچین و دولت‌خواهی او را با اونگ خان مشاهده کردند با یکدیگر برای جنگ با ایشان پیمان بستند و بنابر باورهای دینی خود اسب، گاو و قوچ و سگ آورده کشتند و گفتند که اگر خلاف پیمان کنیم این چنین کشته شویم و در عقیده‌ای ایشان سوگندی ازین عظیم تر نیست.

تموچین و اونگ خان از این موضوع آگاهی یافته به دفع آنها شتافته طی جنگهای شدیدی بر ایشان پیروز شدند. بدین ترتیب تموچین مدت هفت سال در خدمت اونگ خان بسر برد، تا آنجا که امرای اونگ خان بر وی رشک برده نزد اونگ خان از تموچین بدگویی‌ها نمودند. اونگ خان گوش به سخنان بدخواهان تموچین نمی‌داد، مخالفان سنگون پسر اونگ خان را نیز با خود همراه ساختند، و چنان سعی کردند که اونگ خان را نسبت به تموچین بد بین ساختند، آخر کار به دشمنی و جنگ کشید و در جنگ سختی که میان تموچین و اونگ در گرفت اونگ شکست خورد و به بیابان آواره گشت. آخر کار بجایی کشید که اونگ خان به دست مردان تایانگ خان رئیس قوم تایمون رقیب دیرین خود کشته شد. سنگون پسر اونگ از مملکت پدرش آواره گشته به تبت رفت و آخر در کاشغر کشته شد.

داستان چنگیزخان خواندن تموچین روایتی است که می‌گوید تموچین را سران قبایل در خرولتای (قوریلتای) لقب چنگیز دادند، و بعضی اعتقاد دارند تموچین بر حسب داستان زیر این لقب را به خرولتای تحمیل کرده است.

تموچین پس از آنکه اونگ خان را آواره ساخت خود را پادشاه اعلان کرد. تموچین با سایر اقوام و قبایل جنگها نموده همه را تار و مار و مطیع خود گردانید. بعد ازین پیروزیهای پی در پی خویش بر بدخواهان تموچین دستور داد تا جشن بزرگی را بر پا نمودند. در آن زمان، میان مغولان مردی بود بنام تب تنکری و دعوی می‌کرد که از اسرار و چیزهای غیبی خبر دارد و به آسمان پرواز می‌کند و با خدا حرف می‌زند. همچنین از یخ و سرما او را آسیبی نمی‌رسد و برهنه در میان یخ و برف می‌خوابد، و برف و یخ از گرمای بدنش آب می‌شوند. تب تنکری در این جشن پیش تموچین رفته و می‌گوید : «مردی سرخ رنگ سوار بر اسبی سفید رنگ بر من ظاهر شد و گفت نزد پسر یسوگای برو و به او بگو که پس ازین نباید ترا تموچین خطاب کنند بلکه باید ترا چنگیزخان گویند و ما بیشتر ربع مسکون را به تو و فرزندان تو ارزانی داشتیم.» پس تموچین دستور داد از این پس او را چنگیزخان خوانند.(چنگیزخان معنای شاه شاهان/شاه جهان می‌دهد)

تهاجم به ایران

ادوارد تلر در خاطراتش در مورد حمله چنگیزخان مغول به ایران دوره خوارزمشاهی می‌نویسد:

« یک نمونه مهم در تاریخ، جنگهای چنگیزخان مغول، و بویژه تخریب سرزمین های پارسی است. بیش از نصف جمعیت سرزمین تسخیر شده نابود گردید، و پارس، که همان ایران امروزیست، هرگز جلال و ابهت پیشین خود را دیگر باز نیافت.»[۲]  »

حمله چنگیزخان مغول چنان دهشتناک و بیرحمانه بود که خیابانهای نیشابور «که مهد علم و دانش و نوآوری آن زمان بود، تبدیل به جویبارهای خون گردید، و از سران مردان و زنان و کودکان هرم هایی ساخته شد، و حتی به سگ‌ها و گربه‌های شهر نیز رحم نکردند.»[۳] از اینروست که تاریخ نگار دیگری می‌نویسد:

« شکی نیست که نابودی و ویرانی که در حین خیزش دولت مغول در ایران بوقوع پیوست، و قتل عام وسیعی که در آن زمان رخ داد، در هزار سال هم ترمیم نخواهد گشت، حتی اگر فاجعه دیگری نیز بوقوع نپیوندد.»[۴]  »

شاید هزار سال به طول نیانجامید. اما در اواسط قرن بیستم بود که جمعیت نیشابور به سطح دوران پیش از حمله مغول بازگشت.[۵]

روابط خانوادگی

او فرزندان بسیاری ازهمسران متعدد خود داشت اما مهم‌ترین آنهاچهار پسر با نام‌های جوجی، جغتای، اوگتای و تولی،ازاولین همسرش(که در سنت مغولی مهم‌ترین وبزرگ‌ترین همسران می‌باشد)بودند. چنگیزخان همچنین زن‌های بسیار داشت ولی مشهورترین ایشان پنج تن بودند، (بورته فوجین، کنجاخاتون، جاکمبو، دختر تایر اورسون و دختر تایانگ‌خان). چنگیز تمام ممالک مفتوحه را بین پسران و برادرش تقسیم نمود، کار صید و شکار را که در میان مغولان کاری بسا شگرف و پسندیده بود به پسر بزرگش جوجی سپرد. اور یاسا و یارغو یعنی قضاوت و دادگستری و کیفر گناهکاران را به جغتای داد و امور سپاه را تولی تفویض کرد و اوکتای را به جانشینی تعیین کرد. بعد از آنکه حدود مملکت وسعت یافت برادرش اوتچکین را به ملک چین فرستاد.

پسران چنگیزخان

چنگیزخان چهار پسر داشت بنامهای تولی، اکتای، جوجی و جغتای.

  • جوجی پسر ارشد چنگیزخان بود که پیش از فوت پدر درگذشت.
  • جغتای پسر دوم چنگیزخان بود که چنگیز پس از بازگشت از جنگ خوارزمشاه حکومت ماوراالنهر و خوارزم و شهرهای ایغور و کاشغر و بلخ و بدخشان و غزنین تا حدود سند را به جغتای سپرد.
  • اکتای بعد از مرگ چنگیزخان بجای پدر امور رهبری امپراتوری مغول را در دست گرفت.
  • تولی خان پسر چهارم چنگیزخان از برادران خود جوجی و جغتای و اوگتای کوچک‌تر بود. چنگیز در اوایل میل داشت که او را به جانشینی تعین کند اما بعد از آن بر گشت و گفت که منصب لشکرکشی و ضبط یورت و حفظ خزانه بر تو مناسبتر است.


قوانین چنگیزی


چنگیز پس از چیرگی بر اونگ خان و قبایل مغول از برای ضبط مملکت و صلاح ارتش و رعایا قاعده‌ای چند وضع کرد و برای هرکار قانونی نهاد و برای هر گناه کیفری معین کرد. در آغاز برای اهل اسلام احترام زیاد قایل بود و مجازات او برای قتل هر مسلمانی چهل بالش زر (هر بالش پانصد مثقال طلا یا نقره بود. (ر.ک‍ «تاریخ جهان‌گشا» ۱/۱۶» و برای قتل هر یک از مردم چین یک سر درازگوش (خر) را دیه معین کرد. چون قبایل مغول از خود دارای خط و کتابت نبودند، دستور داد تا برخی از فرزندان مغول خط اویغوری بیاموختند و قوانین او را که به «یاسا» .معروف است ثبت کردند و آن دفاتر را در خزانه‌ها نگهداشتند تا هر وقت خانی بر تخت نشیند و یا حادثه‌ای روی دهد شاهزادگان جمع شوند و آن طومارها را حاضر کنند و بنای کار را آن نوشته‌ها و قوانین بگذارند و امور ارتش و حمله به شهرها را را برآن شیوه پیش گیرند. چنگیز پس از تسلط بر اقوام مغول رسوم و عادات ناپسند مانند زنا و دزدی را از میان ایشان برداشت و درهای بازرگانی را میان میان غرب و شرق باز نمود و بازرگانان نیز بی دغدغه آمدوشد می‌کردند. چنگیز در نامه‌ها که به سرکشان و دشمنان می‌نوشت و ایشان را به اطاعت میخواند هرگز از سپاه و جنگ‌افزار چیزی نمی‌نوشت و ایشان را از وفور سلاح نمی‌ترساند، همین قدر می‌نوشت اگر رام و مطیع شوید به جان امان یابید و اگر خلاف کنید ما چه دانیم آن را خدا داند.

مرگ چنگیز

در اثنای سفر جنگی نزدیک شدن مرگ خود را دریافت و فرزندان خود را حاضر ساخت و اوگتای را به جانشینی خود تعین کرد، ورارود (ماورالنهر) و دیار مجاور آن را به جغتای داد. او دستور داد تا میان اوکتای و برادران پیمان‌نامه‌ای نوشتند که به موجب آن هیچ یک از برادران نباید از فرمان او سرپیچی کنند. پس از آن وصیت کرد که چون مرگش برسد کسی گریه نکند و مرگش را پنهان دارند تا دشمن آگاه نشود.همچنین او را مخفیانه دفن کردند تا دشمنان متوجه مرگ او نشوند و از نبود او سوء استفاده نکنند. سر انجام پس از ۲۵ سال حکمرانی در سن هفتادوسه سالگی از جهان رفت (درباره طول عمر چنگیز و سال تولدش میان پژوهندگان اختلاف است).

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تیمور لنگ

تیمور لنگ




تیمور لنگ

امیر تیمور گورکانی یا تیمور لنگ (۸۰۷ -۷۷۱ ق / ۱۴۰۵- ۱۳۶۹ م./۷۴۸ - ۷۸۳هـ.ش) نخستین پادشاه گورکانی و موسس این سلسله که از ۷۷۱ تا ۸۰۷ هـ. ق.(۷۴۸ - ۷۸۳هـ.ش) در بیشتر ممالک آسیا با کمال قدرت و عظمت پادشاهی کرد.[۱] تیمور در زبان ازبکی به معنای «آهن» است و از او با القاب «امیر تیمور»، «تیمور لنگ»، «تیمور گورکان» و «صاحبقران» یاد شده‌است و اروپائیان به او «تامرلان» (Tamerlane) می‌گویند.

امیر تیمور پسر امیر تراغای، فرمانروای کش ترکستان بود. وی در۲۵ شعبان ۷۳۶ ه.ق (۷۱۴هـ.ش) در همان شهر کش به‌دنیا آمد. طایفه‌اش از شاخهٔ «تاتار» ترکستان بود ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که چنگیزخان نام آورترین آن بود نوعی افتخار به حساب می‌آمد از این روی «امیر تیمور» تبارش را به «چنگیزخان» و قوم مغول می‌رساند.

به گفته ابن عربشاه تاریخ‌نگار آن‌زمان، تیمور در زمان کودکی زخم برداشت و لنگ شد. بنابر روایات دیگر وی در سال ۷۶۴ ه.ق (۷۴۱هـ.ش) بنا به استمداد امیر سیستان به کمک او شتافت و در جنگ با مخالفینش زخمی شد ولی پایش بعد از بهبودی این زخم هم برای همیشه لنگید.

شهرت امیرتیمور از فتح خوارزم در سال ۷۸۱ هـ.ق (۷۵۸هـ.ش) آغاز شد. سال ۷۸۱ (۷۵۸هـ.ش) امیرتیمور خراسان را تسخیر نمود و سال ۷۸۴ (۷۶۱هـ.ش) گرگان، مازندران، سیستان و هرات را گشود و آل کرت رابه تصرف در آورد.

در سال ۸۰۰ تیمور سرزمین فارس، بخشی از عراق، لرستان و آذربایجان را گرفت و سلسلهٔ جلایریان را نیز منقرض کرد، بعد رو به خزر نهاد و اهالی برخی از شهرهای آن را به قتل رساند. در سال ۷۹۵ بعد از انقراض مظفریان متوجه آسیای کوچک شد، در سال ۸۰۰ (۷۷۶هـ.ش) هند را فتح و دهلی را به تصرف در آورد. با عثمانیان نیز جنگها کرد و در سال ۸۰۴ (۷۸۰هـ.ش) بایزید عثمانی را به اسارت در آورد. تیمور در سال ۸۰۷ (۷۸۳هـ.ش) به سمرقند پایتخت خویش برگشت، عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ۸۰۷ (۷۸۳هـ.ش) در سن ۷۱ سالگی در گدشت.

مجسمه یادبود «امیر تیمور» در شهر سبز ( شهر کش) زادگاه وی در ازبکستان

سال‌های اولیه

یکی از شگفت‌انگیزترین ویژگی‌های تیمور، فتوحات او در سنین بالاست. تیمور از ابتدای جوانی، هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقه خود نداشت. گویی تنها نظاره‌گر حوادث بوده‌است و منتظر. بسیاری رخدادها در منطقه بوجود آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد. به‌ویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که به دقت به تحولات داخلی ایران می‌نگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود. او منتظر فرصت مناسب بود و به دقت برنامه‌هایش را تنظیم کرده بود. تنها در سنین حدود پنجاه سالگی است که ناگاه این چشمه خروشان به جوشش در می‌آید و بخش بزرگی از دنیای آن زمان را فتح می‌کند و به خاک و خون می‌کشد.[۲]

تیمور در خانواده‌ای از قبایل ترک در فرارود (ماوراءالنهر) و در شهر « کش » - از توابع سمرقند در ترکستان (آسیای مرکزی و ازبکستان فعلی)- در ۷۳۶ ق / ۱۳۳۵ م دیده به جهان گشود و خیلی زود در سوارکاری و تیر اندازی مهارت یافت..[۳] پدرش تراغای، از جنگجویان ایل برلاس بود که طایفه‌اش در این نواحی از قدرت و نفوذ محلی برخوردار بودند. در ۷۶۱ ق / ۱۳۶۰ م، فردی به نام تغلق تیمور، از نوادگان جغتای، از ترکستان به ماوراءالنهر لشکر کشید. حاجی برلاس که دفاع از شهر کش - بعدها شهر سبز خوانده شد - را در مقابل این مهاجم دشوار یافت، دفاع از ولایت را به پسر تراغای - تیمور گورکان - سپرد. تیمور که در چنین آشوبی قدم به صحنه حوادث گذاشت در آن هنگام ۲۵ سال داشت. تیمور توانست با زیرکی و سیاست، از همان آغاز کار، و با اظهار طاعت نسبت به مهاجمان، شهر کش را از قتل و غارت نجات دهد. سپس با امیر حسین - نواده قزغن در کابل - بنای دوستی گذاشت و بالاخره خواهر او - اولجای ترکان - را به عقد ازدواج خود درآورد.[۲]

تیمور به سبب همین خویشاوندی، در خانواده امیر حسین به «گورکان» - داماد - مشهور شد. مع‌هذا، دوستی تیمور با امیر حسین دیری نپایید و با مرگ اولجای ترکان، جنگ بین این دو امیر اجتناب ناپذیر شد. در آخرین نبرد، قلعه هندوان نزدیک بلخ، به محاصره سپاه تیمور درآمد و امیر حسین مغلوب و مقتول شد. با این پیروزی تیمور در بلخ به فرمانروایی مستقل رسید(رمضان ۷۷۱ ق/آوریل ۱۳۷۰ م) و خود را صاحبقران خواند. چهار تن از زنان امیر حسین را نیز به ازدواج خود درآورد و باقی را به سرداران بخشید. پس از آن به ماوراءالنهر رفت و سمرقند را پایتخت خویش ساخت.[۲]

تیمور در جنگ با والی سیستان نیز چند زخم برداشت، دو انگشت دست راستش قطع شد و پای راستش چنان صدمه دید که تا پایان عمر می‌لنگید و به این دلیل به «تیمور لنگ» شهرت یافت. بعد از قدرت یافتنش و یا شاید در زمان جانشینانش، نسب او را به سردار و خویشاوند نزدیک - و شاید افسانه‌ای- چنگیز خان مغول می‌رساندند. این بدان جهت بود که می‌خواستند خود را جانشینان چنگیز قلمداد کنند.[۲]


لشگر کشی‌های تیمور

تیمور که در عین سلحشوری و بی‌باکی، فردی هوشیار و فرصت طلب بود، توانست به زودی با شکست امیر حسین از نوادگان قزغن در کابل که مدعی منصب اجدادی خود بود، بلخ را تسخیر به این ترتیب و حکومت مستقلی را تشکیل دهد «رمضان ۷۷۱ ق/ آوریل ۱۳۷۰ م» او سپس خود را «صاحبقران» خواند. پس از آن تیمور طی پنج سال از ۷۷۲ تا ۷۷۷ ق/ ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ م، سه بار به خوارزم و پنج بار به قلمرو خانان جَثَه در آن سوی سیحون لشکر کشید. با این وجود فتح خوارزم ده سال پس از آغاز سلطنتش ممکن شد و عاقبت آنجا را ویران کرد.[۲]

تیمور دشت قفچاق و مغولستان را فتح نمود و در سال ۷۸۳ هجری فرزند ده ساله خود،میرانشاه، را با سپاهی، مامور تسخیر خراسان کرد و خود نیز به آنها پیوست. تیمور نیشابور و هرات را تصرف کرد و در هرات از سرهای مردم مناره‌ها ساخت. سپس مازندران را که تا سال ۷۵۰ هجری در تصرف ملوک باوند بود، تسخیر کرد.[۲]

حمله سه ساله

در یورشی سه ساله که از ۷۸۸ تا ۷۹۰ طول کشید آذربایجان، لرستان، ارمنستان، گرجستان و شروان را نیز تصرف کرد و در سال ۷۹۳ مردم خوارزم را قتل‌عام کرد.[۲]

حمله پنج ساله

حملهٔ پنج ساله وی بین سال‌های ۷۹۴ تا ۷۹۸ صورت گرفت و پس از آن حکومت هر شهر را به یکی از فرزندان یا خویشاوندان خود سپرد. سپس مسکو را فتح کرد و عازم هندوستان شد. در سال ۸۰۱ آنجا را تصرف کرد و صد هزار نفر را به قتل رساند. پس از تقسیم شهرها و نواحی تصرف شده، به سمرقند بازگشت.[۲]

حمله هفت ساله

لشگرکشی وی به ایروان از سال ۸۰۲ تا ۸۰۷ هجری طول کشید که آن را یورش هفت ساله می‌نامند. در سال ۸۰۳ با عثمانیان جنگید و چندین شهر را گرفت. در همین هنگام سفیرهایی به مصر فرستاد، ولی چون نتیجه نگرفت، مصمم شد به مصر حمله کند، و در طول این لشکرکشی، حلب، دمشق و بغداد را نیز تصرف نمود. در سال ۸۰۴ بایزید سلطان عثمانی را مغلوب و اسیر کرد. بعد از آن قصد فتح چین کرد و عازم آنجا شد. او با سپاهیانش تا کنار رود سیحون نیز رفت ولی در اُترار شهری در ساحل شرقی این رود بیمار شد و در رمضان سال ۸۰۷ / فوریه ۱۴۰۵ میلادی، در ۷۱ سالگی درگذشت.[۴]


تیمور در مقبره‌ای به سال ۱۴۰۵ میلادی دفن شد که خودش قبلا دستور داده بود به صورت یک ساختمان مجلل بسازند و مادر او بی بی خانم در آن دفن شده بود و بعداً عده دیگری از خاندان تیموری نیز در آن دفن شدند. وقتی تیمور در آن مدفون شد، این مکان به گور امیر معروف شد.[۵] که اکنون در سمرقند است.

تیمور پس از ۳۶ سال سلطنت و بر جا گذاشتن قلمروی گسترده از وی ۳۱ پسر، نوه ، نبیره و نبیره زاده باقی ماند [۶] تیمور از ۷۷۸ ق / ۱۳۷۷م تا هنگام مرگش در ۸۰۷ ق / ۱۴۰۵ م، به مدت ۲۹ سال، جهانی را با تهاجمات و یورشهای مکرر خود و با خشونتی وصف ناپذیر، در هم کوبید و بنیان تیموریان ایران و به واسطه ظهیرالدین محمد بابر، از نوادگانش، سلسله گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند را گذاشت که بالافاصله پس از مرگش، انحطاط و زوال و تجزیه آن آغاز شد. بدین ترتیب فتوحات تیمور که به قیمت خونریزی‌های دهشتبار و ویرانی‌های بسیار به دست آمد، دیری نپایید. قلمرو تیمور با ظهور دو طایفه ترکمان - قراقویونلو و آق قویونلو - تجزیه و بعدها توسط دولت صفوی یکپارچه و متمرکز شد.[۲] هر چند سرنوشت گورکانیان در هند بسیار متفاوت بود.

اخلاق و روش زندگی تیمور

سلطان بایزید در محبس تیمور، اثر ساتنسلاو چلوبسکی (۱۲۵۷ خ.)، که در آن دربند کشیده شدن خلیفه عثمانی به تصویر کشیده شده‌است.

تیمور بسیار خشن بود و موارد بسیار زیادی از قتل‌عام و خشونت‌هایش آورده شده‌است. اما تیمور علاوه بر آن، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتح شده را به پایتخت خود یعنی سمرقند می‌آورد. افراد زیادی از نقاشان برجسته و استادان معماری، فقها و نظائر آن وجود دارد که توسط تیمور به سمرقند آورده شد. این موارد نقش فراوانی در تحولات بزرگ هنری و فرهنگی در عصر پس از تیمور داشت.[۲]

تیمور با اینکه مردی خونریز و بی‌رحم بود، ولی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار می‌گذاشت و حتی هنگام قتل‌عام یک شهر دستور می‌داد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند. وی با حافظ و خواجه علی سیاهپوش صفوی ملاقات دوستانه‌ای داشته‌است و به درخواست خواجه علی، قبایل ترک بسیاری را که از آسیای کوچک اسیر کرده بود، آزاد کرد که این قبایل بعداً قزلباشان را تشکیل دادند.


او طی سه حمله همه ایران را تسخیر کرد. ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود وقتی از دوره تیموریان صحبت می‌کند از اعمال سبعانه او چند فقره را ذکر کرد که از آن جمله‌است: «قتل عام مردم سیستان در ۷۸۵ ه ۱۳۸۳ م که در آن واقعه دو هزار نفر را زنده زنده درون جرز دیوار گذاشتند؛ در دهلی صد هزار اسیر هندی را سربرید ۸۰۱ ه دسامبر ۱۳۹۸ ؛ او چهار هزار نفر ارمنی را نیز زنده به گور کرد در ۸۰۳ ه ۱۴۰۰ م؛ همچنین بر پا کردن بیست کله مناره در همان سال نزدیک حلب و دمشق؛ و همین‌طور قتل عام مردم اصفهان در ۷۸۹ ه اوت ۱۳۸۷و مانند اینها که اندکی از بسیار حوادث خونینی است که در آن بی‌اعتنایی تیمور به جان ادمیان را می‌توان دید.» [۷]

تمام مورخین و سفرنامه‌نویسان، هارولد لمب و کلاویخو و سایرین در این نکته هم نظر هستند که تیمور همه جا را غارت می‌کرد تا بتواند سمرقند را چون یک شهر رویایی بسازد. گفته می‌شود ثروت امیرتیمور از طلا و نقره و سنگ‌های قیمتی و جواهرات، آن قدر زیاد بود که می‌توانستند سطح زمین را با سکه طلا فرش کنند و هر روز هزار مثقال طلا خرج آشپزخانه و شربت خانه خصوصی او بود. بی‌رحم‌تر از این مرد در جهان یافت نمی‌شد و اگر مقابل چشم او صد هزار مرد و زن و کودک را سر می‌بریدند کوچک‌ترین تاثیری در او نمی‌کرد. او چون می‌خواست در یک جامعه اسلامی مورد توجه مردم و علما و دراویش قرار گیرد، خیلی به دینداری تظاهر می‌کرد. اما در خفا شراب می‌خورد.[۵]

تیمور به‌رسم ایلیاتی درون چادر و یا اگر هم در قصر سلطنتی بود روی زمین غذا می‌خورد. چون از نسل صحراگردان آسیای مرکزی بود غذای او اغلب کباب گوشت کره اسب بود. او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آنجا برد. وقتی می‌خواست شهر زادگاه خویش کش را تجدید بنا کند، دو تن از معماران به او قول داده بودند که در موقع معینی ساختمانی را تمام خواهند کرد اما موفق نشدند، تیمور آن دو را گردن زد. در اداره کشور و انتصاب فرماندهان ویژگی‌هایی داشت که خوی وحشیگری او را نمایان می‌ساخت. کسی را به فرماندهی سپاه انتخاب می‌کرد که از نظر منش و شخصیت سنگدل‌تر، بدخوتر و بی‌رحم‌تر و فرومایه تر باشد.[۵]

در سخن گفتن از لغات فارسی، ترکی و مغولی استفاده می‌کرد. به مجرد اینکه درباره کسی قضاوت می‌کرد که اگر بمیرد بهتر است، ملازمان او در کشتن آن فرد بیچاره اقدام می‌کردند. در ۱۹۴۱ همزمان با حمله هیتلر به شوروی که نزد روس‌ها به جنگ میهنی مشهور شد، خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمه‌اش مجسمه او را بسازند. بعد از ۵۷۵ سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاه تر از پای راستش بود و روی جمجمه‌اش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت.[۵]

از مورخین دوره تیموری شرف الدین علی یزدی صاحب ظفرنامه در نوشتن تاریخ تیمور چاپلوسی را به حداکثر رسانید با تمام چاپلوسی‌هایی که از تیمور کرده نتوانسته‌است که قتل‌عام‌ها و کله‌مناره‌های امیرتیمور را ناگفته بگذارد و آن قدر حیا و ملاحظه نداشته که او را از طرف خداوند موید و منصور هم می‌شمارد. ولی حقایق را سرجان ملکم در کتاب تاریخ ایران این گونه می‌گوید: با هفتصد هزار نفر لشکر که او را می‌پرستیدند، اعتنایی به خیالات سایر طبقات مردم نداشت. مقصود او بلندی نام و فتح بلاد بود و به جهت تحصیل اسباب این دو مطلب پروا نداشت که ملکی با خاک یکسان شود یا خلقی با تیغ بی جان شود. او جبار و متکبر و ظالم بود. حیات و عافیت جمیع افراد بشر را در مقابل ترقی و استیفای خواهش خود به پر کاهی نمی‌سنجید. وقتی که لرستان را در ۱۳۸۵ م ۷۸۷ ه ق فتح کرد مبارزینی را که در خرم آباد و بروجرد در برابر او مقاومت کرده بودند زنده از پرتگاه‌های بلند به درون دره‌ها پرتاب کرد.[۵]

قتل عام مردم اصفهان

قتل عام مردم اصفهان نمونه‌ای است برای آن که بهتر دریابیم تیمور که بود و چه کرد. در ۷۹۰ هـ. ق/ ۲۷ اوت ۱۳۸۷ میلادی تیمور لنگ اصفهان را فتح کرد ولی به سبب آنکه عده‌ای از مردم اصفهان بر ضد او شورش کردند و مامورین وصول باج را کشتند، دستور قتل عام مردم را صادر کرد. مورخین نوشته‌اند که هفتاد هزار نفر از مردم کشته شدند و از سرهای آنها مناره‌های زیادی ساخت. تیمور تا نوامبر ۱۳۸۷ میلادی آذرماه به مدت سه ماه در اصفهان باقی ماند و سپس در دسامبر ۱۳۸۷ به سمت شیراز رهسپار شد تا سلسله آل مظفر را از میان بردارد.[۸]

شهر اصفهان از نظر آبادی و صنعت و هنر در مرکز فلات ایران برای کلیه کسانی که به ایران هجوم می‌آوردند مورد توجه بود. تیمور دنبال بهانه‌ای بود که اصفهان را فتح کند. تیمور زمانی که در خراسان بود دچار یک نوع بیماری شد که پزشکان تشخیص دادند که این بیماری در نتیجه گرمی مزاج است و تنها آبلیموی شیراز است که رفع این بیماری را می‌کند. تیمور از این جهت نامه‌ای به شاه منصور از آل مظفر فرستاد و از او درخواست کرد که چندین ظرف بزرگ آبلیموی شیراز به سرعت به خراسان بفرستد. شاه منصور در جواب تیمور نوشت: «من دکان عطاری ندارم که تو مرا تحقیر می‌کنی و خیال می‌کنی که از نسل چنگیز هستی و من برای تو آبلیمو بفرستم. این کار خیال باطلی است. اگر هم آبلیموفروش بودم برای تو نمی‌فرستادم.» در آن زمان آل مظفر بر کرمان، شیراز، اصفهان و خوزستان فرمانروا بودند و مرکز حکومت آنان شیراز بود. حاکم اصفهان عموی سلطان زین العابدین پادشاه مظفر بود و نظر داشت که اگر تیمور به اصفهان حمله کند ما باید دروازه‌های شهر را روی او باز کنیم ولی شاه منصور مظفری اعتقاد داشت که باید در مقابل تیمور ایستادگی کرد.[۵]

در آن موقع اصفهان دارای دیوار و برج و باروی محکمی بود که قطر آن آن قدر پهن بود که یک گاری می‌توانست روی دیوار شهر حرکت کند. تیمور لنگ از راه همدان و گلپایگان خود را به سده اصفهان رسانید و در آنجا پس از کسب اطلاعات وسیعی از وضعیت اصفهان شهر را از بهار سال ۷۸۹ محاصره کرد. علمای شهر به اتفاق حاکم شهر توافق کردند که از تیمور امان بخواهند و در عوض به او باج و خراج بدهند تا شهر دچار قتل و کشتار نشود. در این موقع امیرمنصور مظفری برای جمع آوری سپاه از طریق شیراز به خوزستان به ویژه دزفول رفت.[۵]

اما حاکم وقت به تیمور قول پرداخت باج و خراج داد و سه هزار سرباز تاتار برای گرفتن باج و مالیات وارد منازل مردم اصفهان شدند. یکی از اهالی اصفهان به نام «علی کچه پا» گروهی را دور خود جمع کرد و به آنها گفت که به محض شنیدن صدای طبل در نیمه شب به همه سربازان تاتار حمله برده و آنان را بکشید. فردای آن شب تیمور شنید که سه هزار سرباز او کشته شده‌اند، لذا دستور قتل عام صادر کرد و برای آوردن هر سر از کشته شدگان بیست دینار جایزه تعیین کرد. سربازان تاتار آن قدر با خود سر آوردند که تیمور دیگر نمی‌خواست پول بدهد و قیمت هر سر را به نیم دینار رسانید. لذا وقتی که تعداد سرها به هفتادهزار نفر رسید، کشتار را متوقف کرد ولی بچه‌های یتیم زیادی در شهر به جا ماندند. تیمور ابتدا مردم باقی مانده را وادار کرد که کشته شدگان تاتار را دفن کنند. در نزدیک مسجد جامع اصفهان در یک منطقه مرتفع تمام بچه‌های کشته شدگان توسط یکی از بزرگان شهر جمع آوری شدند. امیرتیمور وقتی که به سمت کودکان نظر کرد، پرسید که این نگون بختان خاک نشین کیستند آن مرد بزرگ گفت: کودکان بینوا هستند که پدر و مادرشان به تیغ سربازان تو هلاک شده‌اند و تو به خاطر خدا به این موجودات بی گناه رحم کن. تیمور چیزی نگفت و به آن سویی که کودکان بودند راند و چنان نمود که ایشان را ندیده‌است. سواران از پی او شتافتند و بر آنان گذشتند و کودکان را به سم اسبان کوفتند و خرد کردند و در زیر پای اسبان با خاک یکسان کردند.[۵]

پس از این قتل عام، تیمور با سپاهیان خود به سمت شیراز حرکت کرد. اهالی شهر دروازه‌ها را گشودند در حالی که ملک منصور از آل مظفر در دزفول بود. او بعد از آنکه هر کس از آل مظفر را که در شیراز اسیر نموده بود کشت به مردم صدمه‌ای وارد نکرد و شاعر بزرگ شیراز یعنی حافظ را خواست و به او گفت که من قسمت بزرگی از جهان را به ضرب شمشیر گشودم و هزاران شهر را ویران کردم تا پایتخت‌های خود را آباد و زیبا کنم و تو آن را که سمرقند باشد به خال هندویی می‌بخشی. خواجه فی البداهه جواب داد، ای سلطان این بخشش‌های بی جا بود که مرا به این روزگار فلاکت بار انداخت. تیمور از این جواب حافظ خوشش آمد و او را بخشید و انعامی به او داد.[۵]

تیمور جهان‌گیر نه جهان‌دار

تیمور فاتح بسیار خوبی بود. یعنی تقریبا هیچ‌گاه در دوره فتوحاتش شکست نمی‌خورد. همه جهان پیرامونش را فتح کرد. چنانچه شهر مسکو، با وجود فاصله بسیار طولانی با منطقه ایران و ماوراءالنهر، بازهم از هجوم او در امان نماند. هند و بخش‌هایی از سوریه و مناطق شرقی ترکیه فعلی، فاصله‌هایی بسیار طولانی هستند. تدارکات برای یک لشگرکشی اهمیتی بسیار زیاد دارد و حتی چنانچه بدرستی برنامه ریزی نشود، بعد از هجوم اولیه، در اثر محاصره شدن، لشگر حمله کننده نابود خواهد شد. اما هیچ یک از این موارد از حمله‌ها و تصرفات تیمور گزارش نشده و این قدرت برنامه‌ریزی نظامی بسیار زیاد و درخشانی را می‌طلبد. اما تقریبا هیچ یک از مناطق فتح شده، در اختیار و تصرف جانشینانش باقی نمی‌ماند. امپراتوری او، به‌سرعت و پس از مرگ او فرو می‌پاشد و تنها به‌منطقه خراسان محدود می‌گردد. البته خراسان بزرگ یعنی تمامی ماوراءالنهر و حتی بخش بزرگی از افغانستان فعلی و تمامی خراسان امروزی و بخشی از سیستان.[۲]

شیوهٔ تیمور در سرکوبی حاکمان مناطق بر تسلیم و ابقا استوار بود. حاکمی که تسلیم می‌شد، به عنوان حاکم دست نشانده در منصب خویش ابقا می‌گردید و اگر سرکشی می‌کرد، بشدت سرکوب و تنبیه می‌شد؛ مثلاً، امیرولی ، که بر حکومت گرگان و استرآباد ابقا شده بود، هنگامی که سرکشی کرد تیمور به آن نواحی لشکر کشید و او را سرکوب کرد.[۹]

این جهان‌گیری و نه جهان‌داری، بسیار ما را به تأمل فرا می‌خواند که چه عواملی سبب می‌شود تا یک سلسله براستی شکل بگیرد و باقی بماند و کدامین عوامل در عملکرد تیمور نبوده‌است و چنین شده‌است. توانایی بسیار در فتح کردن و عدم توانایی بازماندگان در ادامه آن ، به همین شکل در نادرشاه نیز مشاهده می‌شود و جای بررسی بیشتر و کاملتر دارد.[۲]

بازماندگان تیمور

از فرزندان ذکور وی، عمرشیخ و جهانگیر در زمان حیات تیمور درگذشتند و میرانشاه و شاهرخ نیز چون موردتوجه پدر نبودند، به جانشینی انتخاب نشدند [۱۰] و تیمور، پیرمحمد جهانگیر را که در آن زمان والی کابل بود، به جانشینی خود بر گزید [۱۱][۱۲]. سیاست تیمور در ادارهٔ شهرهای تسخیر شده، واگذاری حکومت هر ولایت به یکی از اعضای خاندانش یا حکامِ محلیِ مورداعتماد و قرارگرفتن خودش در رأس همهٔ امور بود [۱۳] . با اعلام خبر مرگ تیمور، این امیرزادگان و مدعیانِ سلطنت، بر سر جانشینی او به کشمکش پرداختند و به این ترتیب اندکی بعد از مرگش، منازعات طولانی خانوادگی و درونی بین بازماندگانش آغاز شد.

بر خلاف چنگیز که پسرانش بلافاصله بعد از او، با ولیعهدی که او برگزیده‏ بود کنار آمدند و با حفظ اتحاد، از فروپاشی امپراتوری جلوگیری کردند، بازماندگان تیمور به درگیری با هم پرداختند. بازماندگان تیمور که بیشتر از نوادگانش بودند، پس از مرگش به مخالفت با یکدیگر پرداختند و قلمرو وسیعی را که او با وجود آن همه جنگ و شقاوت به هم پیوند داده بود، تجزیه نمودند.[۱۴]

در آغاز، همراهان تیمور مرگ «صاحبقران» (لقبی که تیمور به خود داده بود) را پنهان داشتند و به علاوه طرح حمله به چین را بی آن که لغو نمایند، متوقف کردند. همچنین چون نوه تیمور که بنا به وصیتش جانشین او می‌شد یعنی پیرمحمد فرزند میرزا جهانگیردر آن هنگام دور از پایتخت و در حدود غزنین بود، موقتا دیگری را به نیابت از او جانشین تیمور نمودند. این شخص خلیل سلطان، پسر میرانشاه ( پسر دیگر تیمور ) بود و در آن هنگام با لشگر تیمور همراه و حاضر شده بود. البته این اقدام هم فایده‌ای نبخشید و به زودی با مخالفت بازماندگان مواجه شد. به تدریج این اختلافات طولانی شد و دامنه پیدا کرد. چنان که در اندک مدتی، این توطئه‌ها و تحریکات، میراث عظیم تیمور را به حکومتهای مستقل و متخاصم تبدیل کرد.[۱۴]


+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

پدیده پراش

پراش

تاكنون با دو ویژگی بازتاب و شكست موج آشنا شده ‌ایم ‌و رفتار موج را در بازتاب از موانع و عبور از محیطی به محیط دیگر بررسی نموده ‌ایم. اما اگر موج متناوب از میان شكافی عبور كند چه ویژگی و شكلی خواهد داشت؟

پراش

برای بررسی این موضوع به فیلم زیر توجّه كنید.

برای مشاهده فیلم روی شکل کلیک کنید.


 

همان طور كه ملاحظه می ‌كنید موج پس از عبور از شكاف دچار خمیدگی می ‌شود به‌عبارتی امواج تخت پس از عبور از شكاف تقریباً به شكل دایروی منتشر می ‌شوند. به این پدیده پراش موج می‌گویند.

پراشپراش

اما به نظر شما آیا پراش موج به بسامد موج بستگی دارد؟

برای پاسخ به این سوال به سه شكل زیر (عبور سه موج با سه بسامد مختلف از شكاف ثابت) توجّه كنید.

در كدام حالت پراش بیشتر روی داده ‌است؟

در كدام یك موج پس از عبور تقریباً به شكل امواج مستقیم منتشر شده ‌است؟

از مقایسه این شكل‌ ها چه نتیجه‌ای می ‌گیرید؟  

پراشپراش
پراش

همان طور كه ملاحظه نمودید در تصویر اوّل طولِ‌ موج 0.7 عرض شكاف W است. در آن جا بخشی از امواج مستقیم كه از شكاف می ‌گذرد تقریباً به طور كامل به موج دایره ‌ای تبدیل شده ‌است. یا به گفته دیگر هنگامی كه امواج مستقیم بر شكاف فرود می‌ آیند شكاف مانند امواج دایره‌ای عمل می ‌كند.

پراش

در تصویر دوّم طولِ‌ موج 0.5  برابر عرض شكاف W است. در این حالت موجی كه از شكاف می ‌گذرد به‌اندازة تصویر اوّل خمیده نمی ‌شود. در وسط این موج بخشی مستقیم دارد، اما بخشی از آن در لبه ‌ها هنوز خمیده‌ است.

پراش

در تصویر سوّم، طولِ ‌موج 0.3 برابر عرض شكاف W است و در اینجا خمیدگی در نزدیكی جلو امواج ناپدید می ‌شود و سایه ‌ای تقریباً واضع به‌دست می ‌آوریم.

پراش

 در آینده خواهید دید كه میزان پراش به نسبت پراش بستگی دارد و هر چه این مقدار بزرگتر باشد پراش بیشتر صورت می ‌گیرد.

در دو فیلم زیر پدیده پراش را می بینید. در كدام یك موج پس از عبور تقریباً به صورت تخت خارج می شود؟

برای مشاهده فیلم روی شکل کلیک کنید.

برای مشاهده فیلم روی شکل کلیک کنید.

در مدل ‌سازی زیر سه ویژگی موج به نمایش گذاشته شده است. (جهت مشاهده مدل سازی این جا را کلیک کنید.)

1-  شكست (Refraction)

2-   بازتاب (Reflection)

3-   پراش (Diffraction)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

آفتاب‌پرستی که کهکشان‌ها را از هم دور می‌کند

بعد پنجم و آفتاب‌پرستی که کهکشان‌ها را از هم دور می‌کند

دانش > نجوم  - 12 سال پیش، نیروی اسرارآمیزی کشف شد که از 5 میلیارد سال پیش تاکنون، 70درصد از عالم ما را اشغال کرده است. این نیرو که انرژی تاریک نام گرفته، مسوول شتاب گرفتن انبساط عالم و گسترش بی‌حدومرز آن است.

محمود حاج‌زمان: اگر شما از یک کیهان‌شناس درباره تاریخچه دنیا سوال کنید، احتمال چنین جوابی خواهید شنید: «جهان ما در حدود 13.6 میلیارد سال پیش با یک انفجار بزرگ آغاز شد. پس از آن دنیا در حال انبساط و سرد شدن است. فرایند سرد شدن در ابتدا به صورت نمایی و خیلی سریع بود، اما پس از مدتی به یک نرخ ثابت رسید.»

اما به گزارش نیوساینتیست، یک مشکل در اینجا وجود دارد. اگر اندازه‌گیری‌های فاصله دورترین ابرنواخترها را قبول داشته باشیم، در حدود 5 میلیارد سال پیش، سرعت انبساط عالم مجددا شتاب گرفت، اما ما دلیل آن را نمی‌دانیم. اخترشناسان، انرژی تاریک اسرارآمیزی را که در تمام عالم گسترده شده، عامل اصلی این شتاب گرفتن می‌شناسند. با این وجود، این انرژی هرگز مشاهده نشده و به نظر می‌رسد که مستقیما با نور یا مواد موجود در عالم واکنش نمی‌دهد. همین عدم امکان آشکارسازی باعث ناشناخته ماندن انرژی تاریک شده است.

البته این احتمال هم وجود دارد که ما مدارکی را که وجود داشته‌اند، نادیده گرفته‌ایم. در صورتی‌که برخی ناهمسانی‌های مشاهدات نجومی اخیر در کنار یکدیگر قرار داده شوند، ممکن است منجر به نتایج شگفت‌آوری شوند: این‌که کیهان علاوه بر 4 نیروی متعارف گرانش، الکترومغناطیس و نیروهای هسته‌ای قوی و ضعیف، با نیروی بنیادی پنجمی پر شده است. مساله غیرعادی درباره این نیرو این است که دامنه آن بر اساس محیط اطرافش تغییر می‌کند. یک آفتاب‌پرست کیهانی که ممکن است بتواند توضیحی برای انرژی تاریک باشد.

نیروی دمدمی مزاج
ایده اولیه این نیروی پنجم در سال 2004 / 1383 از سوی جاستین خوری و آماندا ولتمن ارائه شد. این دو نفر از اعضای گروه تحقیقاتی نظریه‌پرداز مشهور نظریه ریسمان، برایان گرین هستند. نظریه ریسمان در 11 بعد فرموله می‌شود که 7 بعد آن چنان درهم پیچیده شده که ما قادر به مشاهده و درک آنها نیستیم. اختلال‌های مربوط به این ابعاد درهم پیچیده باعث می‌شود که ما آنها را به صورت نیروهای اضافی در چارچوب 4بعدی فضا و زمانی که می‌شناسیم، درک کنیم.

درک این ابعاد اضافی از طریق تاثیرات آنها در فضا و زمان انجام می‌شود که باید با مشاهدات ما از عالم همخوانی داشته باشد. خوری و ولتمن راه‌حلی را برای این کار پیشنهاد کردند: وجود نیرویی اضافه که توسط ذراتی منتقل می‌شود که وزن آنها به چگالی محیط پیرامونشان بستگی دارد. در صورت وجود چنین نیرویی، تاثیرات آن بر روی زمین قابل مشاهده نخواهد بود.

عملکرد این نیرو به مکانیک کوانتوم باز می‌گردد. در مکانیک کوانتوم، محدوده نفوذ یک نیرو به میزان زیادی به جرم ذراتی بستگی دارد که توسط میدان نیرو تولید می شوند. به عنوان مثال، نیروی الکترومغناطیس فوتون‌هایی را تولید می‌کند که هیچ وزنی ندارند، بنابراین محدوده نیروی الکترومغناطیسی بی‌نهایت است.

چگالی متوسط مواد در پیرامون زمین حدود 0.5 گرم در سانتی‌متر مکعب است که در مقیاس کیهانی بسیار بالا محسوب می‌شود. به همین دلیل خوری و ولتمن فرض کردند ذراتی که این نیروی دمدمی مزاج را منتقل می‌کنند، یک میلیارد بار سبک‌تر از الکترون هستند. محدوده این نیرو نیز تنها در حدود یک میلی‌متر است. این محدوده به اندازه کافی کوچک است تا باعث شود تاثیرات آن در آزمایشگاه تاکنون کشف نشده باشد.

در فضای بیکران کیهانی که به طور متوسط در یک سانتی‌متر مکعب تنها 10 به توان منفی 29 گرم جرم وجود دارد، وزن ذرات متناظر این نیرو در حدود 22 مرتبه عددی (ده‌هزار میلیارد میلیارد بار) کاهش می‌یابد. در نتیجه چنان نیروی عظیمی تولید می‌شود که محدوده عمل آن بالغ بر چندین میلیون سال نوری است. به گفته ولتمن این نیرو نوعی فشار منفی ایجاد می‌کند که در مقیاس کیهانی، به صورت یک اثر دافعه‌ای در برابر گرانش عمل می‌کند. با توجه به وابستگی این نیرو به چگالی، با رسیدن چگالی کیهان به زیر یک مقدار بحرانی در 5 میلیارد سال پیش، اثرات این نیروی آفتاب‌پرست ظاهر شده است. این نیرو کهکشان‌ها را با سرعت بیشتری از یکدیگر دور کرده و انبساط تند شونده‌ای را که ما در عالم مشاهده می‌کنیم، ایجاد کرده است.

قدرت الاکلنگی
اگرچه نظریه جدید در ظاهر خیلی خوب به نظر می‌رسد، اما بدون شواهد و مدارک این نیروی آفتاب‌پرست نیز تنها یک نظریه برای توضیح دادن انرژی تاریک است. خوری می‌گوید: «واقعیت این است که ما درباره فیزیک بخش تاریک جهان خیلی کم می‌دانیم. به نظر من باید اجازه داد که مشاهدات و آزمایش‌ها در این خصوص تصمیم‌گیری کنند.»

نقطه قوت نیروی آفتاب‌پرست در مقابل رقبای آن نیز همین است. بر اساس نظریه خوری و ولتمن، ذرات این نیرو با نور و ماده واکنش می‌دهند. به همین دلیل آشکارسازی این نیرو باید راحت باشد. برای شروع، یک فوتون در یک میدان مغناطیسی قدرتمند می‌تواند به یک ذره آفتاب‌پرست تبدیل و مجددا به یک فوتون تبدیل شود. این الاکلنگ بازی بین ذرات باعث تغییر قدرت نیروی الکترومغناطیسی می‌شود که با کمیتی به نام ثابت ساختار ظریف یا آلفا شناخته می‌شود.

اکثر اندازه‌گیری‌های اخترشناسی مربوط به همسایگان کیهانی ما چنین تغییری را در میزان آلفا نشان نمی‌دهند. سرگئی لوشاکف از دانشگاه سن‌پترزبورگ روسیه نشان داده که هرگونه تغییری در مقدار آلفا در کهکشان ما، کمتر از 2 در 10 میلیون خواهد بود. اما در فواصل دورتر قضیه فرق می‌کند. در سال 1999 / 1378 یک گروه استرالیایی از تلسکوپ‌های دوقلوی 10 متری کک در هاوایی برای اندازه‌گیری نور ساطع شده از اختروش‌های دوردست مربوط به 5 تا 9.5 میلیارد سال قبل استفاده کردند و چنین نتیجه گرفتند که آلفا به میزان 11 قسمت در میلیون کمتر از مقدار مورد انتظار است. در ماه ژوئن / خرداد امسال، نسیم کانکار و همکارانش از مرکز ملی رادیو اخترفیزیک پونا در هند، ناهمسانی‌هایی را بین طیف نور یک ابر گازی در فاصله 2.9 میلیارد سال نوری شناسایی کردند که به نظر می‌رسید میزان آلفا را 3 قسمت در میلیون کمتر نشان می‌دهد. اگر فوتون‌ها در مسیر حرکت خود به سمت زمین از میان ناحیه‌هایی از فضا که دارای میدان مغناطیسی قوی و چگالی اندک ماده است عبور کنند، این همان اثری است که ما انتظار داریم.

احتمالا اثر این نیرو به میزان آلفا محدود نمی‌شود. در آوریل / فروردین امسال، لوشاکف و همکارانش نسبت وزن الکترون به پروتون را در اتم‌های بخار آمونیاک ابر گازی کهکشان راه شیری تعیین کردند. آنها کشف کردند که این الکترون‌ها نسبت به الکترون‌های موجود در زمین به میزان 2 در 100 میلیون سنگین‌تر هستند. از آنجایی‌که وزن ذرات نیروی آفتاب‌پرست متناسب با محیط اطراف خود تغییر می‌کند، این مساله می‌تواند اختلاف وزن الکترون‌ها نسبت به پروتون‌ها را توجیه کند. داگلاس شاو از دانشگاه کویین‌مری لنگلستان می‌گوید: «به راحتی می‌توان داده‌ها را با مدل آفتاب‌پرست تطبیق داد.»

اما نظریه آفتاب‌پرست یک نقطه ضعف دارد: این نظریه بر اساس مشاهدات ایجاد شده و لازم است که از پایه بنیادی‌تری استخراج شود. اما خوشبختانه راهی برای حل این مشکل وجود دارد. اگر یک فوتون واقعا بتواند به یک ذره آفتاب‌پرست تبدیل شود و بازگردد، ردی را از خود بر روی قطبیدگی نور برجا می‌گذارد. شاو و کلر بوراگ نشان دادند که قطبیدگی بخشی از نوری که از ستارگان بخش‌های دیگر کهکشان به ما رسیده، کمی بیشتر از 2 درصد قطبیدگی مربوط به تاثیر غبار بین ستاره‌ای است. بوراگ در این باره می‌گوید: «ما یک نشانه تجربی از نیروی آفتاب‌پرست پیدا کرده‌ایم.»

شاو می‌گوید که به کمک آزمایشگاه‌ها و آزمایش‌های فضایی، نظریه آفتاب‌پرست طی 10 سال آینده تایید یا رد خواهد شد. در مقابل امید اندکی وجود دارد که به این زودی‌ها بتوان به کمک آزمایش‌های مستقیم، جواب‌های مربوط به معمای انرژی تاریک را پیدا کرد. ولتمن می‌گوید که به جز چند نشانه وی هنوز مدارک محکمی برای برای نظریه آفتاب‌پرست پیدا نکرده است، اما به نظر وی این نظریه ارزش پیگیری دارد. وی می‌گوید: « قابلیت آزمایش این نظریه خیلی لذت‌بخش است.»

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تصو یر بمب اتم2

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

برای از بین بردن بشریت چه تعداد بمب اتم لازم است؟

برای از بین بردن بشریت چه تعداد بمب اتم لازم است؟




آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که اگر بخواهیم ظرف مدت چند ثانیه با استفاده از بمب اتم سطح زمین را از انسان ها پاک کنیم، به چه تعداد کلاهک هسته ای نیاز داریم؟
در مقاله ای که سایت Information is Beautiful منتشر کرده، با یک محاسبه ساده و البته با تکیه به آماری دقیق و رسمی به این سوال پاسخ داده شده است.

www.beterkoonim.com گجت های جدید

تصویر بالا که دیوید مک کندلس آن را ایجاد کرده است، نشان می دهد که جمعیت انسان ها چه مقدار از سطح زمین را تصرف کرده اند. همانطور که می بینید، جمعیت انسان ها 12.5% خشکی های زمین را اشغال کرده اند؛ یعنی چیزی در حدود 18 میلیون و 617 هزار و 500 کیلومتر مربع.

به ادامه مطلب مراجعه کنید تا بفهمید چه خبر است.

www.beterkoonim.com گجت های جدید

همانطور که در این تصویر مشاهده می کنید، در حال حاضر مخرب ترین کلاهک هسته ای موجود B83 نام دارد که 200 برابر نابودکننده تر از Little Boy (بمب اتمی که قسمتی از هیروشیما را در 6 آگوست 1945 در جریان جنگ جهانی دوم تخریب کرد) می باشد. قدرت تخریب کامل B83 در حدود 14.9 کیلومتر مربع است.


برای اینکه بدانید سطح تخریبی این بمب جدید چه میزان است، می توان جزیره منهتن که در واقع بخشی از شهر نیویورک است و چیزی در حدود 58.8 کیلومتر مربع مساحت دارد را تصور کرد.


توجه کنید که تخریب کامل به معنای نابودی همه چیز در مساحت ذکر شده است.


www.beterkoonim.com گجت های جدید

حالا برای محاسبه تعداد بمب های اتم مورد نیاز از نوع B83، باید مساحتی را که انسان ها اشغال کرده اند به قدرت تخریبی این کلاهک تقسیم کنیم. عدد بدست آمده نشان می دهد ما چه تعداد بمب اتم برای نابودی فوری بشریت نیاز داریم. اما همانطور در تصویر بالا مشخص است، تعداد کل کلاهک های اتمی موجود هم اکنون 10,227 عدد است که تنها متعلق به 8 کشور جهان هستند. طبق آمار رسمی منتشره در سایت Data Blog،  روسیه  بیشترین تعداد کلاهک های هسته ای جهان را دارد.


در نتیجه اصلاً نگران نباشید! چون ما به تعداد بسیار بیشتری کلاهک هسته ای برای نابودی خودمان نیاز داریم. پس می توانیم با خیال راحت به زندگی شیرینمان ادامه دهیم.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

زندگی نامه جیمز.ماکسول

جيمز. كلارك. ماكسول در سيزدهم نوامبر سال 1831 در ادينبراي اسكاتلند متولد شد از كودكي به رياضيات و فيزيك علاقه فراوان داشت از سال 1841 ماكسول در فرهنگستان ادينبرا حضور مي يافت و در آنجا با لوئيس كمبل زندگينامه نويس و دانش پژه افلاطوني و دوست تمام عمر ديدار مي كرد در 1847 وارد دانشگاه ادينبرا شد و تحت تأثير جيمز ديويد فاربز و سر ويليام هميلتن قرار گرفت در 1850 به كمبريج رفت و زير نظر معلم خصوصي بزرگ ويليام هاپكنز به تحصيل پرداخت و همچنين تحت تأثير استوكس و ويليام هيوئل واقع شد او در سال 1854 از تحصيل فراغت يافت و در سال 1855 به عضويت ترينيتي برگزيده شد ماكسول از سال 1856 تا 1865 استادي كالج مارشال در ابردين و كالج كينگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از كارهاي منظم دانشگاهي كناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله اي درباره برق و مغناطيس» بپردازد در 1871 به عنوان نخستين استاد فيزيك تجربي در كمبريج منصوب شد و نقشه آزمايشگاه كونديش را طرح كرد و آن را گسترش داد ماكسول علاوه بر پژوهشهاي انقلابي در برق مغناطيس و نظريه جنبشي گازها كه نام وي را در تاريخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه ديگري در چندين زمينه انجام داد نخستين مقاله اش درباره روش جديد ترسيم يك مرغانه كامل زماني انتشار يافت كه وي چهارده ساله بود كارهاي ابتدايي او در نورشناسي هندسي بود از جمله كشف عدسي «چشم ماهي» (1843) و نور اكشساني (1840) كه با استفاده ازيك جفت منشور قطبنده كه ويليام نيكل به وي داده بود صورت پذيرفت ماكسول در سال 1839 پژوهش در مخلوط رنگها را درآزمايشگاه فاربز آغاز كرد و آنقدر پيش رفت تا دانش رنگ سنجي كمي را آفريد او ثابت كرد كه نظير همه رنگها را مي توان با مخلوط كردن عامل طيفي بوجود آورد مشروط بر اينكه افزايش يا كاهش عاملها امكان پذير باشد او نظريه تامس يانگ درباره سه گيرنده در ديدن رنگها را احيا كرد و نشان داد كه كور رنگي به علت ناكارآيي يكي يا بيشتر ازيكي از اين گيرنده هاست او اولين عكس سه رنگي را طرح ريزي كرد (1851) بيشتر وقت ماكسول بين سالهاي 1845 و 1849 صرف بررسيهاي رياضي حركات و پايداري حلقه هاي كيوان (زحل) گرديد. ماكسول بر اثر مطالعه در حلقه هاي زحل كه مسأله تعيين حركات تعداد زيادي از اجسام متصادم را پيش آورد و بر اثر مقالات كلاوزيوس (1847 و 1848) با تصوري از احتمال و مسيرهاي آزاد و نيز در نتيجه مطالعات قبلي (يعني نظريه جنبشي گازها) به فرمول هاي آماري براي توزيع سرعتها در گازي با فشار يكنواخت انجاميد و از آغاز عصر نويني در فيزيك خبر داد كه از تازگي فوق العاده انديشه ماكسول درباره توصيف فرايندهاي عملي فيزيك به وسيله تابعي آماري پديد آمد پژوهشهاي ماكسول درباره توصيف فرايندهاي عملي فيزيك به وسيله تابعي آماري پديد آمد پژوهشهاي ماكسول در زمينه برق در سال1844 آغاز شد اين پژوهشها به دو چرخه گسترده تقسيم مي شوند چرخه اول از زمان پنج مقاله عمده است در زمينه برق مغناطيس چرخه دوم با تنظيم «رساله اي درباره برق و مغناطيس» و بيشتر از ده مقاله كوتاهتر در زمينه مسائل خاص ادامه مي يابد. اندازه گيري هاي نارواني گازي در فشارها و دماهاي مختلف كه ماكسول و همسرش در سال 1855 انجام دادند در آن زمان مفيد ترين خدمت به فيزيك تجربي بود مقاله «نظريه پويشي گازها» كه بعد از آن عرضه شد بزرگترين تك مقاله ماكسول بود و ماكسول در آن نظريه تازه اي پرورد كه در آن مولكولهاي گاز به صورت مراكز نيرويي بودند دستخوش نيروي رانش مولكولي از درجه n ام و به جاي ميانگين مسير آزاد زمان مشخص كننده اي را قرار مي داد و آن «مدول زمان واهلش» تنشها در گاز بود فرايند هاي كوتاه مدت كه با زمان واهلش مقايسه شوند كشسانند و فرايندهايي كه طول مدتشان درازتر باشد ناروانند اين نظريه واهلش كشش آغازگر تغيير شكل ماده شد و به طور نامستقيم به هر شاخه فيزيك اثر گذاشت ماكسول در دو سال آخر عمر خود دو مقاله بسيار قوي درباره فيزيك مولكولي منتشر ساخت كتاب درسي ماكسول به نام Theory of Heat «نظريه گرما» در سال 1870 منتشر شد و چندين چاپ با تجديد نظر بسيار انتشار يافت همچنين در سال 1873 كتاب خود را به نام «دوره الكتريسيته و مغناطيس» منتشر ساخت و بلافاصله به سمت استاد كرسي فيزيك دانشگاه انتخاب شد ولي عمرش كوتاه بود و در پنجم نوامبر سال 1879 در چهل و نه سالگي وفات يافت.
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

نگاهی کوتاه به تاریخ یونان باستان

  • پیش از یونانیان
  • ۱۰۰۰ پیش از میلاد

مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اولین منطقه شهری خود را بنیانگذاری نمودند. این کار همزمان (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.

  • ۷۷۶ پیش از میلاد

اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار می‌گردد.[نیازمند منبع]

  • ۷۵۰ پیش از میلاد

یو نانیها بوجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آنها مستعمراتی روی جزیره [سیسیلی] و در جنوب ایتالیا، بوجود آورند.[نیازمند منبع]

  • ۵۹۴ پیش از میلاد

قانون گذار آتنی، سولون، بنیاد یک [دمکراسی] (دولت مردمی) را بنا می‌کند. او قوانین جدیدی از قبیل حق فرجام (استیناف) را به جامعه معرفی کرد.[نیازمند منبع]

  • ۵۰۷ پیش از میلاد

دمکراسی به شکل دولت در آتن تأسیس گردید.

  • ۵۰۰ پیش از میلاد

داریوش، پادشاه ایرانی، ترتیب یک حمله به سرزمین‌های اصلی یونان، را می‌دهد.

  • ۴۹۰ پیش از میلاد

آتنی‌ها در جنگ ماراتون، ارتش مهاجم ایرانی‌ها را شکست می‌دهند. سربازان پیاده داوطلب ارتش را به دلیل حمل هوپلون (سپرهای گرد)، به نام هوپلایت‌ها می‌خواندند.

  • ۴۸۰ پیش از میلاد

نیروهای ایرانی، در جنگ ترماپیلای (جنگ ترموپیل)، ارتش منطقه شهری یونانی، اسپارت، را در هم می‌کوبند. مدتی بعد همان سال، در جنگ سالامیز، یک ارتش متحد از مناطق شهری یونانی، ایرانیها را در دریا شکست می‌دهد. ناوگان پیروز یونانی، از بیش از ۲۰۰ کشتی جنگی (کشتی‌های پارویی جنگی) تشکیل می‌شد.

  • ۴۷۹ پیش از میلاد

متحدان مناطق شهری یونانی ایرانیها، را در جنگ «پلاتایا» به سختی شکست داده و سر انجام به تهدید حمله ایرانیها به سرزمین‌های یونانی، خاتمه دادند.

  • ۴۲۹ - ۴۶۲ پیش از میلاد

آتن تحت حکومت پریکلس، ژنرال و سیاست‌مدار یونانی، شکوفا شد. او بعد از تخریب آکروپولیس در آتن در اثر حمله ایرانیان، دستور بازسازی آن را صادر کرد.

  • ۴۰۴ - ۴۳۱ پیش از میلاد

ناحیه شهری نیرومند آتن و اسپارت برای بدست گرفتن کنترل امپراتوری یونان با هم وارد جنگ می‌شوند. این جنگ سنگین و تلخ، که نام «جنگ پلوپونزیان» نیز معروف شد، و به مدت ۲۷ سال طول کشید، به تلخ اسپارت به پایان رسید.

  • ۳۳۸ پیش از میلاد

[فیلیپ] اهل مقدونیه، پدر اسکندر کبیر و فرمانروای قویترین بلاد (منطقه شهری) یونان، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می‌کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می‌دهد.


دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (۵۰۰ قبل از میلاد ـ ۵۰۰ میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تأثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه نظریاتی در زمینه اداره جوامع را به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.

  • ۵۵۰ پیش از میلاد

فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

  • ۵۴۵ پیش از میلاد

فیلسوف یونانی، آناکسیمنس اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر «ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند. او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است.

  • ۵۲۴ پیش از میلاد تا ۴۵۶ پیش از میلاد

آشیل، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه‌هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می‌دهد.

  • ۴۲۸ - ۵۰۰ پیش از میلاد

ستاره شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۹۶ پیش از میلاد

سوفوکلس (سوفوکل)، تراژدی نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می‌رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد.

  • در حدود ۴۳۰ - ۴۹۰ پیش از میلاد

فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد «پارتنون» و «اکروپلیس» در آتن، یونان، مجسمه غول پیکر زئوس، خدای خدایان یونانیان باستان، را می‌آفریند.

  • در حدود ۴۰۶ - ۴۸۶ پیش از میلاد

اوربپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره‌ای است که فرزندان خود را به قتل می‌رساند.

  • در حدود ۳۹۹ - ۴۷۰ پیش از میلاد

سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او با نوشیدن سم، خودکشی می‌کند.

  • در حدود ۳۸۵ - ۴۵۰ پیش از میلاد

آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد.

  • در ۳۴۷ - ۴۲۷ پیش از میلاد

افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه ، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده آل می‌پردازد. در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای ۳۰۰ ـ ۵۰۰ قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.

  • در حدود ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد

ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می‌گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه‌ای به نام لیسیوم (لوکیون) تأسیس می‌کند. وی رساله «سیاست» را می‌نویسد و در آن به بحث درباره شش روش اداره حکومت می‌پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه بندی شده‌اند، ابداع می‌کند.

  • در حدود ۳۳۵ تا ۲۸۰ پیش از میلاد

در شهر اسکندریه، که به‌وسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می‌پردازد.

  • در حدود ۳۳۰ تا ۲۷۵ پیش از میلاد

اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد.

  • در حدود ۳۱۰ تا ۲۳۰ پیش از میلاد

آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می‌پندارد.

  • در حدود ۲۸۷ ـ ۲۱۲ پیش از میلاد

ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند. و نام خود را بر آن می‌گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می‌رسانند.

  • در حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد

تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند.

  • در حدود ۱۴۴ تا ۱۲۷ پیش از میلاد

هیپارخوس (ابرخس)، ستاره شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می‌کند. در حدود ۱۶۸ تا ۹۰ قبل از میلاد بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی ، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد.

  • ۱۸۷ پیش از میلاد

یونان نابود می‌شود و رومیان جای آن‌ها را می‌گیرند.

  • سده ۱۹ بعد از میلاد

پس از حاکمیت امپراطوری عثمانی٬ در سال ۱۸۲۱ پس از حدود ۲۰۰۰ سال از نابودی یونان باستان٬ کشور مدرن یونان بدست آن‌ها که یونانی سخن می‌گفتند به شکلی نمادین ساخته شد٬ که این فاصلهٔ ۲۰۰۰ ساله خود بهترین دلیل برای نمادین بودن ایجاد چنین کشوری است.

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

دیوار صوتی

بر خلاف آنچه ممکن است در این عکس که  مربوط به لحظه "شکستن دیوار صوتی" ‌بوسیله یک هواپیمای جت است به نظر برسد، منظور از "دیوار صوتی" سرعت سیر امواج صوتی بسته به محیطی که در آن حرکت می‌کنند است، نه پرده‌ای واقعی که دماغه هواپیمای جت آن را سوراخ کند.

شکستن دیوار صوتی

اما پدیده‌ای بصری که در این تصویر می‌بینید به علت قطرات آبی است که درمیان دو سطح پرفشار هوا به دام می‌افتند.در شرایط آب و هوایی مرطوب بخار آب می‌تواند بین دو ستیغ امواج صوتی ایجاد بوسیله هواپیمای جت تجمع یابند.

این اثر لزوما با شکستن دیوار صوتی هم‌زمان نیست، اما ممکن است همراه آن هم رخ دهد.

شکستن دیوار صوتی برای اولین بار در تاریخ هوانوردی در 14 اکتبر 1947 بوسیله سرهنگ چارلز ییگر با یک هواپیمای پژوهشی به نام Bell XS-1 که برای سرعت‌های مافوق صوت طراحی شده بود، در امریکا انجام شد.

امروزه هواپیماهای بدون سرنشین بوسیله ناسا با سرعت 10 برابر سرعت صوت (10 ماخ) به پرواز درآمده‌اند.

کلمه ماخ از نام ارنست ماخ فیزیکدان اتریشی گرفته شده است که در سال 1887 اصول حرکت مافوق‌صوت را تبیین کرد. "عدد ماخ"  نسبت سرعت یک شی‌ئ به سرعت صوت در محیط محلی است.

صوت امواج ناشی از ارتعاش جو است و بنابراین سرعت آن به درجه حرارت و فشار هوا بستگی دارد.

صوت در سطح دریا در حرارت 15 درجه سانتی‌گراد با سرعت 1223 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند.

پرواز کردن هواپیما با سرعتی بیش از این صدایی گوش‌خراش ایجاد می‌کند.

هنگامی که هواپیما با سرعت تحت‌صوت (کمتر از یک ماخ) پرواز می‌کند ارتعاشات در فشار هوا ( یا همان امواج صوتی) عموما در همه جهات پخش می‌شوند.

اما هنگام به اصطلاح شکستن دیوار صوتی (یا افزایش سرعت هواپیما به بالای سرعت صوت) میدان فشارهوای اطراف هواپیما از عقب هواپیما به صورت یک "مخروط ماخ" – یک موج ضربه‌ای که یک "غرش صوتی" را بوجود می‌آورد- گسترش می‌یابد

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

تصو یر بمب اتم

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

گرانش



گرانش

gravity
طبقه بندی : فیزیک - مقالات
گرانش
کره زمین و دیگر کرات و سیارات تشکیل دهنده جهان ما همگی دارای نیرویی هستند که اشیاء را به سوی خود جذب می‌کنند این نیرو را گرانِش یا جاذبه می‌‌نامیم، که نیوتن آن را کشف کرد. از دیر باز همواره دو مسئله مورد توجه بود: تمایل اجسام به سقوط به طرف زمین هنگام رها شدن. حرکات سیارات،از جمله خورشید و ماه که در آن زمان سیاره بشمار می‌آمدند. در گذشته این دو موضوع را جدا از هم میدانستند.یکی از دستاوردهای بزرگ آیزاک نیوتن این بود که نتیجه گرفت: این دو موضوع در واقع امر واحدی هستند و از قوانین یکسانی پیروی می‌کنند. در سال ۱۶۶۵ ،پس از تعطیلی مدرسه به خاطر شیوع طاعون، نیوتن، که در آن زمان ۲۳ سال داشت،از کمبریج به لینکلن شایر رفت.او در حدود پنجاه سال بعد نوشت:....در همان سال (۱۶۶۵) این فکر به نظرم آمد که نیروی لازم برای نگه داشتن ماه در مدارش و نیروی گرانش در سطح زمین با تقریب خوبی با هم مشابهند. ویلیام استوکلی، یکی از دوستان جوان ایزاک نیوتن می‌‌نویسد، وقتی با آیزاک نیوتن زیر درختان سیب یک باغ مشغول صرف چای بوده است نیوتن به او گفته که ایده گرانش در یک چنین حایی به ذهنش خطور کرده است کره زمین و دیگر کرات و سیارات تشکیل دهنده جهان ما همگی دارای نیرویی هستند که اشیاء را به سوی خود جذب می‌کنند این نیرو را گرانِش یا جاذبه می‌‌نامیم، که نیوتن آن را کشف کرد. از دیر باز همواره دو مسئله مورد توجه بود: تمایل اجسام به سقوط به طرف زمین هنگام رها شدن. حرکات سیارات،از جمله خورشید و ماه که در آن زمان سیاره بشمار می‌آمدند. در گذشته این دو موضوع را جدا از هم میدانستند.یکی از دستاوردهای بزرگ آیزاک نیوتن این بود که نتیجه گرفت: این دو موضوع در واقع امر واحدی هستند و از قوانین یکسانی پیروی می‌کنند. در سال ۱۶۶۵ ،پس از تعطیلی مدرسه به خاطر شیوع طاعون، نیوتن، که در آن زمان ۲۳ سال داشت،از کمبریج به لینکلن شایر رفت.او در حدود پنجاه سال بعد نوشت:....در همان سال (۱۶۶۵) این فکر به نظرم آمد که نیروی لازم برای نگه داشتن ماه در مدارش و نیروی گرانش در سطح زمین با تقریب خوبی با هم مشابهند. ویلیام استوکلی، یکی از دوستان جوان ایزاک نیوتن می‌‌نویسد، وقتی با آیزاک نیوتن زیر درختان سیب یک باغ مشغول صرف چای بوده است نیوتن به او گفته که ایده گرانش در یک چنین حایی به ذهنش خطور کرده است. استوکس می‌‌نویسد:«او در حالی که نشسته و در فکر فرو رفته بود سقوط یک سیب توجهش را جلب می‌کند و به مفهوم گرانش پی می‌‌برد. پس از آن به تدریج خاصیت گرانش را در مورد حرکت زمین و اجسام سماوی به کار می‌‌برد........» البته باید گفت: اینکه سیب مذکور به سر آیزاک نیوتن خورده است یاخیرمعلوم نیست! آیزاک نیوتن تا سال ۱۶۷۸ ،یعنی تقریبا تا ۲۲ سال پس از درک مفهوم اساسی گرانش نتایج محاسبات خود را به طور کامل منتشر نکرد. در این سال دستاوردهایش را در کتاب مشهور اصول که از آثار بزرگ اوست منتشر کرد. از دلایلی که باعث می‌‌شد او نتایج خود را انتشار ندهد، می‌توان به دو دلیل اشاره :یکی شعاع زمین ،که برای انجام محاسبات لازم بود و آیزاک نیوتن آن را نمی‌دانست و دیگری، آیزاک نیوتن به طور کلی از انتشار نتایج کار خود ابا داشت زیرا مردی کمرو و درونگرا بود واز بحث و جدل نفرت داشت. راسل در مورد او می‌‌گوید:«اگر او با مخالفت‌هایی که گالیله با آن‌ها مواجه بود ،روبرو می‌‌شد، شاید هرگز حتی یک سطر هم منتشر نمی‌کرد. در واقع ،ادموند هالی(که ستاره دنباله دار هالی به نام اوست) باعث شد آیزاک نیوتن کتاب اصول را منتشر کند. آیزاک نیوتن در کتاب اصول از حد مسائل سیب-زمین فراتر می‌‌رود و قانون گرانش خود را به تمام اجسام تعمیم می‌دهد. گرانش را می‌توان در سه قلمرو مطالعه کرد: جاذبه بین دو جسم مانند دو سنگ و یا هر دو شیئ دیگر.اگر جه نیروی بین اجسام به روش‌های دقیق قابل اندازه گیری است ولی بسیار ضعیف تر از آن است که ما با حواس معمولی خود آن را درک کنیم. جاذبه زمین بر ما و اجسام اطراف ما که یک عامل تعیین کننده در زندگی ماست و فقط با اقدامات فوق العاده می‌توانیم از آن رهایی پیدا کنیم. مانند پرتاب فضاپیماهایی که باید از قید جاذبه زمین رها شوند. در مقیاس کیهانی یعنی در قلمرو منظومه خورشیدی و بر هم کنش سیاره‌ها و ستاره ها،گرانش نیروی غالب است. آیزاک نیوتن توانست حرکت سیارات در منظومه خورشیدی و حرکت در حال سقوط در نزدیکی سطح زمین را با یک مفهوم بیان کند.به این ترتیب مکانیک زمینی و مکانیک سماوی را که قبلا از هم جدا بودند در یک نظریه واحد با هم بیان کند. متن بالا گرانش از دیدگاه مکانیک کلاسیک است.از نظریه‌های دیگر می‌توان به نظریه گرانش اینشتین یا همان نسبیت عام و همچنین نظریه‌های کوانتومی اشاره کرد که در اکثر آنها (نظریه‌های کونتومی) عامل انتقال گرانش ذرات بوزونی بنام گرویتون (Graviton) هستند.
● قانون گرانش جهانی نیرویی که دو ذره به جرم‌های m۱ و m۲ و به فاصله r ازهم به یکدیگر وارد می‌کنند،نیروی جاذبه‌ای است که در امتداد خط واصل دو ذره اثر می‌کند و بزرگی آن برابر است با: F=Gm۱m۲/r^۲ G یک ثابت جهانی است و مقدار آن برای تمام زوج ذرات یکسان است. این،قانون گرانش جهانی آیزاک نیوتن است.برای اینکه این قانون را خوب درک کنیم بعضی خصوصیات آن را یادآور میشویم: ۱) اولا:نیروهای گرانش میان دو ذره، زوج نیروهای کنش-واکنش هستند.ذره اول نیرویی به ذره دوم وارد می‌کند که جهت آن به طرف ذره اول «جاذبه)و در امتداد خطی است که دو ذره را به هم وصل می‌کند.به همین ترتیب ذره دوم نیز نیرویی به ذره اول وارد می‌کند که جهت آن به طرف ذره دوم(جاذبه) و در متداد خط واصل دو ذره است.بزرگی این نیروها مساوی ولی جهت آنها خلاف یکدیگر است. ۲) ثانیا:ثابت جهانی G را نباید با g ،که شتاب ناشی از جاذبه گرانشی زمین روی یک جسم است اشتباه کرد.ثابت G دارای بعد و یک کمیت نرده ایست(عددثابتی است)،در حالی که g با بعد LT-۲ یک کمیت برداری است، که نه جهانی است و نه ثابت(در نقاط مختلف زمین بسته به فاصله تا مرکز زمین تغییر می‌کند با انجام آزمایشات دقیق می‌‌توان مقدار G را بدست آورد.این کار را برای اولین بار لردکاوندیش در سال ۱۷۹۸ انجام داد .در حال حاضر مقدار پذیرفته شده برای G برابر است با G =۶.۶۷۲۶×۱۰-۱۱ نیروی گرانش بزرگی که زمین به تمام اجسام نزدیک به سطحش وارد می‌کند،ناشی از جرم فوق العاده زیاد آن است.در واقع ،جرم زمین را می‌توان با استفاده از قانون گرانش جهانی آیزاک نیوتن و مقدار محاسبه شده G در آزمایش کاوندیش تعیین کرد.به همین دلیل کاوندیش را نخستین کسی می‌دانند که زمین را وزن کرده است!.جرم زمین راMe و جرم جسمی واقع بر سطح آن را m می‌‌کیریم.داریم: F =GmMe/Re^۲ & F =mg mg =GmMe / Re^۲ →Me =g Re^۲/G: بنابراین که Re شعاع زمین یا همان فاصله دو جسم از یکدیگر است.زیرا جرم زمین را در مرکز آن فرض میکنیم.بنا بر این: M=۹.۸*(۶.۳۷*۱۰۶)۲/۶.۶۷*۱۰- ۱۱=۵.۹۷*۱۰۲۴kg تن ۲۱ ۱۰ * ۶.۶: یا
● میدان گرانش یک حقیقت اساسی درباره گرانش این است که دو جرم بر یکدیگر نیرو وارد می‌کنند.اگر بخواهیم می‌توانیم این موضوع را به صورت تأثیر«کنش) مستقیم میان دو ذره در نظر بگیریم.این دیدگاه را کنش از راه دور می‌‌نامند.یعنی ذرات از راه دور و بدون اینکه با هم تماس داشته باشند روی هم اثر میگذارند.دیدگاه دیگر استفاده از مفهوم میدان است،که بنا به آن یک ذره جرم دار فضای اطرافش را طوری تغییر می‌دهد که در آن میدان گرانشی ایجاد می‌کند.این میدان بر هر ذره جرم داری که در آن قرار گیرد یک نیروی جاذبه گرانشی وارد می‌کند. بنابراین در تصور ما از نیروهای میان ذرات جرم دار،میدان نقش واسطه ایفا می‌کند. در مثال جرم - زمین ،اگر جسمی را در مجاورت زمین قرار دهیم ،نیرویی بر آن وارد می‌شود،این نیرو در هر نقطه از فضای اطراف زمین دارای جهت و بزرگی مشخصی است. جهت این نیرو که در راستای شعاع زمین است، به طرف مرکز زمین و بزرگی آن برابر mg . بنابراین در هر نقطه در نزدیکی زمین می‌توان یک بردار g وابسته کرد. بردار g شتابی است که جسم رها شده در هر نقطه بدست می‌‌آورد و آن را شدت میدان گرانش در آن نقطه مینامند. چون g =F/mشدت میدان گرانش در هر نقطه را می‌توان به صورت نیروی گرانشی وارد بر یکای جرم در آن نقطه تعریف کنیم و!زن وجرم وزن جسمی روی زمین ۱۰ آیزاک نیوتن است. اگر این جسم را به فضا برده و بخواهیم به آن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه بدهیم،چند آیزاک نیوتن نیرو باید وارد کنیم؟ یک؟ ده؟ صفر؟ در فضا نمی‌توان به جسمی شتاب داد!وزن هر جسم عبارت است از نیروی جاذبه‌ای که زمین به آن وارد می‌کند. وزن چون از نوع نیروست،کمیتی است برداری. جهت این بردار همان جهت نیروی گرانشی، یعنی به طرف مرکز زمین است. بزرگی وزن بر حسب یکای نیرو یعنی آیزاک نیوتن بیان می‌شود. وقتی جسمی به جرم m آزادانه «در خلا» سقوط می‌کند،شتاب آن برابر شتاب گرانش«g» ونیروی وارد بر آن «w» برابر وزن خودش است. اگر از ««قانون دوم نیوتن(F=ma)، برای جسمی که آزادانه سقوط می‌کند استفاده کنیم خواهیم داشت :w=mg . که w و g بردارهایی هستند که جهتشان متوجه مرکز زمین است. برای اینکه از سقوط جسمی جلوگیری کنیم باید نیرویی که بزرگی آن برابر بزرگی w و جهت آن به طرف بالاست به آن وارد کنیم، به گونه‌ای که برایند نیروهای وارد بر جسم صفر شود. وقتی جسمی از فنری آویزان است و به حال تعادل قرار دارد، کشش فنر این نیرو را تأمین می‌کند. گفتیم وزن هر جسم، یعنی نیرویی که زمین به طرف پایین بر جسم وارد می‌کند، یک کمیت برداری است. جرم جسم یک کمیت نرده‌ای است. رابطه میان وزن و جرم است. برابر ۷۸/۹ متر بر مجذور ثانیه است،۷۸/۹ آیزاک نیوتن وزن دارد. در نتیجه بر خلاف جرم که خاصیت ذاتی جسم است (و همیشه ثابت)،وزن یک جسم به محل آن نسبت به مرکز زمین بستگی دارد.در نقاط مختلف روی زمین ترازوهای فنری (نیروسنج‌ها)،مقادیر متفاوت و ترازوهای شاهین دار، مقادیر یکسانی را نشان می‌دهند.(زیرا نیروسنج وزن را نشان می‌دهد ولی ترازوی شاهین دار جرم را) در نواحیی از فضا که نیروی گرانش (نیرویی که از طرف زمین بر اجسام وارد می‌شود(همان وزن)) وجود ندارد،وزن یک جسم صفر است،در حالی که اثرهای لختی و در نتیجه جرم جسم نسبت به مقدار آن در روی زمین بدون تغییر می‌‌ماند. در یک سفینه فضایی بلند کردن یک قطعه سربی بزرگ کار ساده‌ای است(w=۰) ولی اگر فضانورد به این قطعه لگد بزند همچنان به پایش ضربه وارد می‌شود (زیرا mمخالف صفر است برای شتاب دادن به یک جسم در فضا ،همان اندازه نیرو لازم است که برای شتاب دادن آن در امتداد یک سطح افقی بدون اصطکاک در روی زمین.زیرا جرم جسم همه جا یکسان است. اما برای نگه داشتن یک جسم در سطح زمین، نیروی بسیار بیشتری از نیروی لازم برای نگه داشتن آن در فضا مورد نیاز است. زیرا در فضا وزن صفر است ولی در روی زمین چنین نیست.
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  | 

خودرو ای که قوانین فیزیک را میشکند!

خودروي ضد كربن چيني، قرار است اولين خودروي دنيا باشد كه مانند برگ، دي‌اكسيد كربن مصرف مي‌كند و اكسيژن آزاد مي‌نمايد

به نظر مي‌رسد يك شركت خودروسازي چيني تصميم گرفته هر ايده ناپخته‌اي را براي طراحي يك خودروي دوستدار محيط زيست به كار گيرد، حتي اگر لازم باشد كه قوانين فيزيك‌دانان را دور بريزد.

http://khabaronline.ir/images/2010/4/saic-leaf-concept-660x396.jpg

بر اساس گزارش وايرد، شركت خودروسازي شانگهاي قرار است با ايده خودرويي به نام يه‌زي (كه در لغت به معناي برگ است) به نمايشگاه خودروي 2010 شانگهاي بيايد. يه‌زي با يك لايه پلاستيكي پوشانده شده،‌ از انرژي قابل تجديد استفاده مي‌كند و مهم‌تر اين كه اكسيژن دفع مي‌كند. بدين ترتيب، يه‌زي اولين اتومبيل ضد كربن دنيا خواهد بود.


دليل نام‌گذاري اين خودرو، سقف برگ‌مانند آن است كه محل نصب سلول‌هاي نوري است. نكته جالب‌تر،‌ توربين‌هاي چرخ‌هاست. به گفته شركت سازنده،‌ اين چرخ‌ها هنگام حركت خودرو، برق توليد مي‌كنند. چهارچوب شاسي هم از فلز و مواد آلي ساخته شده و دي‌اكسيد كربن هوا را مي‌گيرد و با استفاده از آن در يك سلول سوخت ميكروبي، بخار آب ساتع مي‌كند.


به ادعاي اين شركت، خودروي يه‌زي مي‌تواند دي‌اكسيد كربن حاصل از مصرف برق خودش را تبديل به نيروي الكتريكي كند كه باز مورد مصرف خود خودرو قرار مي‌گيرد.


البته بسياري از اين اطلاعات به طور غيرمستقيم منتشر شده است و خود شركت مستقيما هيچ اطلاعات دقيقي را منتشر نكرده است، چه برسد به اين كه توضيح بدهد تمام اين تبديل‌ها طي چه فرايندي صورت مي‌گيرند.


اسپنسر كانگ، مهندس خودرو و متخصص سوخت‌هاي جايگزين درباره اين اطلاعات معتقد است كه همه اين‌ها،‌ راه‌هاي ممكن توليد نيروي الكتريكي هستند، اما به سختي مي‌توان آن‌ها را در يك خودرو به كار برد. كانگ معتقد است منظور از چهارچوب ساخته شده از فلز و مواد آلي،‌ بايد شبكه‌اي ميكروسكپي باشد كه در حال حاضر در مطالعات، براي ذخيره هيدروژن در سلول سوخت ماشين‌ها به كار مي‌رود.مشكل اينجاست كه اين شبكه براي ذخيره هيدروژن گرماي زيادي آزاد مي‌كند، بنابراين نياز به يك سيستم خنك‌كننده قوي خواهد داشت.


كانگ در مورد توربين‌هاي درون چرخ‌ها معتقد است كه چنين سيستمي بيشتر از آن كه توليد انرژي داشته باشد، باعث افزايش وزن خواهد شد. البته در شرايطي مانند ترمز گرفتن و يا حركت در سرازيري‌ها، ممكن است چنين توربين‌هايي به كار بيايند، اما دقت لازم در مهندسي چنين توربين‌هايي، ‌در واقع اجراي آن‌ را غيرعملي مي‌سازد.


در مجموع به نظر مي‌رسد كه اين خودرو بايد قوانين فيزيكي كه ما مي‌شناسيم را زير پا بگذارد. در غير اين صورت، ‌انرژي كه بايد صرف گرداندن سيستم‌هايش نمايد، از انرژي مورد نياز خود خودرو بيشتر خواهد بود.


با اين حال، شركت شانگهاي اعلام كرده كه به زودي جزييات مربوط به اين خودرو را اعلام خواهد كرد. البته اين خودرو هنوز يك ايده است و تا رسيدن به توليد فاصله بسياري دارد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت   توسط فرنام فرشباف  |